تبليغاتX
اللهم صل علي محمد و آل محمد - نیما یوشیج

www.mohsenmadahzadeh.com

• هان اي شب شوم وحشت انگيز!
• تا چند زني به جانم آتش؟
• يا چشم مرا ز جاي بر كن،
• يا پرده ز روي خود فروكش،
• يا باز گذار تا بميرم
• كز ديدن روزگار سيرم.
• ديري ست كه در زمانه ي دون
• از ديده هميشه اشكبارم،
• عمري به كدورت و الم رفت
• تا باقي عمر چون سپارم.
• نه بخت بد مراست سامان
• و اي شب، نه تراست هيچ پايان.
• چندين چه كني مرا ستيزه
• بس نيست مرا غم زمانه؟
• دل مي بري و قرار از من
• هر لحظه به يك ره و فسانه
• بس بس كه شدي تو فتنه اي سخت
• سرمايه ي درد و دشمن بخت.
• اين قصه كه مي كني تو با من
• زين خوبتر ايچ قصه اي نيست،
• خوبست وليك بايد از درد
• نالان شد و زارزار بگريست.
• بشكست دلم ز بي قراري
• كوتاه كن اين فسانه، باري.
• آنجا كه ز شاخ گل فروريخت
• آنجا كه بكوفت باد بر در،
• و آنجا كه بريخت آب مواج
• تابيد بر او مه منور،
• اي تيره شب دراز داني
• كانجا چه نهفته بد نهاني؟
• بودست دلي ز درد خونين،
• بودست رخي زغم مكدر،
• بودست بسي سر پر اميد،
• ياري كه گرفته يار در بر؛
• كو آن همه بانگ و ناله ي زار
• كو ناله ي عاشقان غمخوار؟
• درسايه ي آن درخت ها چيست
• كز ديده ي عالمي نهان است؟
• عجز بشر است اين فجايع
• يا آن كه حقيقت جهان است؟
• در سير تو طاقتم بفرسود
• زين منظره چيست عاقبت سود؟
• تو چيستي اي شب غم انگيز
• در جست و جوي چه كاري آخر؟
• بس وقت گذشت و تو همانطور
• استاده به شكل خوف آور
• تاريخجه ي گذشتگاني
• يا رازگشاي مردگاني؟
• تو آينه دار روزگاري
• يا در ره عشق پرده داري؟
• يا دشمن جان من شدستي؟
• اي شب بنه اين شگفتكاري،
• بگذار مرا به حالت خويش
• با جان فسرده و دل ريش!
• بگذار فرو بگيردم خواب
• كز هر طرفي همي وزد باد.
• وقتي ست خوش و زمانه خاموش
• مرغ سحري كشيد فرياد،
• شد محو يكان يكان ستاره
• تا چند كنم به تو نظاره؟
• بگذار بخواب اندر آيم
• كز شومي گردش زمانه،
• يكدم كمتر به ياد آرم
• و آزاد شوم ز هر فسانه.
• بگذار كه چشم ها ببندد
• كمتر به من اين جهان بخندد

www.mohsenmadahzadeh.com


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/23ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط محسن مداح زاده |