تبليغاتX
اللهم صل علي محمد و آل محمد

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و  آرزوها دیر نیست.


"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جرج الیوت


مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟ بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.


عملکرد ضمیر ناخودآگاه


ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم ، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.


در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست میشود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.


یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت.

یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه ی کارها را به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد.

کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد.

یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: "من شکست می خورم"، "توانایی انجام این کار را ندارم"، و یا "قابلیت انجام چنین کاری را ندارم"؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید.

ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منسه ظهور برسانید.

به امید رسیدن شما به بهترین ها.
 

منتظر نظرات گرم شما هستم

با تشکر

بدرود تا درودی دیگر

محسن مداح زاده 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 

 طریقه افزايش متابوليسم پايه بدن

 
 

    
 

چگونه غذا بخوريد تا لاغر شويد؟

غذا نخوردن و رژيم های غذایی سخت و طولانی مدت در واقع بدن را بيشتر مستعد ابتلا به مشکل چاقی می نمايند. کاهش قابل ملاحظه ی مقدار غذا ی مصرفی روزانه، در حقيقت موجب کند تر شدن سرعت متابوليسم بدن میگردد.

 

متابوليسم چیست؟


 

به بيانی بسيار ساده، متابوليسم به مجموعه ی پروسه های بيوشيميايی، و فيزيولوژيکی بدن انسان برای حفظ حالت هوميواستازی، نيز تجزيه ی مواد غذايی مصرفی توسط بدن، و همچنین استفاده از انرژی موجود در آنها اطلاق میگردد. یا به بیانی دیگر، متابوليسم مجموعه ی عملکرد های بيوشيميايی بدن انسان می باشد.

همچنين، سرعت سوزاندن کالری های موجود در مواد غذايی مصرف شده توسط سلولهای بدن، به نرخ متابوليکی بدن انسان مرتبط می باشد. هر چه متابوليسم بدن سريع تر باشد، بدن با سرعت و نیز کارايی بیشتری قادر به هضم و جذب غذا ها و نيز سوزاندن چربی ها می باشد.

بدن انسان همواره و در تمامی شرايط، حتی در هنگام خواب و استراحت، در حال سوزاندن کالری می باشد. اين کالری ها صرف کمک به حفظ حالت هوميو استازی بدن می گردند. زيرا که تمامی سلولها، بافت ها، و نيز ارگان های بدن انسان، برای انجام فعاليت های طبيعی خود نيازمند به صرف انرژی می باشند. به عنوان مثال، قلب برای پمپ کردن خون در سرتاسر بدن، ريه ها برای انجام عمل تنفس، و نيز سلول های مغزی(حتی در حالت خواب)،  برای انجام  کليه ی فعاليت های خود نيازمند به صرف انرژی می باشند.

برخی از افراد به طور طبیعی دارای سرعت متابوليسم پايين تری نسبت به سايرين می باشند. اين دسته از افراد سخت تر می توانند وزن خود را کم نمایند؛ و نيز بيشتر مستعد ابتلا به چاقی می باشند. به طور کلی، فعاليت های سلولی در سلولهای کودکان و نیز جوانان سريع تر بوده و بدين واسطه نيز در افراد جوانتر سرعت متابوليسم بالاتر می باشد. همچنين، به طور معمول با افزايش سن سرعت متابوليسم در يک فرد کاهش خواهد يافت.

به طور کلی، سرعت متابوليسم در بدن يک فرد، از بافتی تا بافت ديگر متفاوت می باشد. به عنوان مثال، سرعت متابوليسم در بافتهای ماهيچه ای بدن به مراتب بالا تر از سرعت متابوليسم در بافت چربی بدن می باشد.

 اين بدان معناست که بافت های ماهيچه ای بدن قادر به سوزاندن مقادير بالاتری از انرژی در مقايسه با بافتهای چربی می باشند.

 شايان ذکر است که بافتهای ماهيچه ای حتی در حالت استراحت کامل (به عنوان مثال در حالت نشستن بدون حرکت و يا حتی در هنگام خواب) نيز، قادر به مصرف و سوزاندن انرژی بسيار بيشتری در مقايسه با بافت های چربی میباشند.

اين يکی ديگر از  مکانیزم هایی است که بر اساس آن ورزش کردن به حفظ سلامتی و همچنين به کاهش وزن بدن کمک می نمايد. ورزش کردن، علاوه بر کمک به بهبود عملکرد کليه ی سلولها و ارگانهای بدن، به افزايش جرم ماهيچه های بدن نيز کمک نموده و بدين واسطه موجب افزايش سرعت متابوليسم بدن می گردد.


 

حتی در حالتی که فرد به انجام هيچگونه فعاليت بدنی ای نيز مشغول نمی باشد، بدن همچنان قادر می باشد مقدار کالری بيشتری را فقط به واسطه ی افزايش سرعت متابوليسم خود بسوزاند. البته لازم به ذکر است که برای حفظ سرعت بالای  متابوليسم، پيروی از يک برنامه ی ورزشی مداوم و مستمر به فرد توصيه می گردد.


 

 

چه عواملی می توانند منجر به کاهش سرعت متابوليسم گردند؟

 

رژيم های طولانی مدت:
 

بدن انسان در طول دوران تکاملی خود، قادر بوده تا خود را به بهترين نحو به محيط اطراف وفق داده، و بدين واسطه شانس زنده ماندن خود را افزايش دهد. بديهی است که در طول دوران تکامل فيزيولوژيکی انسانها، آب، مواد غذايی و نيز ديگر مايحتاج انسانها هميشه به مقدار مورد نياز آنها فراهم نبوده است.  در طول دوران تکامل فيزيولوژيکی، بدن انسان اين توانايی را يافته است که  نياز های خود به مواد غذايی را تحت شرايط قحطی کاهش دهد. که اين به نوبه ی خود منجر به افزايش احتمال بقای فرد در شرايط قحطی می گردد.

 

اجداد ما در طول دوران زندگی خود بارها مواجهه با شرايط سخت و نیز کمبود غذا را تجربه کرده اند، و انسان امروزی از نظر فيزيولوژيکی، نتيجه ی تکامل فيزيولوژيکی اجداد خود می باشد. در گذشته، مواد غذايی به صورت فصلی در اختيار اجدادمان قرار داشته اند. آنها تابستانها از انواع گوشت ها و ميوه ها استفاده نموده و خود را برای زمستان آماده می نمودند.

حال آنکه در زمستان تهيه ی غذا  برای اجدادمان دشوار تر بوده است. در طول دوران تکامل فيزيولوژيکی، بدن انسان به مرور اين توانايی را يافت تا خود را با شرايط محيط وفق دهد. حال آنکه، بدن انسان امروزی قادر به تشخيص قحطی از رژيم غذایی نمی باشد. امروزه، فردی که رژيم می گيرد، در حقيقت به بدن خود اين سيگنال را می دهد که مواد غذا يی به مقدار کافی و مورد نياز بدن در دسترس نمی باشند. اين همان سيگنالی است که در شرايط قحطی مواد غذايی (به عنوان مثال کمبود غذا در فصل زمستان)  در بدن اجداد ما تولید می گردیده است.

 

Healthy Foods

شرايط قحطی، بدنهای اجداد مان را به نحوی تکامل داد، که در تابستان قادر باشند غذا های مصرفی را ذخيره، و در زمستان نیز قادر باشند از این چربی های اندوخته برای گرم نگاه داشتن و نیز انجام دیگر فعاليت های متابوليکی خود استفاده نمايند.  


پيروی از رژيم های غذا يی بسيار محدود از نظر کالری، بدن انسان امروزی را در حالتی همانند حالت قحطی که اجدادمان در گذشته با آن رو به رو بوده اند  مواجه می نماید؛ که اين برای بدن دو ضرر بسيار اساسی دارد:

اول اينکه پيروی از  اینگونه رژيم های غذا يی، متابوليسم بدن و نیز توانايی بدن در سوخت و ساز مواد غذايی و نيز انجام ديگر عملکرد های فيزيولوژيکی را به مقدار قابل توجهی کاهش می دهد. که اين به نوبه ی خود منجر به افزايش وزن خواهد گشت. همچنين کاهش متابوليسم مضرات ديگری نيز برای بدن داشته که از جمله ی آنها می توان به پيدايش اختلالات هورمونی و نيز پيدايش مشکلات روحی و روانی اشاره نمود.


دوم اينکه، بدن افراد به واسطه ی پيروی از  اینگونه رژيم های غذا يی بسيار مستعد چاقی می گردد. اين تا حدودی به دليل کاهش نرخ متابوليسم بدن در اين دسته از افراد می باشد. اما دليل عمده ی آن به نحوه ی تکامل فيزيولوژيکی بدن انسان بر مي گردد. همانگونه که گفته شد بدن اجداد ما قادر بوده به هنگام فراوانی غذا، غذا ها را به صورت چربی در بدن ذخيره نموده، و به هنگام قحطی از اين ذخاير استفاده نمايد.  حال آنکه در زمانهای قدیم، دوره های فراوانی و قحطی ماه ها از يکديگر فاصله    داشته اند، و به طور معمول، قبل از فرا رسيدن يکی ديگر از دوران فراوانی، تمامی ذخاير چربی موجود در بدن  اجدادمان به پايان می رسيدند.


حال آنکه امروزه، غذا همواره و به مقادير فراوان در دسترس می باشد. و انسان امروزی به نادرستی و به دليل پيروی از رژيم های غذايی نادرست، اين سيگنال های قحطی را به اشتباه به بدن خود فرستاده و بدن را مستعد به ذخيره ی چربی می نمايد. در اين حالت، به هنگام مصرف مواد غذايی، بدن فرد رژيم گيرنده دقيقاً همانند بدن اجدادمان پاسخ گفته و قسمت عمده ی مواد غذايی مصرف شده را ذخيره می نمايد. اين يک واکنش بسيار منطقی فيزيولوژيک توسط بدن بوده، و بدن با انجام اين کار در واقع سعی دارد تا احتمال بقای خود در شرايط قحطی را افزايش دهد.


حال آنکه قحطی ای در کار نمی باشد، و قبل از اينکه تمامی چربی های ذخيره شده در نتيجه ی مصرف غذا به اتمام برسند، فرد بار ديگر به خوردن غذا اقدام می نمايد، و بدين واسطه اين چربی ها هر روز بیشتر بر روی هم انباشته می گردند.

رژيم های شديد مقطعی فقط در سيگنال های فيزيولوژيکی بدن اختلال ايجاد نموده و موجب کاهش نرخ متابوليسم و مهم تر از همه مستعد نمودن افراد به چاقی می گردند.


به
اين گونه رژيم ها، رژيم های يو يو نيز اطلاق می گردد. اين بدان معناست که پس از اتمام هر دوره از این رژيم های غذايی بسيار محدود و سخت، و نيز پس از کاهش نسبی وزن بدن، مجدداً و به سرعت وزن بدن به حالت قبل و نیز مشابه و یا حتی چاقتر از زمان قبل از رژيم غذايی باز میگردد. و هر دوره از اين رژيم ها نیز، متابوليسم بدن را کند تر، کارايی بدن در سوزاندن چربی ها را کمتر و نيز بدن را برای ذخيره ی چربی مستعد تر می نمايد.


در رژيم غذايی خود هيچگاه هيچ کدام از وعده های غذايی را فراموش نکنيد!
خوردن غذا با مقادير کمتر و به تعداد دفعات بيشتر، بسيار سالم تر از خوردن وعده ها ی غذایی بسيار حجيم، و با تعداد دفعات کمتر می باشد.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 
يكي ازمشكلات موسيقي امروز ما عدم وجود تقسيم ، تعريف و دسته بنديهاي موسيقي است. به طور كلي موسيقي ايران از ديدگاه برخي از موسيقی دانهاي ايراني به دو نوع تقسيم مي شود: يكي موسيقي عاميانه كه شامل موسيقي رديف دستگاهي، موسيقي نواحي مختلف ايران و موسيقي مذهبي و آييني است، و دوم موسيقي هنري كه شامل موسيقي كلاسيك بين المللي و موسيقي ملي است. اما اين نگاه، نظر موسيقي شناسان قرن نوزدهم اروپاست كه موسيقي را به دو دسته تقسيم مي كرده اند: موسيقي عاميانه شفاهي كه بيشتر از شرق به اروپا رفته است، كه آن موسيقي پس از قرن 14 و 15 مكتوب شد و در قرن 16 يعني دوره رنسانس، باخ آن را به موسيقي هنري تبديل كرد و نوع دوم موسيقي، موسيقي هنري است. به دليل اين تقسيم بندي، غرب موسيقي فرهنگهاي ديگر را به دليل شفاهي بودن هارموني نداشتن و ... عاميانه تلقي مي كند و هنري نمي دان. در حالي كه از نظر علم اتنوموزيكولوژي اين نظر قابل قبول نيست. زيرا موسيقي بسياري از نقاط مختلف ايران ويژگيهاي زيبا و هنري دارد كه كاملاً بر همه روشن است. اگر چه امروزه نيز برخي معتقدند موسيقي «رديف» ابتدايي و عاميانه است، اما با مطالعه مي توان اثبات كرد كه اين موسيقي علمي، با شكوه، با معنا و هنري است و جايگاه خاصي در بين موسيقي فرهنگهاي مختلف دارد. در يك بررسي مي توان متوجه شد كه در ايران علم نظري موسيقي ما از زمان فارابي و ابن سينا وجود داشته است. موسيقي ما بعد از اسلام به موسيقي مقامي تبديل شد و در اوايل دوره قاجار با تغيياتي به موسيقي رديف تبديل گشت. اين بدين معناست كه ما دوره هاي مختلف، سبكها و انواع مختلف موسيقي نيز در كشورمان داشته ايم. به طوركلي ديدگاه گذشته غرب در مورد تقسيم موسيقي شرق صادق نيست. زيرا فرهنگ شرقي دو يا چند نوع موسيقي خاص خود را دارد كه نوع جدي و هنري آن كاملاً با فرهنگ موسيقي هنري كلاسيك غربي يا بين المللي متفاوت است . بنابراين بهتر است با توجه به روشهاي علمي، تجربي و مشاهده فرهنگهاي شرقي موجود، به بررسي و تحقيق پرداخت و انواع موسيقي ايران را پس از شناخت، تقسيم بندي و حتي الامكان تعريف، توصيفق و مقايسه كرد. البته موسيقي عامه پسند نمي تواند هنري باشدو بايد عواملي  را در خود تغيير دهد تا موسيقي هنري شود. اما موسيقي هنري تغيير پذير است به طوريكه مي تواند به صورت عامه پسند اجرا شود. اگر كسي شور را عالمانه اجرا  كند موسيقي جدي اجرا كرده است. به هر جهت، هر موسيقي كه بتواند در دل ما مهر، اميد، كوشندگي و حركت ايجاد كند، مي تواند موسيقي خوبي باشد و اگر اين كار را نكند، خوب نيست.

طبقه بندي موسيقي كنوني ايران :

1- موسيقي نواحي مختلف ايران :

برخي از موسيقي هاي نواحي ايران ، هنري و برخي عامه پسند و حتي مبتذل نيز هستند.

1- موسيقي دستگاهي (سنتي)

3-  موسيقي كلاسيك (بين المللي)

4- موسيقي تركيبي (ملي):

اين موسيقي را استاد وزيري پايه گذاري كرده است. در انتخاب گامها، اركستراسيون، تئوري، سازشناسي و ... از موسيقي غرب استفاده مي شود اما آهنگها حال و هواي ايراني دارند و با سازهاي ايراني و سازهاي اروپايي مدرن اجرا مي شوند. در اين تركيبها امكان دارد موسيقي عامه پسند به وجود بيايد كه امروزه نيز بيشتر موسيقي هاي تركيبي از اين نوعند.

5- موسيقي پاپ (مردمي) :


در تقسيم بندي فلسفي، اين موسيقي جزء موسيقي عامه پسند است. رايج شدن موسيقي پاپ در ايران باعث توجه بيشتر به موسيقي نواحي و دستگاهي (جدي) شده است، اما انواع موسيقي تركيبي كه خود نيز اغلب عامه پسند هستند، بعد از رايج شدن موسيقي پاپ، طرفداران كمتري پيدا كرده اند. وقتي يك موسيقي مد باشد، با آمدن موسيقي عامه پسند جديدتر، پسندها از روي مد تغيير مي كند و تيراژ موسيقي قبلي كمتر مي شود. به نظر نگارنده اگر هر نوع موسيقي كار خود را انجام دهد و موسيقي سالم (غير مبتذل) در هر نوعي ارايه شود، كارهاي جدي تر جايگاه بهتري پيدا مي كنند و بيشتر درك و حفظ مي شوند.

6- موسيقي مذهبي :

نوحه ها، تغزيه، روضه و ... بسياري از موسيقي هاي مذهبي گرايشهاي عامه پسند دارند و برخي جدي اند. از نظر ارزشي نيز برخي از اين نوع موسيقي ها، زيبا نيستند.

و از طرفي تقسيمهاي انجام شده را گاهي نمي توان كاملاً از هم جدا كرد. مثلاً بخشي از موسيقي نواحي مختلف ايران مذهبي هستند و موسيقي دستگاهي نيز گاهي حالتي دعا گونه و مذهبي دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 

 

حدود 3 هزار سال پيش مردمان مناطق کوهستاني فيليپين، يکي از شگفت‌انگيزترين پروژه‌هاي کشاورزي را پياده کردند: آنها براي اينکه بتوانند در کوه‌ها کشاورزي کنند، شروع به تسطيح و پلکاني کردن کوه‌ها کردند.

ارزش کار آنها وقتي نمايان مي‌شود که بدانيم، مردم فيليپين در ان زمان هيچ وسيله و ماشين مدرني در اختيار نداشتند.

البته ايده کشت پلکاني چيز تازه‌اي نيست که مختص به مردم فيليپين باشد، ولي عظمت کشت پلکاني در فيليپين وقتي نمايان مي‌شود که بدانيم اگر زمين‌هاي کشاورزي موجود در کوه‌هاي فيليپين در کنار هم قرار داده شوند، طولي به اندازه نصف دور زمين خواهند داشت و مساحت آنها 10360 کيلومتر مربع برآورد مي‌شوند.

 

 

 Tinypic

اما براي کشاورزي در ارتفاعات فقط  پلکاني کردن زمين کافي نيست و فيليپيني‌ها بايد کار مهم‌تري هم انجام مي‌دادند: انتقال آب! براي اين کار آنها شبکه پيچيده‌اي از کانال‌ها و دريچه‌هاي آب ايجاد کردند، طوري که آب با استفاده از لوله‌هاي چوبي به مزارعي در ارتفاع بالا مي‌رسيد. وقتي زمين‌هاي واقع در ارتفاع از آب سيراب مي‌شدند، آب به سمت زمين‌هاي با ارتفاع پايين‌تر حرکت مي‌کرد.

 Tinypic

 

شاليزارهاي پلکاني فيليپين اکنون يکي از جاذبه‌هاي توريستي اين کشور هستند. البته همين توريست‌ها، ناخواسته تدريجا صدماتي به اين کشتزارهاي عجيب و غريب وارد مي‌آورند، چرا که درآمد ناشي از توريسم تمرکز مردمان اين نواحي را حرفه کشاورزي منحرف کرده است و درآمد جايگزيني براي آنها ايجاد کرده است. مشکل ديگر کمبود آب است که متعاقب زلزله سال 1990 شروع شده است و آب مصرفي در صنعت توريسم اين ميزان کمبود را تشديد کرده است.

 

يونسکو اين زمين‌هاي کشاورزي را در ليست اماکن ميراث جهاني قرار داده است

____________

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 
پيشينه قهوه: درخت قهوه كه برگ هايي هميشه سبز و زيبا دارد، گياهي است از تيره Coffee كه دانه هاي آن را به صورت هاي مختلف همچون پودر و خرده هاي ريز ودرشت به فروش مي رسانند.  بيش از يك سوم مردم جهان قهوه را دوست دارند و مصرف مي كنند.

واژه قهوه ، برگرفته از زبان عربي و به معناي تحريك كننده و زايل كننده اشتها است .  و برخي از مورخان ، پيشينه اين واژه را به كشور اتيوپي نسبت مي دهند.

درخت قهوه بين 7 تا 10 متر بلندي دارد و درهواي گرم و مرطوب رشد مي كند. اين درخت گل هايي كوچك و سپيد دارد كه بوي آن بي شباهت به بوي ياسمن نيست. همچنين اندازه دانه هاي قهوه ، بين 15 تا 18 ميلي متر است كه در آغاز، رنگ سبز و پس از رسيدن، رنگ گيلاس به خود مي گيرد. از اين رو در بعضي كشورها به درخت گيلاس هم شهرت دارد. دانه هاي قهوه دو به دو به يكديگر چسبيده اند و پرده نازكي ميان دانه ها وجود دارد كه آن ها را از هم جدا مي كند.

تهيه قهوه در كشورهاي جهان متفاوت است، اما اغلب آن را با آب جوش ،  بخار آب و يا از طريق گذراندن آب جوش از پودر آن تهيه مي كنند.

بهترين قهوه جهان از نظر بو و طعم ، از بوته اي به نام Arabica به دست مي آيد كه در برزيل به خوبي رشد مي كند و از آن جا به سراسرجهان صادر مي شود . بعد از برزيل ، بهترين قهوه كه طعم و بويي مطبوع دارد متعلق به كشور تانزانيا و اتيوپي است. همچنين در آمريكا اغلب، قهوه را با بخار آب درست مي كنند كه به آن اسپرسو( Espresso) مي گويند. در ايران نيز شايع ترين نوع قهوه ، نسكافه است كه با ريختن آب جوش بر روي يك قاشق قهوه فراهم مي شود.

درقرن شانزدهم مصرف قهوه در مصر بسيار شايع بود و بيشتر، افراد مذهبي آن را به كار مي بردند تا بتوانند بيدار بمانند و به عبادت پروردگاربپردازند. اما بعدها هنگامي كه دريافتند اين ماده ضربان قلب را افزايش مي دهد و موجب اعتياد مي شود، خريد و فروش و مصرف آن را ممنوع ساختند و افراد متخلف را به شدت مجازات كردند، ولي چون مردم آن را دوست داشتند ، در اين راه موفقيتي كسب نكردند. ابوعلي سينا حكيم بزرگ ايران، حدود هزار سال قبل  در كتاب خود  شرح جامعي در مورد قهوه  آورده كه البته ايرانيان در آن عصر بر آن نام بونو( Buno) نهاده بودند و بوعلي نيز همين واژه را به كار بسته است . اين واژه اي است كه هنوز در اتيوپي آن را به كار مي برند. بوعلي سينا قهوه را به منظور تحريك بيماران افسرده ، مورد استفاده قرار داده است.

بر اساس آمارهاي به دست آمده، 89 درصد مردم جهان ،  قهوه، چاي و يا هر دوي آنها رامصرف مي كنند. 40 درصد آن ها ترجيح مي دهند چاي بنوشند و در صورت عدم دسترسي به چاي، قهوه مي نوشند و حدود 30 درصد مردم دنيا نيز، قهوه را ترجيح مي دهند و درنبودن قهوه به نوشيدن چاي رضايت مي دهند و براي 15 درصد نيز ميان چاي و قهوه تفاوتي وجود ندارد و هر كدام  را كه در دسترس باشد مصرف مي كنند. ناگفته نماند كه 15 درصد مردم جهان نيز چاي و قهوه را دوست ندارند  و هيچيك را نمي نوشند.

لازم  است كمي هم در مورد كافئين موجود در قهوه توضيح داده  شود. كافئين خالص ، شبيه به پودري سفيد و ابريشمي است و حالت سوزني دارد و داراي طعمي تلخ وبي بو است، همچنين به سهولت در آب گرم حل مي شود و در حرارتي معادل 460 درجه فارنهايت ، ذوب شده، و به حالت  مايع درمي آيد. اين ماده در صنعت داروسازي بسيار پر مصرف است و به ميزان اندك، دربيش از60 نوع داروي مختلف ، به ويژه داروهاي ضد حساسيت به كار گرفته مي شود. كافئين نيز همچون مواد مخدر درصورت مصرف بلند مدت، موجب اعتياد مي شود، اما چون اين اعتياد زيان چنداني به انسان وارد نمي سازد، مصرف آن در ميان مردم جهان رواج يافته است. حتي بسياري از مردم نسبت به اعتياد آور بودن آن بي اطلاع هستند. كافئين در طول روز به شكل هاي گوناگون مانند  قهوه، برخي از نوشابه هاي گازدار وبسياري از انواع شكلات مورد مصرف قرار مي گيرد و در كودكان بيشتر ايجاد ناآرامي وبي خوابي مي كند. خردسالاني كه مواد كافئين دار مصرف مي كنند چنانچه روزي از مصرف آن خودداري كنند ، امكان دارد بعضي از علائم ترك اعتياد مانند بيخوابي، ناآرامي، احساس خستگي، كم اشتهايي و گريه زياد بر آن ها عارض شود.

* كافئين موجود در يك فنجان قهوه ،  برابر 150 سي سي است.

* قهوه اي كه با آب جوش قطره اي تهيه شود Brewed Drip Method) ) داراي 60 تا 180 ميلي گرم كافئين و ميانگين كافئين 120 ميلي گرم است .

* قهوه بدون كافئين كه به طريقه بالا تهيه مي شود، داراي 3 تا 5 ميلي گرم كافئين ، و ميانگين كافئين 4 ميلي گرم است .

* قهوه ترك داراي 40 تا 170 ميلي گرم كافئين و ميانگين كافئين 100 ميلي گرم  است .

* نسكافه فرانسوي( قهوه آماده = Instant) داراي 30 تا 120 ميلي گرم كافئين و ميانگين كافئين 75 ميلي گرم است .

* نسكافه فرانسوي بدون كافئين داراي 1 تا 5 ميلي گرم كافئين و ميانگين كافئين 3 ميلي گرم است .
كافئين را نمي توان به صورت صد درصد از قهوه خارج نمود . از اين رو حتي قهوه هاي بدون كافئين نيز مقدار اندكي از اين ماده را دارند.

در نيمه  قرن شانزدهم ميلادي درانگلستان، مصرف قهوه به طور كامل رواج يافته بود، به گونه اي كه در روزنامه تايمز، بارها اين آگهي به چاپ رسيد:« قهوه ، شما را سالم نگه مي دارد ،  به هضم غذا كمك مي كند ، چشم درد، سردرد، سرما خوردگي، سرفه و آب ريزش بيني را برطرف مي كند و در درمان بيماري هايي مانند سل، نقرس و خون ريزي لثه، دارويي مؤثر به شمار مي آيد.» درج اين آگهي گوياي آن است كه در آن زمان ، مردم باور داشته اند كه قهوه بسياري از دردها را تسكين مي دهد و بعضي بيماري ها را نيز درمان مي كند.
بررسي و پژوهش هاي علمي در عصر ما، افزون بر موارد ياد شده  ثابت كرده است كه مصرف قهوه باعث هوشياري مغز و اعصاب مي شود،خستگي عضلات و ماهيچه ها را برطرف مي كند ، اشتها را كاهش مي دهد ( كه اين خود مانع از  بروز چاقي مي شود )، يبوست را از ميان مي برد، ماهيچه هاي شش را شل مي كند( كه باعث سهولت در امر تنفس مي شود) ، به دليل رفع خستگي، زمان و ميزان فعاليت را افزايش مي دهد، برهمكاري عضلات چشم مي افزايد( مهارت و دقت در كارها را افزايش مي دهد)، مركز تفكر را تحريك مي كند( لذا بر قدرت قضاوت و نيروي حافظه مي افزايد)، به انسان تيزهوشي همراه با آرامش مي دهد ، و گاهي در بعضي افراد عامل تحريك قواي شهواني مي شود.
 

 

قهوه

به عربي و دركتب سنتي «بن »ناميده مي شود.به فرانسوي Graine de cafe و به انگليسيCoffee bean و گفته مي شود.ثمر درختي است كه درخت آن به فارسي«درخت قهوه»و به فرانسوي Cafeierو به انگليسيCoffee tree گويند. گياهي است از خانوادهRubiaceae ،نام علمي آن Coffea Arabica L. مي باشد.

مشخصات

در ختچه اي است نسبتا بلند به ارتفاع 8-5 متر.برگهاي هميشه سبز(ناخزان)،براق،ليز،متقابل دارد.گلهاي آن به رنگ سفيد درخشان به طور گروهي فشرده در كناره برگها ظاهر مي شوند.ميوه آن كه دانه هاي قهوه را مي دهد،تخم مرغي به رنگ قرمز تيره كه در زمان رسيدن معمولا محتوي دو عدد دانه قهوه است كه از يك طرف محدب و از طرف ديگر صاف مي باشندو در امتداد طولي دانه يك شيار ديده مي شود.هر يك از دانه ها از يك پوست نازك و سفيد پوشيده شده و هر دو دانه كه در يك ميوه قرار دارند از يك ماده نرم گوشتي شيريني احاطه شده اند كه روي آن را نيز يك غشاي نازك به رنگ قرمز تيره پوشانيده است كه همان غشاي خارجي قرمز تيره ميوه مي باشد.

درخت قهوه عربي در شرايط اقليمي استوايي و حاره خوب رشد مي كند و ثمر موفقي دارد و درآن اقليم اگر كمي در ارتفاع كاشته شده باشد از درختاني كه در ارتفاع سطح دريا كاشته شده اند،قهوه خيلي بهتر مي دهد.

گونه هايRobusta  طالب آب و هواي مرطوبترو گرمتر هستند. تكثير قهوه از طريق كاشت بذر آن صورت مي گيرد ،ابتدا در خزانه كاشته مي شود كه سايه دار است و پس از اينكه نهال رشد كافي نمود به محل اصلي با فواصل 5-21 متر منتقل مي شود.معممولا درخت قهوه از سالهاي شوم و چهارم شروع به ثمر دادن مي نمايد.

 

تركيبات شيميايي

از نظر تركيبات شيميايي در دانه هاي قهوه وجود آلكالوئيد كافئين گزارش شده است.در برگها و در ميوه علاوه بركافئين ،آلكالوئيد هاي آدنين،كزانتين ،هايپو كزانتين و همچنين ماده گوانين نيز وجود دارد.
كافئين يك آلكالوئيد متبلور و تلخي است و به فرمول خام C8 H10 N4 O2  كه از قهوه و چاي گرفته مي شود و مدر و محرك است.
آدنين يك آلكا لوئيدي است به فرمول C5 H5 N5 كه از پورين گرفته مي شود و به عنوان قسمتي از اجزاي نوكلئيك اسيد در عضو هايي نظير لوزالمعده و طحال يافت مي شود.
گوانين يك ماده سفيد متبلوري است به فرمول خام كه در كبد و لوزالمعده حيوانات و جانوران نظير ماهي و نظاير آن يافت مي شود و از محصولاتي است كه از تجزيه نوكلئيك اسيد به دست مي آيد.
 

خواص و كاربرد قهوه

چون كافئين براي اشخاص مبتلا به بيماري هاي قلبي و عصبي خوب نيست لذا براي اينكه اين قبيل اشخاص نيز بتوانند از قهوه استفاده كنند و بخورند در بازار نوعي قهوه تهيه مي شود كه مقدار كافئين آن را تا حدود زيادي كاهش مي دهند .اين نوع قهوه را قهوه بدون كافئين كه بهتر است قهوه كم كافئين گفته مي شود مي نامند.مقدار كافئين در اين نوع قهوه ها معمولا نبايد از 5/0 گرم در هر كيلو گرم تجاوز نمايد يعني حداكثر 5 در ده هزار باشد.

برگ قهوه نيز در همان حدود دانه داراي كافئين مي باشد ،لذا از گرد برگ قهوه نيز مانند چاي استفاده كرده و آن را دم نموده و مي خورند و دم كرده برگ قهوه دست كمي از خود قهوه ندارد و خيلي مطبوع و با كيفيت بال مي باشد.قهوه طبق نظر حكماي طب سنتي از نظر طبيعت سرد و خشك است و از نظر خواص معتقدند كه خوردن دم كرده آن بازكننده گرفتگي ها بوده ومسكن دردها ،غليان خون،مسكن حدت صفرا،سودا و سوزاندن آن مي باشد و اخلاط را رقيق و صاف مي كند،لذا در موارد تبهاي خوني و صفراوي و سوداوي خصوصا در اوايل و بعد از بروز آبله مفيد است و براي يرقان نيز نافع است.قهوه ملين است و مدر و رطوبت ها را خشك مي گند و براي سرفه بلغمي و اكثر انواع سر دردها و چشم دردها و ماليخولياو آنچه كه در اثر غليظ شدن اخلاط به وجود مي آيد مفيد است و براي بواسير نافع است.ضماد آن با عسل براي ترميم عضو ازجاد رفته وانگشت پيچ آن با عسل براي سرفه گرم و تر نافع است.عده اي اط حكماي طب سنتي معتقدند كه براي مبتلايان به جذام نيز نافع است.از نظر مضار آن گفته مي شده كه مانع خواب و دفع ضهوت است،آن را سيه رو كه نام قهوه است- مانع النوم و قاطع الشهوه است.از نظر بي خوابي و ضعيف كردن قواي جنسي عقيده ب اين است كه اگر قهوه خام و سبز خصوصا پوست آن علاوه بر اينكه اين مضار را ندارد در بعضي از مزاجها محرك نيروي جنسي بوده و كمك به هضم غذا نيز مي نمايد.

علت اينكه مرسوم است در يمن كه از موطنهاي قهوه عربي است،قهوه دم كرده سبز بعد از غذا مي خورند همين است كه براي كمك به هضم غذا از آن استعانت مي جويند.روي هم رفته در مورد اينكه قهوه بي خوابي مي آورد يا مضار ديگري دارد،نظر ها متفاوت است چراكه رد بعضي اشخاص اصولا قهوه خوردن موجب بي خوابي نمي شود و ضررهاي ديگر رانيز ندارد و روي هم رفته آنچه كه مسلم است اين است كه برحسب نوع مزاج گرم يا سرد و سن اشخاص و قوي و ضعيف بودن بدن ،معتدل يا كم خوردن و يا اسراف در خوردن قهوه مضار آن متفاوت است و هيچ نوع قانون كلي براي جميع انواع موارد نمي توان بيان داشت.

چون قهوه مضر قلب است لذا براي اشخاصي كه احتياج به خوردن آن دارند مانند موارد حصبه،آبله و نظاير آن ،براي جلو گيري از عوارض قلبي بايد با زعفران خورده شود،يعني زعفران را در حين دم كردن در آن مي ريزندو باهم دم مي كنند.
قهوه سبز را معمولا به صورت خيسانده استفاده مي كنند به اين ترتيب كه در حدود 20 گرم قهوه سبز را در 150 گرم آب سرد خيساندهو پس از 12 ساعت خيساندن ،آن را صاف مي كنند و مي خورند .قهوه بو داده نيز كه دم كردن آن در ايران رايج است احتياجي به توضيح بيشتري ندارد.

به طور كلي قهوه يكي از بهترين محركات است و عمل هضم را سهل مي كند و بدن را در مقابل ناراحتي هاي روحي مقاوم مي سازد.به عنوان تب بر بويژه در تبهاي نوبه اي موثر است.در مسموميت از ترياك و فرآورده هاي ترياك و ساير مواد مخدر ،استعمال قهوه آثار نيكو مي گذارد.و حالت چرت و خواب مسمومين را از بين مي برد.در رفع سياه سرفه ،وبا ،گليكوزوري (يا وجود قند در ادرار )و همچنين در موارد آلبو مينوريا وجود آلبومين در ادرار مفيد است .در اختلالات روده اي بخصوص در موارد اختناق روده آثار مفيد دارد. قهوه يكي از پادزهرها در قبال آئكالوئيدها مي باشد.شايد اين به دليل خاصيت ضد خواب آن است.دانه ها يبوداده قهوه ضدعفوني كنندهو زايل كننده بو مي باشد.گرد دانه قهوه كوبيده براي معالجه سوختگي از آتشو آب نافع است.جوشانده دانه هاي خام و بونداده قهوه براي معالجه ناراحتي هاي مثانه و قولنج مثانه و كليه مفيد است.

خوردن دانه هاي خام و نارس قهوه براي رفع ميگرن يا همي كرنيا و تبهاي نوبه اي تجويز مي شود.
از نظر خاستگاه قهوه معروف است كه درخت قهوه بومي حبشهو ازآن ديار برخاشته است.گفته مي شود كه شهرت و خواص قهوه مرهون چوپاني استدر حين چراندن گوسفندانش روزي مشاهده مي نمايد كه گوسفندان پس از خوردن دانه هاي ميوه قهوه فعاليتو نشاط خاصي يافته اند و انتشار داستان ماشهدات اين چوپان سر آغاز شهوت خواص دانه هاي قهوه شده است.

قهوه از اول قرن پانزدهم به ساير مناطق مشرق زمين رفته و معروف است كه اولين قهوه خانه ها در شهر مكه در اوايل قرن شانزدهم ميلادي ايجاد و افتتاح شده وپس از آن مصرف آن بتدريج به اروپا نيز وارد ومعمول گرديد ودر سال 1654 اولين قهوه خانه در شهر مارسي فرانسه داير گرديده و پس از آن بتدريجدر تمام اروپا وساير مناطق عالم منتشر ومعمول شده است .
 

انواع قهوه هاي توليدي

1- BRAZILIAN: طعم ملايمي دارد- از گونه عربيكا ميباشد. در برزيل كشت ميشود.

2- COLUMBIAN: از گونه عربيكا ميباشد- طعم تند و كمي ترش دارد. در كـلمبيا كشت ميشود.

3- GAVA: در اندونزي كشت ميشود- از گونه عربيكا ميباشد.

4- JAMAICA: در جامائيكا كشت شده و غليظ و ترش مزه است.

5- AFRICAN: در اتيوپي، كنيا و تانزانيا توليد ميشود.

6- MOCCA: در يمن توليد ميشود و از گونه عربيكا ميباشد. ترش و تند ميباشد.

7- TURKISH: بر خلاف نامش در اندونزي، سنگاپور و مالزي كشت مي گردد.
 

مراحل فراوري قهوه

دانـه هـاي قهوه در واقع دانـه هاي مـيوه گـيـلاس مانــندي مي بـاشــد كـه COFFEE SHERIES نــام دارد. ايــن مـيـوه هنگامي كه ميرسد قرمز رنگ ميـــگردد. روند فراوري قهوه به دو شيوه تر و خشك انجام ميپذيرد.

روش خشك: ميوه قهوه را پس از چيدن روي سطح زمين پخش ميكنند تا زير آفتاب خشك گردد سپس در فواصل معين آن را زيرو رو مي كنـنـد. تا 7 الي 10 روز. تا زماني كه رطوبت آنها به 11 درصد كاهش يـابــد- در ايــن زمــان پوسته خارجي ميوه قهوه، قهوه اي رنگ ميگردد.

روش تر: مغز ميوه قهوه پس از 24 ساعت از چيدن از دانه هاي آن جدا ميگردد. سپس دانـه ها به مدت 12 الــي 28 ساعــت درون تـانـك تـخـمـير ريـخـتـه شده كه در اين مدت آنـــزيمهاي طبيعي لايه اي كه دانه ها را احاطه كرده را سست كرده و از دانــه هـــا جــدا مي گردد. سپس دانه ها در معرض آفتاب قرار داده شده و يا درون خشك كنهاي صنعتي ريخته شده تا خشك گردند. بعد از ان دانه هاي قهوه بر اساس اندازه و جــرمشان درجه بندي و سوا ميشوند.
قـهــوه بــصــورت خـام صادر مي گـردد كـه بـه قـهـوه سـبـز (GREEN COFFEE) مشهور ميباشد. اما طعـم واقعي قهوه زمان بو دادن (ROASTING) نمايان ميگردد. دانه هاي قهوه درون چـليكهاي چرخنده ريخته مي شود و در درجه حرارت288 درجه سانتي گراد حرارت مي بــينند. پس از 8 دقيقه حرارت دادن دانه هاي قوه شروع به تركيدن ميكنند (مانند ذرت بو داده) و اندازه آنها به 2 برابر اندازه اوليشان افزايش مي يـابد. سـپـس روغـن آنها خارج شــده و قهوه اي رنگ ميگردند. روغن دانه هاي قهوه (COFFEE ESSENCE=CAFEOL ) نام دارد. در واقــع ميزان بو دادن قهوه تعيين كننده طعم و رنگ قهوه است.
 

 

مدت زمان بو دادن

1- 7 دقيقه: بو دادن ملايم: AMERICAN ROAST.

2- 9 الي 11 دقيقه: بو دادن متوسط: CITY ROAST.

3- 12 الي 13 دقيقه: بو دادن تا حد تيره: FRENCH ROAST.

4- 14 دقيقه: تيره ترين حالت: ESPERESSO ROAST.

درجه بندي دقيق تر بودان، واژه هاي و اصلاحات مربوط به قهوه، روشهاي دم كردن...
 

درجه بندي دقيق تر بو دادگي قهوه

1- CINNAMON: ياهمان دارچيني-رنگ دانه ها قهوه اي روشن بوده وسطح آنها خشك ميباشد طعم ترش دارند.

2- LIGHT CITY: قهوه اي روشن مـتـوسـط كــه بيشتر در آمريكا مصرف ميگردد.

3- CITY MEDIUM: قهوه اي متوسط كه بيشتر در آمريكا و كانادا مصرف ميشود.

4- FULL CITY: قـهـوه اي تـيـــره مـتوسط- سطح آن اندكي روغني است- طـعـم تـلخ و شيرين.

5- FRENCH: سطح براق و روغني- ترشي اندك و قهوه اي تيره. طعم تلخ و شيرين.

6- ESPRESSO: قهوه اي تيره- سطح روغني- طعم كاراملي و بدون ترشي.

7- ITALIAN=DARK FRENCH: بـسـيـار درخـشـنـده و روغـنـي- ترشي بسيار اندك- قهوه اي خيلي تيره.

8- SPANISH: سياه رنگ- طعم زغالي- بسيار روغني.
 


نكاتي در رابطه با استفاده و نگهداري از قهوه

قهوه يا بصورت آسياب شده عرضه مي گردد و يا بصورت دانه هاي آسياب نشده. شــما مي توانيد تـوسط آسيــاب كنـنده هاي ويژه قهوه، دانه هاي قهوه را آسـيـاب كنيد. بــايد بـدانــيد كه بهتر است خودتان قهوه را آسيب كنيد و بهتر اسـت كـه تـنـهـا در زمـانـي كـه مـي خـواهيد قهوه را دم كنيد اقدام به آسياب كرده قهوه كنيد زيـرا قـهـوه آسـيـاب شـده بسرعت طعم و رايحه خود را از دست مي دهـد. قهوه را در يخچال قرار ندهيد زيــرا قهوه بوي طعم غذاهاي ديگر را به خود جذب مي كـنـد. قـــهوه را بايد در يك ظرف در بسته در مكاني خشك و دور از نور، حرارت و رطوبت نگاهداري كرد. عـوامـــلي كه در كيفيت قهوه دم كرده موثر ميباشد عبارتند از:
1- كيفيت آب: از آب سرد،با املاح كم و تازه استفاده كنيد.
2- كيفيت و تازگي خود قهوه.
3- آسياب قهوه.
4- نسبت آب به قهوه.
5- تميزي قهوه جوش و يا ديگر لوازم دم كردن قهوه.
معمولا قهوه هاي موجود در بازار مخلوط مي بــاشنـــد. يعني مخلوطي از گونه عربيكا و روبوستا كه به آنها مخلوط يا BLEND ميگويند.
 

روشهاي دم كردن و تهيه قهوه

1- DRIP: در اين روش آب نــزديك به جوش را روي فيلتري كه پودر قهوه در آن ريخته شده ميريزند و در زير فيلتر قهوه تهيه مي شود. انـدازه پودر قهوه در اين روش بايد به اندازه دانه هاي شكر باشد.

2- FRENCH PRESS=PLUNGER=BODUM=CAFETIERE: دراين روش پــودر قهـوه كه بايد تقريبا درشت باشد، درون ليوان استوانه اي شـكــل ريخته مي شود. سپس آب داغ روي آن ريخته شده و مي گذارند 3 الي5 دقيقه خيس بخورد. سپس توسط پيستوني كه مجهز به فيلتر اســت پودر قهوه را به سمت پايين فشار داده و از قهوه جدا مي كنند.

3- COLD WATER: در اين روش پـودر قـهـوه كـه بـــايد درشت باشد درون ظرف ريخته شده و به آن آب سرد اضافه مي كـننـد و ميگذارند تا يك شب خيس بخورد سپس توسط فيلتر پـودر را جدا ميكنند كه نتيجه آن يك قهوه غليظ ميباشد كــه ترشي آن
بسيار اندك است. به اين روش TODDY نيز ميگويند.

نوشيدنيهاي قهوه

1- ESPRESSO: يــك اونس آب با درجه حرارت 88 تـــا 92 درجه سانتيـگراد كه 6 تا 9 گرم قهوه مخصوص اسپرسو و كاملا آسياب شده درون آن به مدت 18 الي 25 ثـانيه دم
كــشيده باشد اسپرسو ناميده ميگردد. معمولا اين اندازه از اسـپرسو يــك شات (SHOT) ناميده مي شـود. انــواع مختلف اسپرسو به قرار زير ميباشد:

2- AMERICANO: هنگاميكه يك شات اسپرسو با آب داغ رقيق ميگردد امريكانو ناميده ميشود.

3- CORRETTO: به اسپرسو همراه با اندكي كنياك كورتو ناميده ميشود.

4- ROMANO: اسپروسويي كه با ليمو سرو ميگردد رومانو ناميده ميشود.

5- DOPPIO: به اسپرسو دوبل (دو شات) دوپيو ميگويند.

6- LUNGO: يك و نيم اونس آب در 7 گرم پودر قهوه زمان دم شدن افزايش مي يـــــابـــد 25 الي 40 ثانيه= رقيقتر بوده اما حاوي كافئين بيشتري به اسپرسو معمولي ميباشد.

7- RISTRETTO: مقدار 0.75 اونس آب در 7 گـرم پـودر قـهوه زمان دم كـردن كاهـش 18 الي 20 ثانيه: غليظ تر بوده اما كافئين آن كمتر از اسپرسو معمولي ميباشد.

8- MACCHIATO8: اسپرسويي كه سطح آن شير كف كرده (فوم شير) قرار داده شـده است.

9- ICED ESPRESSO: دو شات اسپرسو + همراه با يخ خرد شده.

10- ESPRESSO BREVE: يك شات اسپرسو + نسبت 50 به 50 با شير.

11- ESPRESSO CON PANNA: يك شات اسپرسو كه روي آن يك تـوده خامه زده شده(حجيم شده) قرار داده ميشود.

12- GRANITA: اسپرسو يخ زده همرا با شكر گرانيتا نام دارد.

13- CAPPUCCINO: نوشيدنـي كـه 3/1 آن از اسپرسو، 3/1 شيـــر داغ و 3/1 شيـر كـــف كرده هــمراه با رويه پودر كاكائو و يا دارچين كاپوچينو ناميده ميشود.

14- MOCHACCINO: يك شات اسپرسو + شكلات مايع و يا پودر كاكائو + شـير داغ با رويه شير كف كرده.

15- ICED CAPPUCCINO: يك شات اسپرسو + يخ خرد شده + شير سرد با رويه شير كف كرده.

16- AFFOGATTO: بستني + يك شات اسپرسو.

17- NIENTA: كاپوچيينو بدون كافئين + شير بدون چربي.

18- LATTECINO: يك شات اسپرسو + شير داغ با يك سانت رويه شير كف كرده.

19- RAPPACCINO: يك شات اسپرسو + بستني + اندكي شير و يخ.

20- GOCCIATO: يك شات اسپرسو + كاپوچينو كف كرده.

21- FRAPPUCCINO=FRAP: يك شات اسپرسـو + شــير + شكر + يخ (هـمــان ICED CAPPUCCINO)

22- CAFE LATTE: شيـري تـر از كـاپـوچـيـنــو. يـك بـخش اسـپـرسـو + 5 بـخـش شـير داغ بـا رويه شيـــر كف كرده+ برخي اوقات چاشني بادام و فندق.

23- CAFE AU LATTE: جاي اسپرسو از قـهـوه جوشيده استفاده شده + شير جوشيده.

24- CAFE MOCHA: يك بخش اسپرسو + يك بخش شكلات مايع + 2 الي 3 قسـمــت شير كف كرده با رويه خامه زده شده.

25- CAFE CREME: يك شات اسپرسو+يك اونس خامه زده شده.

26- CAFE FREDDO: يك بخش اسپرسو + شير سرد با رويـه شيـر كـف كـرده كـه در آن يخ ريخته و شديدا تكان ميدهند.
27- CAFE AMARETTO: كافه لاته + شربت بادام.

28- CAFE NOIR: قهوه بدون شير و خامه.
 

اثرات کافئین

با وجودي كه كافئين، جزء جدانشدني نوشيدني‌هاي مطبوعي مانند چاي، قهوه و نوشابه است اما همچنان ابهامات زيادي در مورد آن وجود دارد.

مصرف مداوم كافئين مي‌تواند باعث وابستگي فيزيكي فرد به كافئين شود اما منجر به اعتياد نمي‌شود.
كافئين خواب را مي‌پراند

كافئين، عملكرد نوعي پيام‌رسان شيميايي (نوروترانسميتر) به‌نام آدنوزين را مهار مي‌كند. آدنوزين باعث القاء خواب در فرد مي‌شود و به همين دليل، مصرف كافئين خواب را از سر شما مي‌پراند. علاوه بر اين، كافئين با كاهش زمان عكس‌العمل و افزايش توانايي تمركز بر روي يك موضوع خاص، هوشياري شما را بيشتر مي‌كند. به تازگي پژوهشگران دانشگاه هاروارد در بررسي‌هاي خود بر روي افرادي كه براي مدتي از خواب محروم شده بودند، دريافتند كه مصرف تنها 20 ميلي‌گرم كافئين (كه در60 گرم قهوه وجود دارد) باعث مي‌شود كه آنها در تست‌هاي شناختي نتايج بهتري كسب كنند.
 

ارتباط كافئين با اضطراب

اكثر متخصصان با اين موضوع موافقند كه مصرف كافئين در اول صبح مشكلي ايجاد نمي‌كند مگر اينكه بخواهيد دائم مصرف آن را ادامه دهيد. به تازگي پژوهشگران انگليسي نشان داده‌اند كه مصرف 200 ميلي‌گرم كافئين (تقريبا معادل 2/5 فنجان قهوه) باعث افزايش استرس افراد و كاهش اعتماد به نفس آنها در برخورد با وضعيت‌هاي مختلف مي‌شود. علاوه بر اين، مطالعات ديگر نشان داده‌اند كه مصرف كافئين باعث افزايش تدريجي فشارخون و تشديد اضطراب مي‌شود. اين وضعيت به ويژه در افرادي كه دچار اختلالات اضطرابي هستند و نيز بيماران قلبي كه داروهاي گروه <مهاركننده‌هاي بتا( >مثل ايندرال يا همان پروپرانولول) را مصرف مي‌كنند، اهميت بيشتري دارد، زيرا كافئين تاثير اين داروها را از بين مي‌برد. از طرف ديگر، كافئين قادر است بيش از هفت ساعت در بدن باقي بماند و به همين دليل منجر به ايجاد اختلالات اضطرابي در افراد مستعد مي‌شود. اگر شما شب‌ها مشكل خواب داريد، به مقدار كافئين مصرفي خود بيشتر توجه كنيد و سعي كنيد مقدار آن را تا 300 ميلي‌گرم در روز يا حتي كمتر كاهش دهيد. علاوه بر اين، توصيه مي‌كنيم از مصرف كافئين پس از ساعت 3 بعد از ظهر اجتناب كنيد تا دچار بي‌خوابي نشويد.

 

ورزشكاران كافئين بخورند

كافئين در ورزشكاران حرفه‌اي اثرات هورمون آدرنالين را تشديد مي‌كند، ولي در ورزشكاران معمولي تاثيرات خوبي دارد. به همين دليل، توصيه مي‌كنند كه ورزشكاران حدود يك ساعت قبل از ورزش، يك فنجان بزرگ قهوه را مصرف كنند كه تقريبا معادل 100 ميلي‌گرم كافئين دارد. البته بايد مراقب ضربان قلب خود در طي ورزش باشيد.

رابطه قهوه با چاقي

برخي از نوشيدني‌هاي كافئين‌دار بر تلاش شما براي كاهش وزنتان، تاثيرات منفي دارند. نتايج يك مطالعه جديد نشان داده است زناني كه نوشيدني‌هاي كافئين‌دار مصرف مي‌كنند، روزانه 206 كالري بيشتر از بقيه انرژي دريافت مي‌كنند. براي حل اين مشكل مي‌توانيد به هنگام مصرف قهوه از شيرهاي كم‌چرب يا شير سويا به‌جاي شير پرچرب استفاده كنيد. در ضمن به تدريج مصرف شكر را هم كاهش دهيد، چرا كه هر قاشق شكر 50 كالري اضافي به بدن شما مي‌رساند. اصولا توصيه مي‌كنيم كالري، هر چه در روز مي‌خوريد را محاسبه كنيد و جمع بزنيد تا كالري بيش از حد به بدن شما نرسد و چاق نشويد.

كافئين به‌عنوان مسكن

كافئين يك تنگ كننده عروق است، بنابراين مي‌تواند عروق گشاد شده را (كه عامل اصلي ايجاد اغلب سردردها هستند) به اندازه طبيعيشان بازگرداند؛ به همين دليل در ساخت برخي از مسكن‌ها از كافئين استفاده مي‌شود و در ضمن كافئين مي‌تواند در بهبود بعضي از انواع سردردهاي ميگرني هم موثر باشد. حتي برخي متخصصان معتقدند كه يك عامل شروع حملات ميگرني، نوسان سطح كافئين در بدن است‌. تحقيقات نشان داده است كه كافئين مي‌تواند اثر آسپرين و استامينوفن را تا 40 درصد افزايش دهد.

وابستگي به كافئين

مصرف مداوم كافئين مي‌تواند باعث وابستگي فيزيكي فرد به كافئين شود اما منجر به اعتياد نمي‌شود. به همين دليل اگر شما دائما قهوه مصرف كنيد، يك روز كه قهوه نمي‌خوريد دچارسردرد مي‌شويد. ساير علائم كه به‌دنبال 12 تا 24 ساعت عدم مصرف كافئين ايجاد مي‌شوند، عبارتند از: تحريك‌پذيري، اختلال در تمركز، خستگي و حتي تهوع و استفراغ و دردها يا گرفتگي‌هاي عضلاني. به‌طور كلي علائم محروميت از كافئين در كساني ديده مي‌شود كه مقادير زيادي از اين ماده را در روز مصرف مي‌كنند. هر چند بروز اين علائم در افرادي كه تنها 100 گرم كافئين در روز دريافت مي‌كرده‌اند هم ديده شده است. اگر شما قصد داريد مقدار كافئين مصرفي خود را كاهش دهيد، توصيه مي‌كنيم به تدريج و در هر هفته 10 درصد مصرف خود را كم كنيد تا عوارض آن در شما ايجاد نشود.

پيشگيري از بيماري‌ها

تا به حال ثابت نشده كه كافئين به تنهايي مي‌تواند از ابتلا به بيماري‌هاي مزمن جلوگيري كند ولي بسياري از نوشيدني‌هاي حاوي كافئين، چنين اثراتي دارند. به گفته محققان، مواد آنتي‌اكسيدان موجود در يك ليوان چاي سبز يا سياه، اثرات بهتري از ميوه‌ و سبزيجات در برابر راديكال‌هاي‌آزاد‌دارند. راديكال‌هاي آزاد مواد مضري هستند كه در اثر واكنش‌هاي شيميايي درون بدن ايجاد مي‌شوند و سرطان‌زايي آنها به اثبات رسيده است. تحقيقات نشان داده است كه نوشيدن چاي سياه باعث كاهش خطر ابتلا به حمله قلبي يا سكته مغزي مي‌شود و مصرف چاي سبز و سفيد هم خطر ابتلا به سرطان را كاهش مي‌دهند. مطالعات متعدد نشان داده‌اند كه قهوه هم همان اثرات مفيد چاي را دارد. طبق مطالعه‌اي كه نتيجه آن در مجله انجمن پزشكي امريكا (جاما)‌ به چاپ رسيده، مصرف قهوه باعث افزايش حساسيت بدن به انسولين و در نتيجه كاهش خطر ابتلا به ديابت نوع 2 مي‌شود. تحقيقات ديگر هم حاكي از اين هستند كه ميزان ابتلا به بيماري پاركينسون و سرطان روده بزرگ در افراد مصرف كننده كافئين، كمتر است.
 

قهوه و بيماري‌ قلبي

در مورد ارتباط بين مصرف قهوه و ابتلا به بيماري‌هاي قلبي ابهاماتي وجود دارد. برخي پژوهشگران معتقدند كه بين مصرف قهوه و ابتلا به فشارخون بالا رابطه اي وجود دارد اما اين ارتباط تنها در جوانان سياهپوست اثبات شده است. با اين وجود تحقيقات اخير نشان داده‌اند كه بين مصرف قهوه و كاهش انعطاف‌پذيري عروق ارتباطي وجود دارد. كاهش انعطاف‌پذيري عروق از عوامل خطر مهم در ابتلا به بيماري‌هاي قلبي است.
از سوي ديگر شواهد محكمي در مورد ارتباط مصرف‌ قهوه با پوكي استخوان وجود ندارد. اگر چه كافئين باعث مي‌شود كلسيم بيشتري از طريق ادرار دفع شود، ولي مقدار اندك كلسيم دفع شده با افزودن 2 قاشق شير به قهوه قابل جبران است. مورد ديگر مربوط به مصرف‌ قهوه در خانم‌هاي باردار است. در گذشته به خانم‌هاي باردار توصيه مي‌شد براي كاهش خطر نقايص جنيني، از مصرف كافئين خودداري كنند ولي امروزه معلوم شده است كه حتي مصرف بيش از 200 ميلي‌گرم كافئين در روز، بعيد است خطري براي جنين آنها داشته باشد

مضرات کافئین

با آنكه خو گرفتن به عادات بد آسان ميباشد اما ترك كردن آنها دشــوار است. مـصرف كـافئـين يـكي از آن عـادات بــد ميباشد كه آهسته اما پيوسته بدرون سيستم بـدن شما
نفوذ ميكند. با يك فنـجان قـهوه شـروع ميكنيد سـپس يـك فـنـجان قــهوه به 2و 3 و ..فنجان تبديل شـده و بـه هـميـن ترتيب تبديل به يك اعتياد ميگردد. اگر تصور مي كـنـيـد كـه منظور از كافئين تنها قهوه ميباشد با آنكه غلظت كافئـيــن در قهوه زياد است اما كافئين در اقلام زير نيز وجود دارد:

1- چاي

2-كاكائو و شير كاكائو

3-شكلات و كيكهاي شكلاتي

4-نوشابه هاي غير الكلي مانند كوكاكولا و پپسي.

آيا ميدانستيد كه كافئين قادر است سيستم بدن شما را ويران كند؟

1- فشار خون: اين مطلب ممكن است شما را شوكه كند اما در واقع ظـرف 2 سـاعـت پس از مصرف كافئين بهر شكل فـشار خون بالا رفته و تقريبا تا 3 ساعت پايين نمي آيد. و اگر عادت داريد كه هر 4-3 ساعت يكبار قهوه بنوشيد بنابراين فشار خون شما همواره بالا ميباشد! اكنون بايد متوجه شده باشيد كه چرا دائما مظطرب و عصبي هستيد.

2- سيستم عصبي: هنگامي كه شما كافئين مصرف مي كنيد انـرژي فراواني بسمت مغز شما سرازير ميگردد بنابراين احساس بيداري، طراوت و انرژي سرشار مي كنيد. اما همچنـين احـساسات نـاخـوشايـنـدي را نـيـز در كـنـار آنـها تجربه خواهيد كرد كه شامل: بي قراري، حساس بودن، بي خوابي ، اضطراب و عصبي بودن مي باشند.

3- قلب: فشار خون بالا قطعا بروي عملكرد قلب تاثير مي گذارد. ثـابـت شـده اسـت كه افرادي كه روزانه 6 فنجان قهوه مينوشند 2 برابر بيشتر در معرض سكته قلبي قرار دارند. انتخاب با شماست!

4- سيستم گوارش: كافئين سـوء هـاضـمه و زخم معده را افزايش مي دهد. بـنابرايـن بار ديگر كه دچار سوزش معده شديد تـعداد فنـجـان چـاي و يا قهوه اي كه نوشيده ايد را بخاطر بياوريد!

5- الگوي خواب: آيا يكي از دلايلي كه شما قهوه مي خـوريد دور كردن خواب و بيداري نميباشد؟ شما مي خواهيد مدت بيشتري را بيدار بمانيد تا كـارهـاي نيمه تمام و عقب افـتاده خود را به پايان برسانيد. اما در حقيقت شما درخـواهيد يـافـت زمـانـي كـه واقـعـا ميخواهيد بخواب برويد نيز قادر به انجام آن نميباشيد. اين نتيجه عمل كافئين است كــه در تمام جريان خون شما جريان يافته است.
 

آماده ايد آن را ترك كنيد؟
همانند ديگر اعتيادها ترك آسان نمي باشد. شـما ممـكن اسـت دچـار عـلائم محروميت مانند سردرد و بي حالي گرديد و هوس كنيد دوباره قهوه بنوشيد ويا زودرنج و كـج خـلق شويد. راه حـل آن اسـت كـه ذهـن خـود را از قـهوه منحرف كرده و سرگرم فعاليت ديگري گردانيد. مثلا براي دويدن به پارك برويد و يا ورزش كنيد. انـتظار مـعـجزه نداشته باشيد به خودتان زمان بدهيد و اعتقاد راسخ خود را ازدست نداده و تسليم نگرديد.
 

قهوه به عنوان تحرك زايي مغز

كافئين ماده اي است كه كفايت وقدرت كار مغز انسان را افزايش مي دهد ، اين نظري است كه مورد قبول وتأييد جوديت و ورتمن ، دانشمند محقق در آثار تحرك زايي غذا ها در دانشگاه ام – آي – تي ، مي باشد اين كه خوردن قهوه به مقدار معمول روزانه چقدر در افزايش قدرت كار مغز اثر مي گذارد سوالي است كه تحقيقات دكتر هاريس ليبر من دانشمند روان شناس درگروه دانشگاهي مغز وعلوم عقلي در ام – آي – تي –به آن پاسخ مي دهد .

براي آنكه آثار قهوه خوردن معمولي اشخاص يعني مثلا هر صبح يك فنجان قهوه ، در كار مغز بررسي پود ،دكتر ليبر من كپسول هايي با ظرفيت هاي مختلف محتوي 32 و 64 و128 و256 ميلي گرم كافئين تهيه و هر روز به گروهي از مردان كه براي آزمايش داو طلب شده بودند داد كه بخورند.

(32 ميلي گرم كافئين مقدار ي است كهمعمولا در يك بطري نوشابه كولا و يا يك فنجان با ظرفيت 150 گرم چاي وجود دارد،و 64 ميلي گرم مقدار كافئيني است كه در 150 گرم قهوه رقيق تجارتي كه به اينستنت كافي معروف است وجود دارد،و 128 ميلي گرم مقدار كافئيني است كه در يك فنجان با ظرفيت 150 گرم قهوه كا با رئوش معمولي در خانه درست مي شود وجود داردو 256 ميلي گرم مقدار كافئيني است كه در 1 ليوان به ظرفيت 300 گرم قهوه كه در خانه معمولا تهيه مي شود وجود دارد.)

صبح هر رو،هر يك از افراد داوطلب پس از 12 ساعت چيزي نخوردن يك صبح ناشتا اين كپسول ها را مي خورند و كمي بعد از آنها آزمايش هوشياري بعمل مي آمد و مدت زماني كه براي جوا بدادن به هر سوال صرف مي كردندو دقت در پاسخ گويي وتمركز و تيزي درك ،و صحت جوابها هم اندازه گيري مي شد.روز بعد به همه آنها كپسولهايي كاملا شبيه كپسولهاي روز پيش ولي به جاي كافئين محتوي پلاسبو (ماده بي اثر)داده مي شد كه البته خود انها نمي دانستند كه كپسولهايي با محتواي متفاوتي مي خورند، سپس مجداد از آنها تست بعمل مي آمد ،نتيجه بسيار هيجان آنگيز بود ،قهوه در تك تك هر يك از تست هاي مغزي اثرش را نشان مي دهد، حتي در مورد اشخاصي كه از كپسولهاي صبحانه با حداقل ظرفيت (32 ميلي گرم ) خورده بودند اثر كرده بود. نتيجه آزمايش را دكتر و ورتمن چنين تفسير مي كنند« اثر تحر كزايي كافئين روي مغز و اعصاب محسوسا موجب تفكر سريعتر ،واكنش سريعتر ، هوشياري بيشتر و دقت بيشتر در پاسخگويي شده است.از اين آزمايشها چنين بر مي آيد،اعم از اينكه داوطلبها معمولا هيچ عادت به خوردن قهوه ندارند و يا كمي قهوه مي خورند يا زياد قهوه مي خورند،تاثير كافئين ردنيرومند كردن فعاليت مغزي آنها يكسان است.در آزمايش ديگري كه دكتر ليبرمن به عمل آورده ،نشان داده شده است كه كافئين قدرت و مقاومت شخص را در رانندگي افزايش مي دهد.
 

كافئين ماده اي كه انسان را سر حال مي آورد

كافئين در برخي افراد فرحزا مي باشد و واقعيت اين است كه طي قرنها اغلب مردم از نوشابه هاي كافئين دار نظير قهوه و چاي براي رفع افسردگي هاي ملايم استفاده مي كردند. با انجام تحقيقات جديد علمي محققان كشف كرده اند كه قهوه چطور مي تواند شيمي مغز را بنحوي تغيير دهد كه كافئين به صورت ماده ضد افسردگي شبيه داروهاي تجارتي ضد افسردگي موثر واقع شود.

دانشمندان ومحققان جانس هاپكينز و موسسه كارولينسكا در استكهلم دريافته اند كه مولكول كافئين مي تواند وارد سلولهاي مغز شده و مانع قعاليت يك عصب انتقال كه عامل قطع مواد شيميايي افزايش سر حال بودن است ،بشود.و به تعبير فني ديگر كافئين سلو لها را گول ميزند زيرا مولكولهاي كافئين از نظر شكل خيلي شبيه عصب انتقال طبيعي است.و به اين ترتيب كافئين با جابه جا كردن مواد شيميايي رفع افسردگي و ايجاد فرح در مغز فعال شوند و باعث سرحال آمدن و نشاط شخص گردند.در برخي اشخاص حتي يك فنجان قهوه ممكن است تبسمي در لبهاي شخص و ظاهر سازد و شخص را لااقل براي دو ساعت سرحال بياورد. با توضيح بالا به نظر مي رسد كه كافئين و طبعا قهوه كه داراي كافئين است مي تواند يك ماده خوراكي ضد افسردگي سالم نيرومند باشد.

كافئين عامل سريع اتاثير است زيرا سريعا جذب مي شود و ظرف 5 دقيقه پس از مصرف در مايع نسوج وارد شده و به آساني داخل سلولهاي مغز شده وظرف حدود نيم ساعت در سطح حداكثر در خون ظاهر شود و از لحظه اي كه كافئين در بالاترين سطح در تركيب خون وارد شد پس از 6-3 ساعتو نصف آن و پس از 6-3 ساعت ديگر ربع آن ته نشين مي شود.به طور كلي عملا تمام كافئين جذب مي شود و شايد فقط حدود يك درصد آن دفع شود.

قهوه براي سرحال آوردن اشخاص سالخورده بخصوص پس از صبحانه

بعضي اشخاص سالخورده پس از خوردن غذا احساس ضعف و يا سرگيجه ميكنند واين حالت بخصوص پس از خوردن پبحانه بيشتر رخ مي دهد ،زيرا سيستم اعصاب اتونوميك آنها فعاليت سريعي براي تنظيم فشار خون آنها شبيه موقعي كه جوان بودند ندارد.سيتم اعصاب اتونوميك قسمتي از سيستم اعصاب است كه وظيفه ان اداره و كنترل فعاليتهاي غير ارادي بدن مي باشد.

براي اصلاح حالت فوق كه ناشي از نوعي تنبلي سيستم اعصاب اتونوميك است گروهي از پزشكان دانشكده پزشكي دانشگاه و اندر بلت توصيه مي كنند كه دو فنجان بزرگ قهوه كه داراي 250 ميلي گرم كافئين است با صبحانه بخورند.در آزمايشي كه در مورد بيماران ساخورده اي كه مبتلا به اين ناراحتي هستند به عمل آمد ،كافئين كه با دو فنجان قهوه خورده بودند موجب شد كه فشار خون آنها به قدر كافي بالا نگه داشته شود تا جريان گردش خون را به طور طبيعي حفظ نمايد و مانع از سرگيجه شده و تعدل بدن را نيز حفظ نمايد ،ولي در عين حال محققان ملاحظه كردند در مواردي كه براي اصلاح اين حالت صبح قهوه مصرف مي شود در بقيه مدت روز ديگر نبايد قهوه يا كافئين خورده شود ،زيرا مقدار زيادي كافئين ممكن است اثرش را ضعيف كند. پزشكان توصيه مي كنند كه قهوه اگر قبل از غذا خورده شود بهتر است.
 

 

قهوه تنفس را بهبود مي بخشد

تحقيقات علمي جديد در كانادا نشان مي دهد كه قهوه غليظ اثر درماني خوبي براي بيماري آسم دارد.كافئين موجود در قهوه لوله هاي برونشها را باز و گشاد كرده و تنفس بيماران مبتلا به آسم را آسان مي سازد .طبق پژوهشهايي كه در مورد كودكان و بزرگسالان مبتلا به آسم شده است اگر دو ليوان متوسط (هر ليوان 240 گرم) قهوه غليظ خورده شود ،ظرف يكي دو ساعت حمله آسمي را بر طرف مي سازد و تا 6 ساعت هم اثرش باقي مي ماند.قهوه در سالهاي 1800 از داروهاي معجزه گر قرن براي بيماران مبتلا به آم بود.ولي پس از مدتي 1921 جايش را به تئوفيلين داد كه در حال حاضر داروي تجارتي صناعي معمول براي كاهش حمله هاي آسمي است،در تحقيقات جديدي كه محققان دانشگاه ماني توبا براي مقايسه آثار تئوفيلين و كافئين كه هر دو داراي خواص و ساختمان شيميايي مشابهي هستند،به عمل آوردند و در مجله پزشكي نيو انگلند گزارش شده است ،چنين نتيجه گرفته شده كه كافئين از نظر باز كردن و گشاد كردن لوله هاي برونشها و تسهيل تنفس در بيماران جوان مبتلا به آسم عينا مانند تئوفيلين عمل مي كند حقيقت اين است كه كافئين در بدن شكسته شدهو به تركيبات شيميايي ديگري تبديل مي شود كه شامل تئوفيلين مي باشند.

به علاوه طبق نظر فليپ پاپيرو از مركز تحقيقات پزشكي آلباني در نيويورك ،كافئين ممكن است داروي مفيدي براي بماران تب يونجه باشد. دكتر شاپيرو براي اينكه آلرژي آب ريزش بيني خود را كه شبيه به تب يونجه است معالجه كند ،مدت 16 روز قرصهاي كافئين و يا پلاسبو مي خورند ،قرصها مشخص بودند كه كدام كافئينو كدام پلاسبو است و همچنين نمي دانست كه در هر روز كدام يك را خورده است.روزي كه او قرص كافئين كه معادل دو فنجان قهوه غليظ بود مي خورد فقط يكي دو عطسه خيلي كم ناراحتي خارش داشت ولي روزي كه پلاسبو خورده بود 27 عطه داشت. كافئين همچنين تنفس را با كاهش خستگي عضلات تنفسي تسهيل مي كند،بنابراين به نظر مي رسد كه قهوه داروي خوبي براي اشخاصي كه اشكال نفس كشيدن دارند،مي باشد و بخصوص براي اشخاصي كه مبتلا به بيماري مزمن انسدادي ريه هستند مفيد است. محققان دامنشگاه كيس وسترن رزرو دريافتهاند كه كافئين موجود در سه فنجان بزرگ قهوه غليظ (حدود 600 ميلي گرگ) تنفس مردها و زنها را خيلي تسهيل و طلاني تر كرده است.

قهوه و سرطان

برخلاف نگراني مردم داير به اينكه قهوه ممكن است سرطانزا باشد ،بويژه سرطان لورالمعده و مثانه ،تحقيقات جديد نشان مي دهد كه قهوه از اين اتهام مبراست.آزمايشهاي لابراتواري نشان مي دهد كه مواد شيميايي موجود در قهوه حتي از سرطان جلوگيري ميكند.تحقيقات متعددي در ژاپن ،نروژو آمريكاي شمالي قهوه را از اتهام سرطانزايي بخصوص سرطان لوزالمعده مبرا نشان مي دهند.و واقعيت اين است كه تحقيقات نشان مي دهد كه خوردن قهوه ممكن است از سرطان كولون بخصوص در مورد اشخاصي كه غذا هاي پر چربي مي خورند ،جلوگيري كند.دكتر لي واتن برگ و همكارانش در دانشگاه مي نزوتا در تحقيقات خود دريافته اند كه دانه هاي قهوه سبز نارس در تستهاي آزمايشگاهي به ميزان زيادي در متوقف كردن سرطان در جانوران آزمايشگاهي موثر بوده است.و دكتر هانس استيچ ،كارشناس سرطان كانادايي ،نيز اين موضوع را تاييد مي نمايد و معتقد است كه قهوه به علت داشتن مقدار زيادي تركيبات پولي فنول در تجربيات آزمايشگاهي خواص ضد سرطاني از خود نشان داده است.
 

توصيه هاي علمي در مصرف قهوه
§ براي اينكه قهوه حداكثر تاثير را روي هوشياري و بيداري مغز بگذارد بهتر است يك فنجان قهوه كافئين دار معمولي صبح زود ناشتا خورده شود زيرا صبح زود صبح زود كه انسان از خواب بر مي خيزد موقع مناسبي است كه مغز پس از يك شب استراحت و عدم فعاليت آماده و حساس براي خيزش باشد ،سپس ديگر قهوه نبايد خورده تا بعد از ظهر كه باز مغز براي تحريك احتياج به يك فنجان ديگر قهوه دارد،محققان معتقدند هيچ احتياجي نيست كه در طول روز تا ظهر باز قهوه خورد زيرا اثر قهوهاي كه صبح خورده شده تا چندين ساعت باقي مي ماند.ولي بعد از ظهر كه يك فنجان ديگر خورده شود ان هم براي چند ساعت بعد تا موقع خواب اثرش ابقي خواهد ماند.

§ اگر ميخواهيد در هنگام مسابقات ورزشي انرژي و تحرك بيشتري داشته باشيد ، قهوه را 20 دقيقه تا نيم ساعت قبل از شروع فعاليت بخوريد.

§ با خوردن 3-2 فنجان قهوه غليظ سياه ممكن است حمله آسم كاهش يابد و برطرف شود،علت توصيه قهوه اين است كه مقدار كافئين آن از كولا و چاي بيشتر است ،ولي بايد توجه شود كه كارشناسان آسم خوردن قهوه را مكرر و به طور مستمر با اين تصور كه از حمله هاي آسم جلوگيري شود بخصوص در مورد كودكان توصيه نمي كنند.به هر حال قوه جانشين داروي ضد آسم نيست ولي در مواقعي كه حمله آسم هست اگر دسترسي سريع به داروهاي ضد آسم نباشد قهوه مي تواند كمك كند.
 

بحثي درباره شايعات راجع به قهوه و زيانهاي احتمالي قهوه واحتياطهايي كه بايد بشود.

§ قهوه و فشار خون:برخلاف تصور عمومي ،خوردن قهوه به مقدار معتدل يعني كمتر از 6 فنجان در روز ،در دراز مدت در افزايش فشار خون اشخاصي كه مبتلا بعه فشار خون بالاي مزمن هستند،اثري نمي گذارد ،البته به استثناي اشخاصي كه معتاد به دخانيات هستندومتاسفانه،اختلاط كافئين و دخانيات محسوسا فشار خون را در اشخاصي كه داراي فشار خون بالايي هستند افزايش مي دهد وليدر ساير اشخاص كافئين معمولا فشار خون طبيعي را كمي آن هم در دوره كوتاهي بالا مي برد ،زيرا بدن در مدت كوتاهي خود را با كافئين تطبيق مي دهد.به عقيده دكتر واندربلت از محققان دانشگاهي،اگر شما مبتلا به فشار خون هستيد نخوردن قهوه يعني ترك خوردن قهوه در كاهش فشار خون شما تاثيري نمي گذارد . طبق تحقيقاتي كه درمركز تحقيقات پزشكي تكزاس شدهاست،اشخاصي كه مبتلا به فشار خون بالايي هشتند اگر قهوه نخورند بيشتر عمر نمي كنند.در حقيقت در 1987 يك تحقيق ايتاليايي كه در مورد 500 نفر مرد و زن كارگر انجام گرفتهاست نشان مي دهد اشخاصي كه به طور معمول عادت به خوردن قهوه دارند معمولا داراي فشار خون كمتري مي باشند،بخصوص آنها كه دخانيات مصرف نمي كنند.

قهوه و بيماري هاي قلب

افراط در خوردن قهوه احتمال بيماري هاي قلبي را افزايش مي دهد .يك تحقيق گسترده اي كه در سال 1985 در دانشكده پزشكي دانشگاه جان ها پكيز شده نشان مي دهد،مرداني كه در روز 5 فنجان و بيشتر قهوه مي خورند تقريبا سه برابر بيشتر امكان دارد به بيماري هاي قلبي دچار شونددر مقايسه با مرداني كه قهوه نمي خورند.همچنين رناني كه در روز 6 فنجان قهوه مي خورند 5/2 بربر بيشتر از ساير زنها كه قهوه از حمله هاي قلبي رنج مي برند. بررسي 24 تحقيق علمي بين المللي نشان مي دهد كه قهوه ممكن است كه كلسترول خون را در برخي اشخاص كمي افزايش دهد ولي اين اثر در اغلب اشخاص مسئله بزرگي نيست.

ولي به هر حال توصيه كارشناسان اين است كه اگر داراي كلسترول خون بالايي هستيد براي مدت يك ماه خوردن قهوه را ترك نماييد شايد كلسترول خون شما كاهش يابد.

 

آثار قهوه در بيماري هاي پستان

در مورد اينكه كافئين موجب ايجاد فايبر وسيستيك شستانها و يا باعث بيماري هاي بدخيم پستان مي شود يا نه ،در محافل عملي پزشكي نظريات موافق و مخالفي ابراز مي شود.
(در عارضه فايبرو سيستيك پستان ،سلولهايي از پستان داراي بافت فيبري شده و تشكيل كيستهاي سفتي مي دهند.)

دمكتر جان مينتون از دانشگاه ايالتي اوهايو ،بر اساس مطالعات خود تا سال 1979 هميشه به زنان توصيه مي كرد كه از رژيم غذايي خود تركيبات متيل كزانتينها شامل كافئين را حذف كنند ،زيرا معتقد بود اين كار موجب حذف يا كوچك كردن كيست يا سيستمهاي پستان مي شود.تحقيقات ديگري اين نظر را رد مي كند و تعدادي از تحقيقات نيز آن را تاييد مي نمايد. به هر حال تا وقتي كه نظريه قاطعي كه مورد تاييد همه دانشمندان باشد ابراز نشده ،زنان مبتلا به كيست پستان خوردن قهوه راتر ك كنند وببينند عكس العمل قطع خوردن قهوه در انها چيست.اثري بهبودي بخش دارد و يا ندارد.
 

تأثير كافئين بر اندام بدن
واكنش هاي متفاوت بدن در برابر كافئين ، به آستانه تحمل افراد بستگي دارد اما به طور كلي تأثير آن ها را مي توان چنين بيان كرد:

1- فشار خون: كافئين ، فشار خون را افزايش مي دهد. اگر كسي 250 ميلي گرم قهوه مصرف كند، فشار خونش در يك ساعت ، 10 ميلي متر بالا مي رود.

2- قلب: پس از مصرف قهوه، ضربان قلب كاهش مي يابد اما پس از مدتي بر تعداد آن افزوده مي شود و تا هنگامي كه كافئين از بدن خارج نشده باشد به همان صورت باقي مي ماند. چنانچه ميزان كافئين مصرفي ، بالا باشد نه فقط تپش قلب ايجاد مي كند بلكه حالت ( Fibrilation) يعني حركت نامنظم ماهيچه هاي قلب نيز پديد مي آيد كه گاه ممكن است منجر به مرگ شود. بر اساس آمارهاي به دست آمده، نوشيدن بيش از 5 فنجان قهوه در روز ، احتمال سكته قلبي را افزايش مي دهد.

3- هورمون ها: كافئين بر توليد برخي از هورمون هاي بدن مي افزايد، مانند : اپي نفرين( Epinephrine) كه منقبض كننده عروق است ، نوراپي نفرين ( Norepinephrine) كه بر ميزان فشار خون مي افزايد، رنين ( Renin) كه به علت كم خوني كليه ها و بر اثر كاهش فشار نبض در سرخرگ كليوي ، از كليه ها ترشح مي شود و پس از فعل و انفعالاتي ، باعث فشار خون مي گردد و كاتكولامين ( Catecholamine) كه باعث تحريك اعصاب قلب شده و حرارت بدن را افزايش مي دهد.

4- معده: كافئين بر ترشح اسيد معده و ميزان پپسين ( Pepsin) كه نوعي آنزيم معدي است مي افزايد.

5- خانم هاي باردار: اداره نظارت بر غذا و دارو در آمريكا ( FDR) در سال 1980 ميلادي اعلام كرده است كه كافئين باعث زايمان زودرس مي شود و ممكن است در نوزدان ناراحتي ايجاد كند. اگر چه از آن تاريخ ، پژوهش ها و مطالعات بسياري در اين زمينه صورت گرفت اما تا كنون مشخص نشده است كه چه مقدار كافئين مي تواند عامل زايمان زودرس شود. كافئين براي نوزادان دو عارضه ايجاد مي كند:
1- از طريق شير مادر وارد دستگاه گوارش كودك مي شود و او را در وضعيت استفراغ قرار مي دهد.
2- مدت زيادي در بدن نوزاد مي ماند تا متابوليزه شود، زيرا كبد نوزاد به اندازه كافي آنزيم ندارد.
در صورتي كه مادري دو فنجان قهوه تند بنوشد و سپس به نوزاد خود شير بدهد چون بخشي از كافئين ، همراه شير مادر وارد بدن نوزاد مي شود ، امكان دارد عوارض زير در نوزاد به وجود آيد: ناآرامي، لرزش دست ها، پاها و لب ها، سفت يا شل شدن عضلات و ماهيچه هاي بدن، بي خوابي، جيغ زدن، حساسيت نشان دادن به صدا، به گونه اي كه با كمترين صدايي كودك از خواب مي پرد. از اين رو به مادراني كه فرزند خود را شير مي دهند توصيه مي شود كه از مصرف قهوه يا مواد كافئين دار پرهيز كنند.

6- مغز و اعصاب: تأثير كافئين بر مغز و اعصاب، مي تواند به پيدايش عوارض زير منجر شود:

1- اضطراب2- هيجان 3- ناآرامي 4- فراموشي و افسردگي .
كساني كه گرفتار عارضه افسردگي هستند ، نبايد بيش از يك گرم كافئين در روز مصرف كنند ؛ زيرا سبب شدت يافتن افسردگي آن ها مي شود.

7- خون: كافئين باعث مي شود كه مقدار قابل ملاحظه اي از سديم و پتاسيم بدن از طريق كليه ها دفع شود، همچنين مقدار مصرف قند را نيز كاهش مي دهد كه نتيجه آن ، افزايش قند خون خواهد بود. از اين رو به كساني كه مبتلا به بيماري قند ( ديابت) هستند توصيه مي شود از مصرف مواد كافئين دار، اجتناب ورزند. كافئين ، جذب آهن را در روده ها كم مي كند و لذا با توجه به نياز ضروري بدن به آهن، كه كار خون سازي را بر عهده دارد، توصيه مي شود كه از مصرف كافئين همراه با غذا و تا يك ساعت پس از آن، به طور جدي پرهيز شود.

8- لاغري: كافئين ميزان سوخت و ساز بدن را بالا مي برد و در نتيجه مصرف كالري نيز افزايش پيدا مي كند. براي مثال ، چنان چه كسي يك فنجان قهوه حاوي 100 ميلي گرم كافئين بنوشد ميزان متابوليسم بدن وي تا 4 درصد افزوده شده و درنتيجه باعث لاغري او مي شود.

9- فيبروكيستيك ( Fibrocystic) : زناني كه در سينه خود غده فيبروكيستيك دارند ، نبايد به ميزان زياد كافئين مصرف كنند، زيرا به بزرگ شدن اين غده كمك مي كند.
 

يك فنجان سلامتى

پس از اظهارنظرهاى گوناگون و پژوهش هاى وسيع، محققان متوجه شدند كه دلپذيرترين و محبوب ترين نوشيدنى دنيا يعنى قهوه، نه تنها زيان بخش نيست كه نوشيدن يك فنجان آن برابر نوشيدن يك فنجان سلامتى است!بيش از سيصدسال از توليد اولين قهوه در اروپا مى گذرد، طى اين سال ها تحقيقات پزشكى قهوه را به عنوان يكى از مخرب ترين نوشيدنى ها به مردم شناسانده است. پيشتر محققان بر اين ادعا بودند كه نوشيدن قهوه خطر بروز حمله قلبى را افزايش مى دهد، منجر به چاقى مى شود و با ايجاد جهش ژنتيكى خطر ابتلا به سرطان را دوچندان مى كند. اما امروز...

پژوهشگران به نتايجى دست يافتند كه همگى از بى خطر بودن قهوه بر سلامت انسان خبر مى دهد. بررسى ها نشان مى دهد قهوه خود به تنهايى عامل خطرزاى ناراحتى هاى قلبى و عروقى و انواع سرطان نيست بلكه همراه شدن آن با سيگار باعث بروز بيمارى هاى فوق مى شود. از آنجا كه افراد سيگارى قهوه نوشان حرفه اى نيز هستند، تقصيرى كه سيگار در بروز سرطان و ديگر بيمارى ها دارد را نبايد به گردن قهوه انداخت.

قهوه به دليل دارا بودن مقادير فراوانى آنتى اكسيدان و اسيدفنيك بهترين محافظ براى قلب به شمار مى رود. اسيد فنيك، ماده اى است كه از بروز مراحل اوليه آترواسكلروز (تصلب شرائين) جلوگيرى كرده و به همين دليل نقش مهمى بر سلامت قلب ايفا مى كند. در ميان موادغذايى حاوى اسيد فنيك قهوه از همه غنى تر است. به طورى كه اسيدفنيك موجود در هر فنجان قهوه معادل ۲۰۰ گرم بادنجان و ۱ كيلو سيب است.

ديگر ماده تشكيل دهنده قهوه، فنول ها هستند. آنتى اكسيدان هايى كه از تشكيل راديكال هاى آزاد، تركيبات اكسيژن دارى كه باعث اكسيداسيون و تركيبات شيميايى در سطح سلول ها مى شود، جلوگيرى و مانع از بروز تصلبمى شود. همچنين با ممانعت از تخريب ساختمان كروموزوم ها و اختلال عملكرد ژنتيكى سلول از جهش ژنتيكى كروموزوم ها خوددارى كرده و خطر بروز سرطان و رشد تدريجى سلول هاى بدن به ويژه پوست را كاهش مى دهد. گرچه فنول در بسيارى ديگر از خوراكى ها يافت مى شود ولى به دليل سرعت جذب بالايى كه قهوه در پلاسماى خون و مخاط ماهيچه اى بدن دارد، نوشيدن قهوه بيشتر توصيه مى شود. علاوه بر آن، آنتى كسيدان موجود در قهوه قادر است بدن را در برابر پاركينسون و سرطان هايى نظير كلوركتوم (سرطان روده بزرگ) ايمن نگه دارد و با تاثير برعملكرد كبد از بروز هپاتيت جلوگيرى كند. كافئين، يكى ديگر از اجزاى تشكيل دهنده قهوه نيز ماده اى است از خانواده آلكالوئيدها، سفيد و بى بو كه حاوى تركيبات تئوفلين دار بوده و به غير از ايجاد سرخوشى و نشاط كه در مغز ايجاد مى كند و تاثير بسزايى كه برسلامت قلب دارد مى تواند بدن را در برابر بيمارى هايى نظير آسم محافظت كند. كافئين با آزادكردن تركيبات تئوفلينى باعث اتساع برونش ها در مبتلايان به آسم و برونشيت مى شود، لذا داروى بسيار خوبى براى آسمى ها به شمار مى رود. كافئين همچنين يك وياگرا است و نقش مهمى در افزايش ميل جنسى در مردان دارد.

كافئين علاوه بر قهوه در چاى و كوكاكولا نيز وجود دارد ولى به يك ميزان نيست. در بين انواع قهوه، قهوه آمريكايى (قهوه سياه) و كاپوچينو از ميزان كافئين بالاترى برخوردارند. به طورى كه در يك فنجان آنها به ترتيب ۱۰۰ و ۸۰ ميلى گرم كافئين موجود است. اما در قهوه فورى و اسپرسو به ترتيب ۱۰۰- ۶۵ و ۸۰- ۴۰ ميلى گرم يافت مى شود. در بين چاى و كوكاكولا نيز چاى حاوى كافئين بيشترى است. هر ليوان چاى حاوى ۵۰ ميلى گرم كافئين بوده درحالى كه در هر ليوان كوكاكولا ۵۰-۳۵ و در هر ۶۰ گرم شكلات ۳۰ تا ۴۰ ميلى گرم كافئين موجود است. براساس مشاهدات بالا به نظر مى رسد در بين تمامى نوشيدنى ها قهوه از همه سالم تر بوده ضمن اينكه در حجم شرائين كم مقدار بيشترى از كافئين و آنتى اكسيدان ها را دارا است. اينكه روزانه چه مقدار قهوه بايد بنوشيم نيز مطلب مهمى است. معمولاً هر فنجان قهوه با هفت گرم (هفت هزار ميلى گرم) قهوه تهيه مى شود كه ميزان قابل قبولى نيز كافئين دارد. هر فرد سالم در ازاى هر كيلوگرم وزن بدن خود نيازمند سه ميلى گرم قهوه است. بنابراين نوشيدن روزانه چهار تا پنج فنجان قهوه نه تنها اشكالى ندارد كه بسيار هم توصيه مى شود.
 

 

 چرا شير با قهوه خورده مي شود

بحث و جدلها ونظرهاي موافق و مخالف در مورد قهوه چيز تازه اي نيست.از سالهاي 1600 با وجود هزاران قهوه خانه و كافه هاي مختلف در فرانسه ،اين بگو مگو ها و بحثهاي موافق و مخالف رواج داشته است.ابتدا پزشكان خوردن قهوه را تائيد مي كردند ولي پس از چند سال قاطبه پزشكان نظرياتي عليه خوردن قهوه داشتند.و همين كه از سال 1670 تهيه قهوه و خوردن قهوه به داخل خانه ها راه يافت ،دانشگده هاي پزشكي عكس العمل نشان دادند.عده اي از پزشكان با اعتقاد به محرك بودن قهوه ،بيماران خود را از خوردن آن منع مي كردند.چند سال بعد دانشمندان و محققان مقاله هاي علمي منتشر كردهو در آن توصي هايي نمودند كه چطور مي توان قهوه خورد بدون اينكه با زيانهاي ان مواجه شويم.در سال 1688 يكي از اعضاي دربازه سلطنتي فرانسه در مقاله هاي علمي منتشر كرده و در آن توصيه هايي نمودند ودر ان نوشتند «قهوه به طور كلي چيز خوبي نيست» با اين وضع اهالي پاريس بويژه اعضاي خانواده سلطنتي نمي دانستند چه كنند،بخورند يا نخورند.در اين هياهو حادثهاي كه موجب نجات قهوه شد به طوري كه ژان لكلان در كتابش به نام داستان خوردني ها و نوشيدني ها مي نويسد ،ابتكار فاضلانه يك پزشك بود.

مونن پزشكي از اهالي گرنوبل فرانسه ،اعلام كرد اگر شير و شكر با قهوه مخلوط شود تا حدود زيادي عوامل زيان آور قهوه خنثي مي شود و قهوه به صورت يك نوشيدني سالم و بي ضرر در مي آيد.

از آن تاريخ خوردن شير قهوه در خانواده هاي سلطنتي فرانسه بين مردم بدون بيم از زيانهاي آن رواج يافت
 

کافئین" و اثرات متفاوت آن بر خلق و خوی افراد
 کارشناسان از کافئین به عنوان یک تیغ دو لبه نام می برند زیرا از یکسو می تواند بر خلق وخوی افراد اثر مثبتی بر جای گذارد و خستگی را از او دور سازد اما از سوی دیگر ممکن است تعادل فرد را مختل کند. کافئین از پر مصرف ترین مواد در رژیم غذایی مردم دنیا است که بر فعالیت رفتاری شخص اثر می گذارد و بیشترین منبع آن از رژیم غذایی (آشامیدنی و غذا) تامین می شود که میزان آن در چای و قهوه از همه بیشتر است. مصرف عادی کافئین (20 تا 200 میلی گرم) اعتیاد نمی آورد، اما برخی کارشناسان بر این باورند که مصرف زیاد ان، تحمل فرد را نسبت به اثرات این ماده، بالا می برد. مصرف کافئین تحریک پذیری فرد را افزایش می دهد و گاهی باعث می شود که فرد رفتار نامطلوبی از خود نشان دهد. پس از مصرف کافئین، فرد احساس رفع خستگی می کند و با انرژی بالا، خلاقیت، هوشیاری و اعتماد به نفس، فعالیت می کند. کافئین ماده ای محرک است و اصولاً ورزشکاران آن را با هدف نیروزایی و تقویت عضلات استفاده می کنند. استفاده 2 تا 3 لیوان نسبتا غلیظ قهوه توسط یک ورزشکار عاملی است نیروزا که منجر به افزایش توان فرد می شود: از آنجایی که کافئین تحریک پذیری فرد را بالا می برد مصرف زیادش باعث می شود که تعادل فرد به هم بخورد و برای مثال در یک مسابقه ورزشی وقتی ضربه ای به ورزشکار وارد می آید رفتار نامتعادل از خود نشان می دهد که این به ضرر او تمام می شود. از جمله اثرات مضر دیگر این ماده بی نظمی در دفع ادرار و همچنین اختلال و بی نظمی در فعالیت قلب است.
 

اثر سوء مصرف زياد قهوه بر بدن در افراد مختلف، متفاوت است

براساس مطالعات اخير دانشمندان وجود گروهي از ژن‌ها در برخي افراد، تعيين كننده خطرناك بودن مصرف زياد قهوه برسلامت آنهاست.

دكتر «احمد كاظمي»، متخصص تغذيه ضمن بيان اين مطلب در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشكي ايران، گفت: محققان كانادايي در پژوهشي دريافتند، ساختار ژنتيكي هر فرد بي‌خطر يا خطرناك بودن مصرف زياد قهوه را بر سلامت افراد به ويژه بر قلب مشخص مي‌كند.

وي با اشاره به اينكه زمان باقي‌ماندن قهوه در بدن تعيين كننده صدمات ناشي از آن است، افزود: بر اين اساس، وجود ژن «CYP1 A2 1F» در برخي افراد با تاخير در تجزيه تركيبات قهوه در بدن، احتمال ابتلاء افراد به بيماري‌هاي قلبي، عروقي را تا 36 درصد افزايش مي‌دهد.

دكتر كاظمي در ادامه گفت: البته در مقابل،‌ افرادي كه داراي ژن «CYP1 A2 A1» هستند، تركيبات قهوه به سرعت در بدنشان تجزيه مي‌شود. در نتيجه خطر بروز بيماري قلبي، عروقي به ويژه سكته‌هاي قلبي كاهش مي‌يابد.

وي ميانگين مصرف روزانه قهوه را در افرادي كه در تحقيق فوق مورد بررسي قرار گرفتند دو فنجان و سه فنجان ذكر كرد و اظهار داشت: براساس نتايج ديگر اين تحقيق مصرف روزانه يك فنجان قهوه، هيچ تاثير منفي بر سلامت افراد ندارد.

لازم به ذكر است هرچه ميزان مصرف قهوه در روز افزايش يابد، افرادي كه حامل ژن «CYP1 A2 1F» هستند، بيشتر در خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي، عروقي قرار مي‌گيرند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/02ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 

 

 ايندکس گليسميک غذاها


 

                                                     
 


 

 

 

 

چگونه مصرف غذاهایی با ايندکس گليسميک پایین به کاهش وزن کمک می کند ؟

 

** در جدول انتهای متن جدول کاملی از غداها به همراه ايندکس گليسميک

آنها داده شده است) **

 

 

ايندکس گليسميک                        Glycemic Index

 

در اين بخش از کلمه ی کربو هيدرات به جای کلمه ی "قند" استفاده می گردد. همچنين گلوکز يک قند ساده ی شش کربنی است، و قند خون نيز همان قند گلوکز می باشد.

 

 

ايندکس گليسميک:

 

مقياسی است که نشان دهنده ی ميزان افزايش سطح گلوکز خون پس از مصرف غذا های کربوهيدراتی می باشد. ايندکس گليسميک قند سفيد، يا نان سفيد برابر با 100 می باشد، که اين به عنوان واحد ايندکس گليسميک در نظر گرفته می شود. ايندکس گليسميک بقيه ی مواد غذايی کربوهيدراتدار، با مقایسه با این واحد؛ و نیز بر اساس اين که سطح گلوکز خون پس از مصرف آنها تا چه  اندازه افزايش می یابد سنجيده می شود.

پس از مصرف يک ماده ی غذايی کربوهيدراتدار، گلوکز موجود در  این ماده ی غذايی، در حين عمل هضم شکسته شده، و انرژی موجود در آن آزاد، و برای انجام فعاليت های مختلف توسط بدن مورد استفاده قرار می گيرد. کربوهيدرات های موجود در مواد غذايی پس از شکسته شدن توسط بدن، به جريان خون وارد شده؛ که اين منجر به افزايش سطح قند خون می گردد.

 

واکنش گليسميک:

 

به سرعتی که يک ماده ی غذايی کربوهيدراتدار قادر به افزايش سطح قند خون می باشد اطلاق میگردد. هر چه يک ماده ی غذايی کربوهيدراتدار سطح قند خون را سريع تر افزايش دهد واکنش گليسميک آن ماده نیز بالا تر خواهد بود.

دانستن ايندکس گليسميک غذا ها بسيار حائز اهميت می باشد. بدين ترتيب انتخاب غذا های دارای ايندکس گليسميک پايين در مقابل غذا هايی با ايندکس گليسميک بالا به کاهش وزن کمک بسياری  خواهد نمود.



 

غذا های دارای ايندکس گليسميک پايين

 

گوارش، و نیز هضم اين دسته از ترکيبات توسط دستگاه گوارشی بدن آرام تر از گوارش غذا های دارای ايندکس گليسميک بالا انجام می گيرد. بدين واسطه نيز، کربوهيدرات های موجود در اين گونه غذا ها با سرعت کمتری شکسته شده، و انرژی تولید شده از شکسته شدن اين ترکيبات نیز به طور تدریجی، و نیز در طول مدت زمان طولانی تری در بدن آزاد می گردد.

به هنگام مصرف يک ماده ی غذايی دارای ايندکس گليسميک بالا، ترکيبات کربوهيدراتی موجود در اين ماده ی غذا يی به سرعت توسط بدن شکسته می شوند. اين ترکيبات کربوهيدراتی پس از تجزيه شدن توسط آنزيم های گوارشی بدن، به قند های ساده از جمله به قند گلوکز تبديل میگردند. قند گلوکز همان قند خون می باشد، و در تست های کلينيکال نيز معيار سنجش قند خون سطح قند گلوکز موجود در خون می باشد.

ترکيبات کربوهيدراتی پس از تجزيه، و نیز تبديل شدن به قند های ساده از جمله قند گلوکز، وارد جريان خون شده، و بدين واسطه منجر به افزايش سطح قند خون خواهند گشت. بديهی است که هر چه کربوهيدراتهای موجود در يک نوع ماده ی غذايی سريعتر توسط بدن به قند های ساده تجزيه گردند، توانايی آن ماده ی غذايی در افزايش سطح قند خون بیشتر خواهد بود. بدین واسطه نیز، مصرف مواد غذايی دارای ايندکس گليسميک بالا موجب افزايش سريع قند خون می گردد. هرچه ايندکس گليسميک غذاها بالا تر باشد، سرعت آنها در افزايش قند خون نيز بيشتر خواهد بود.

به طور کلی، غذاهايی که قند خون را به سرعت افزايش می دهند دارای ايندکس گليسميک بالا، و در مقابل غذاهايی که سطح قند خون را به آهستگی افزايش می دهند دارای ايندکس گليسميک پايينی می باشند.

و نکته ی مهم اين است که هر چه ايندکس گليسميک يک نوع ماده ی کربوهيدراتدار پايين تر باشد کيفيت آن نيز برتر خواهد بود. (کيفيت  یک واژه ی مطلق نمی باشد. در اينجا کيفيت، به توانايی کربوهيدرات در کمک به کاهش وزن بدن اطلاق می گردد. و بديهی است که به عنوان مثال در هنگام ورود يک بيمار دیابتی به کمای ناشی از شوک اينسولين بايستی از گلوکز خالص که دارای بالا ترين مقدار ايندکس گليسميک می باشد استفاده نمود؛ تا سطح قند خون بيمار را هرچه سريعتر به حالات طبيعی برگرداند)



چرا
برخی از انواع مواد غذايی دارای ايندکس گليسميک پايين تری می باشند؟

 

کربوهيدرات های موجود در اين گونه از مواد غذايی اغلب با مقادير بالايی از فيبر همراه می باشند. فيبر سرعت جذب قندهای ساده به جريان خون را کاهش می دهد. هر چه قند گلوکز کند تر وارد خون شود سطح قند خون نيز آرامتر افزايش خواهد یافت.

حال آنکه، کربوهيدرات های دارای ايندکس گليسميک بالا معمولا در مواد غذا يی پروسه شده يافت می شوند و مواد غذا يی پروسه شده نيز اغلب عاری از هرگونه فيبر (سلولز) می باشند.

 

به چه علت مصرف کربوهيدراتهای با ايندکس گليسميک بالا به افزايش وزن کمک میکند؟

 

در اين قسمت به توضيح در مورد واکنش های بيوشيميايی ناشی از افزايش قند خون می پردازيم.

تمامی سلول های بدن برای انجام فعاليت های خود به انرژی نيازمند می باشند، که بدن اين انرژی را از طريق متابوليسم و تجزيه ی مواد غذايی مصرفی تامين نموده و در اختيار  تک تک سلول ها قرار میدهد. گلوکز توليد شده از شکسته شدن ترکيبات کربوهيدراتی، پس از ورود به جريان خون،        می بايستی در اختيار بافت ها و نيز سلول های بدن قرار بگيرد. سلول های بدن به تنهايی قادر به جذب گلوکز از خون نمی باشند، بلکه به منظور جذب و نيز استفاده از گلوکز موجود در خون، نيازمند به هورمونی به نام هورمون اينسولين می باشند. هورمون اينسولين توسط سلول های بتای پانکراس توليد شده و به سلول های بدن در جذب گلوکز موجود در خون کمک می نمايد. در حقيقت وظيفه ی هورمون اينسولين کاهش سطح قند خون می باشد. اين عملکرد اينسولين به واسطه ی نقش آن در کمک به جذب گلوکز موجود در خون توسط سلول های بدن می باشد.

اينسولين، به هنگام بالا رفتن سطح گلوکز خون به درون خون آزاد شده، و منجر به کاهش سطح گلوکز خون به سطح طبيعی آن می گردد. هرچه افزايش سطح گلوکز خون بيشتر باشند، اينسولين بيشتری نیز به درون خون آزاد خواهد شد. بدين واسطه، غذا های دارای ايندکس گليسيميک بالا، منجر به آزاد شدن مقادير بسیار زيادی از اينسولين به درون خون خواهند گشت.

 

افزايش بيش از حد، و سريع اينسولين خون چه نقشی در افزايش وزن بدن ايفا می کند؟

همانگونه که ذکر شد، اينسولين به جذب گلوکز توسط سلول های بدن کمک می نماید. هنگامی که سطح قند گلوکز خون به واسطه ی مصرف يک ماده ی کربوهيدراتی با ايندکس گليسميک بالا به سرعت افزايش می يابد، سطح اينسولين خون نيز به سرعت افزايش يافته و اين واکنش نیز به نوبه ی خود موجب می گردد که گلوکز موجود در خون به سرعت توسط سلول های بدن جذب گردد.

 

تأثيرات فيزيولوژيکی ناشی از جذب سريع گلوکز خون توسط سلول های بدن عبارتند از

 

گلوکز پس از جذب شدن توسط سلول های بدن، به انجام فعاليت های متابوليکی سلول ها کمک نموده و نیز انرژی مورد نياز برای انجام فعاليت های گوناگون سلول ها را فراهم می آورد.

در صورت بالا بودن قند خون، مقادير بالایی از اينسولين به درون خون آزاد شده؛ که این منجر به جذب مقادير زیادی گلوکز  توسط سلول ها؛ و نیز ورود مقادير بسيار بالايی از گلوکز به درون سلولهای بدن می گردند. و چه بسا که مقدار گلوکز وارد شده به هر سلول، به مراتب بالا تر از ميزان نياز آن سلول به گلوکز برای انجام فعاليت های متابوليکی خود می باشد.

 

سلول های بدن با اين گلوکز اضافه چگونه برخورد می  نمایند؟

 

شکل ذخيره ای انرژی در بدن به صورت قند (گلوکز) نمی باشد. مصرف مازاد بر نياز بدن از هرگونه ماده ی غذايی موجب ذخيره ی مواد غذايی اظافی در بدن به صورت سلول های چربی می گردد. بدن قادر است کربوهيدراتها (قند ها، گلوکز) را در صورت مازاد بودن بر نياز سلول ها، به چربی تبديل نمايد؛ و آنها را در سلول های آديپوز  و به صورت بافت چربی ذخيره نمايد. بر خلاف تصور عموم که چاقی فقط به دليل استفاده ی بيش از حد از مواد غذايی روغنی و چربیدار  ایجاد می گردد، شایان ذکر است که حتی مصرف مازاد بر نياز کربوهيدرات ها و مواد قندی، و حتی ميوه ها نيز می تواند موجب تبديل قند موجود در اين ترکيبات به چربی و نيز ذخيره ی این چربی ها توسط بدن، و بدين واسطه منجر به افزايش وزن گردد.


 


مصرف مواد غذايی دارای ايندکس گليسميک بالا از چه طريقی می تواند موجب چاقی گردد؟

 

همانگونه که ذکر شد، افزايش بيش از اندازه ی سطح قند خون به واسطه ی مصرف مواد غذايی دارای ايندکس گليسميک بالا، منجر به افزايش سريع و  بيش از اندازه ی سطح اينسولين خون می گردد، و اينسولين نيز به واسطه ی نقش خود در کمک به جذب گلوکز  خون توسط سلول های بدن، به کاهش بسیار سریع سطح قند خون منجر می نمايد.

حال چه مشکلی برای فرد پديد خواهد آمد؟

در  این هنگام، به واسطه ی جذب سريع قند موجود در خون به درون سلول های بدن، قند خون فرد به سرعت دچار افت خواهد شد. و این موضوع نیز بسيار بديهی است که افت قند خون، خود يک سيگنال نشانگر گرسنگی برای بدن انسان می باشد. به محض افت قند خون، فرد مجدداً احساس گرسنگی  خواهد نمود، و اين موضوع نیز فرد را مجبور به مصرف مجدد غذا می نمايد.

حال آنکه، سلولهای بدن وی هنوز قند های جذب شده از وعده ی غذايی قبلی را به طور کامل مصرف ننموده اند. اين امر به نوبه ی خود موجب می گردد که سلول ها، این قند های اضافه را به چربی تبديل نموده، و نیز به صورت بافت چربی در بدن ذخيره نمايند؛ و نتيجه: اضافه وزن.

سيگنال گرسنگی به واسطه ی کاهش سطح قند خون تولید می شود، این سيگنال  سپس به مغز فرستاده شده، و فرد با وجود اينکه هنوز مقادير بالايی از گلوکز در سلول های بدن خود دارد، مجبور به خوردن غذا به منظور حفظ سطح قند خون خود می گردد.

در شرايط افت سريع قند خون در نتيجه ی واکنش شديد هورمون اينسولين، فرد تمايل بيشتری به خوردن مواد قندی از نوع قند های ساده از قبيل قند سفيد، و نیز شکلات نشان می دهد.

مشکل در اينجا پديد می آيد، که تمامی قند های ساده دارای ايندکس گليسميک بسيار بالایی بوده؛ و به سرعت توسط بدن پروسه شده و وارد جريان خون می گردند؛ که اين نيز به نوبه ی خود موجب افزايش سريع و بيش از حد قند خون گشته و در نتيجه منجر به آزاد شدن مقادير بالايی از هورمون اينسولين برای کمک به کاهش قند خون می گردد؛ و کاهش سريع قند خون مجددا سيگنال گرسنگی را به مغز فرد فرستاده، و فرد مجدداً و نیز شديدا به خوردن غذا نياز پيدا کرده، و برای حفظ سطح قند خون خود مجبور به غذا خوردن می شود.

 

به آسانی می توانيد حدس بزنيد که اين فرد اين بار  چه نوع غذاهايی مصرف خواهد نمود

 

دليل اينکه فردی که دچار افت قند خون شده تمايل بيشتری به مصرف غذاهای دارای ايندکس گليسميک بالا نشان می دهد واضح می باشد. واکنش سريع اينسولين منجر به کاهش سريع و شديد قند خون در فرد شده، و فرد می بايستی سطح قند خون خود را در کوتاهترین زمان ممکن به حد طبيعی آن افزايش دهد. چه غذا هايی قادر به افزايش بسيار سريع قند خون می باشند؟ مسلما غذاهايی با ايندکس گليسميک بسيار بالا. و اين منجر به تکرار مجدد اين چرخه ی مخرب میگردد.

 

راه حل چيست؟

 

پرهيز از مصرف غذا های حاوی کربوهيدرات هايی با ايندکس گليسميک بالا و در حد امکان مصرف اين غذا ها به مقادير بسيار کم.

 

طبقه بندی مواد غذايی بر حسب ايندکس گليسميک آنها در سه گروهی مختلف:

غذاهای دارای ايندکس گليسميک پايين:

برای کاهش وزن بايستی بيشتر از غذا های اين گروه استفاده نمود:

ميوه ها شامل: سيب، آلو، پرتقال. سبزيجات شامل: کلم بروکلی، کلم گل، و ديگر انواع کلم ها، همچنين اسفناج و کرفس.

 

2. غذا های دارای ايندکس گليسميک متوسط، که می توان گاها از آنها استفاده نمود:

موز، آناناس، کشمش، برنج قهوه ای، جو دو سر، ذرت، لوبيا ها، نان گندم کامل، نان جو.

 

3. غذا های دارای ايندکس گليسميک بالا که بايد از مصرف آنها در حد امکان پرهيز نمود:

خرما، برنج سفيد، نان سفيد، قند و شکر، هندوانه، شيرينيجات، و انواع بيسکوييت ها.

 

در اينجا فهرستی از ميوه ها و سبزيجات به همراه ايندکس گليسميک آنها آورده می شود

 

مواد غذايی با ايندکس گليسميک کمتر از 55 دارای ايندکس گليسميک پايين می باشند.

مواد غذايی با ايندکس گليسميک بين 55 تا 70 دارای ايندکس گليسميک متوسط می باشند.

مواد غذايی با ايندکس گليسميک بيشتر از 70 دارای ايندکس گليسميک بالا می باشند.

 

نام

ايندکس گليسميک

نام

ايندکس گليسميک

گريپ فروت

25

کلم

10

آلو

26

کم برگ

10

آلو زرد

30

قارچ

10

سيب

38

پياز

10

هلو

38

فلفل قرمز

10

آلو سياه

39

هويج

49

توت فرنگی

40

نخود فرنگی

48

پرتقال

42

ذرت

60

هلو

42

چغندر

64

گلابی

43

کدو

75

انگور

46

آرتيشوک

15

موز

52

مارچوبه

15

کيوی

58

کلم گل

15

مانگو

51

کرفس

15

انجير

61

خيار

15

کشمش

56

بادمجان

15

آناناس

66

لوبيا سبز

15

هندوانه

72

اسفناج

15

خرما

103

گوجه فرنگی

15

کلم بروکلی

10

لوبيا سويا

15

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 
مولانا در زمانی می زیست که دوران اوج ترقی و درخشش تصوف در ایران بود. در طی سه قرن پیش از روزگار زندگی او, درباره اقسام علوم ادبی , فلسفی , دینی و غیره به همت دانشمندان و شاعران و نویسندگان نام آور ایرانی مطالعات عمیق انجام گرفته وآثار گرانبهایی پدید آمده بود...

مولانا جلال الدین محمد بلخی ؛ رومی؛ فرزند بهاالدین الولد سطان العلماء در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز به حد رشد نرسیده بود که پدر او به علت رنجشی که از سلطان محمد خوارزمشاه پیدا کرده بود شهر و دیار خود راترک کرد و با خاندان خود به عزم حج و زیارت کعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نیشابور به زیارت » عطار « عارف مشهور قرن هفتم شتافت . » جلال الدین « را ستایش کرد . وکتاب اسرار نامه ئ خود را به او هدیه داد. پدرش از خراسان عزم بغداد کرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصریه عازم مکه شد. وپس از بر آوردن مناسک حج قصد شام کرد و مدتها در آن شهر ماند و در پایان عمر به شهر قونیه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق میپرداخت. جلال الدین محمد پس از وی در حالی که بیش از۲۴ سال از عمرش نمی گذشت بر مسند پدر نشست و به ارشاد خلق پرداخت . در این هنگام برهان الدین محقق ترمذی که از تربیت یافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ویرانی آن سرزمین به قونیه آمد و مولانا او را چون مراد و پیری راه دان برگزید و پس از فوت این دانا مدت ۵ سال در مدرسه پر خود به تدریس فقه و سایر علوم دین مشغول شد . تا آنکه در سال ۶۴۲ هجری به شمس تبریزی برخورد . شمس و افادات معنوی او در مولانا سخت اثر کرد . مولانا قبل از ملاقات با شمس مردی زاهد ومتعبد بود و به ارشاد طالبان وتوضیح اصول و فروع دین مبین مشغول بود . ولی پس از آشنایی با این مرد کامل ترک مجالس وعظ وسخنرانی را ترک گفت ودر جمله صوفیان صافی واخوان صفا درآمد وبه شعر وشاعری پرداخت واین همه آثار بدیع از خود به یادگار گذاشت . شمس بیش از سه سال در قونیه نماند وبه عللی که به تفضیل در شرح احوال مولانا باید دید . شبی در سال ۶۴۵ ترک قونیه گفت وناپدید شد . مولانا در فراغ او روز گار ی بس ناروا گذراند وچون از وی نا امید شد دل به وپس از او به حسام الدین چلپی سپرد و به در خواست او به سرودن اشعار مثنوی معنوی مشغول شد. و اشعار این کتاب را به حسام الدین عرضه میکرد, تا اینکه سر انجام در اوایل سال ۶۷۲ هجری به دیدار یار شتافت. مولانا در زمانی می زیست که دوران اوج ترقی و درخشش تصوف در ایران بود. در طی سه قرن پیش از روزگار زندگی او, درباره اقسام علوم ادبی , فلسفی , دینی و غیره به همت دانشمندان و شاعران و نویسندگان نام آور ایرانی مطالعات عمیق انجام گرفته وآثار گرانبهایی پدید آمده بود. شعر فارسی در دوره های پیش از مولانا با طلوع امثال رودکی , عنصری , ناصر خسرو , مسعود سعد , خیام ,انوری ,نظامی ,خاقانی راه درازی سپرده ودر قرن هفتم هجری که زمان زندگانی مولوی است , به کمال خود رسیده بود. شعر عرفانی هم در همین دوره به پیشرفت های بزرگ نائل آمده و بدست عرفای مشهوری همچون سنایی , عطار و دیگران آثار با ارزشی مانندحدیقه , منطق الطیر , مصیبت نامه , اسرار نامه و غیره پدید آمده بود. مولوی را نمی توان نماینده دانشی ویژه و محدود به شمار آورد. اگر تنها شاعرش بنامیم یا فیلسوف یا مورخ یا عالم دین, در این کار به راه صواب نرفته ایم . زیرا با اینکه از بیشتر این علوم بهره وافی داشته و گاه حتی در مقام استادی معجزه گر در نوسازی و تکمیل اغلب آنها در جامعه شعرگامهای اساسی برداشته , اما به تنهایی هیچ یک از اینها نیست, زیرا روح متعالیو ذوق سرشار, بینش ژرف موجب شده تادر هیچ غالبی متداول نگنجد. شهرت بی مانند مولوی بعنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیرعلم و ادب جهان بدان سبب است که وی گذشته از وقوف کامل به علوم وفنون گوناگون, عارفی است دل اگاه, شاعری است درد شناس, پر شور وبی پروا و اندیشه وری است پویا که ادمیان را از طریق خوار شمردن تمام پدیده های عینی و ذهنی این جهان, همچون: علوم ظاهری , لذایذ زود گذر جسمانی, مقامات و تعلقات دنیوی , تعصبات ی, دینی و ملی, به جستجوی کمال و ارام و قرار فرا می خواند. آنچه مولانا میخواهد تجلی خلق و خوی انسانی در وجود آدمیان است که با تزکیه درون و معرفت حق و خدمت به خلق و عشق و محبت و ایثا و شوق به زندگی و ترک صفات ناستوده به حاصل می آید. هنر بزرگ او بحث و برسی های دلنشین و جاودانه ای است که به دنبال داستان ها پیش می آورد و اندیشه های درخشان عرفانی و فلسفی خود را در قالب آنها قرار میدهد. داستان بهانه ای است تا بهتر بتواند در پی حوادثی که در قصه وصف شده ، مقاصد عالی خود را بیان دارد. در تعریف تصوف سخنان بسیار آمده است. از ( ابو سعید ابو الخیر ) پرسیدند که صوفی کیست؟ گفت: آنکه هر چه کند به پسند حق کند و هر چه حق کند او بپسندد. صوفیان ترک اوصاف و بی اعتنایی به جسم و تن را واجب می شمارند و دور ساختن صفات نکوهیده را آغاز زندگی نو وتولدی دیگر به شمار می آورند. ● چکیده مطالب: ▪ نام: جلال الدین محمد بلخی رومی ▪ نام پدر: بهاء الدین الولد سلطان العلماء ▪ تاریخ و محل تولد: ۶ ربیع الاول ۶۰۴-- بلخ ● مهمترین وقایع زندگی مولانا: ۵سالگی خانواده اش بلخ را به قصد بغداد ترک کردند. ۸ سالگی از بغداد به سوی مکه و از آنجا به دمشق و نهایتاْ به منطقه ای در جنوب رود فرات در ترکیه نقل مکان کردند. ۱۹ سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد و دوباره به قونیه (محلی در ترکیه امروزی) رفت. ۳۷ سالگی در روز شنبه ۲۶ جمادی آلخر ۶۴۲ ه.ق با شمس ملاقات کرد. ۳۹ سالگی در ۲۱ شوال ۶۴۳ شمس قونیه رو ترک کرد. ● معروفترین کتابهای مولانا: دیوان شمس- مثنوی معنوی- فیه ما فیه ● تاریخ و محل فوت: در غروب روز ۵جمادی الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگی در قونیه فوت کرد که الان مقبره این شاعر برزگ قرن ششم در قونیه (ترکیه امروزی) می باشد که محل زیارت عاشقان و شیفتگان این شاعر برزگ هستند.

 

www.mohsenmadahzadeh.com


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 

    www.mohsenmadahzadeh.com

 

   اورانيوم

   اورانيوم سنگين ترين فلز در طبيعت است در مركز اين عنصر 92 پروتون با بار مثبت و 164 نوترون وجود دارد يكي از مهمترين خواص اورانيوم آن است كه به سرعت تجزيه و تيديل به عناصر ديگر مي‌شود اما اگر عناصر تجزيه شده را وزن كنيم مي بينيم كه وزن مجموع آن ها از وزن اوليه كمتر است اين تفاوت وزن ناشي از توليد جرمي است كه بر اساس فرمول انيشتين انرژي عظيمي توليد مي كند كه انرژي هسته اي است.

ترکيبات:

 

تترا فلوروئيد اورانيوم4 UFکه به نمک سبز معروف است يک محصول مياني هگزافلوريد اورانيوم ميباشد. هگزا فلوريد اورانيوم6UF جامد است که در دماي بالاي 56 درجه سانتيگراد بخار ميشود.6 UF ترکيب اورانيوم است که براي دو فرايند غني سازي Gaseous Diffusion و Centrifuge استفاده ميشود. و در صنعت با نام ساده Hex خوانده ميشود.

Yellowcake اورانيوم غليظ شده است. نام اين عنصر بدليل رنگ و شکل آن در هنگام توليد ميباشد اگرچه توليد امروزه Yellowcake بيشتر به رنگ سبز مايل به سياه ميگرايد تا زرد. Yellowcake تقريبا 70 تا 90 درصد اکسيد اورانيوم دارد. Diuranate آمونيوم محصول جنبي توليد Yellowcake ميباشد که رنگ آن زرد درخشان ميباشد. که گاهي اوقات باعث اشتباه شده و Yellowcake ناميده ميشود اما اين نام درست اين محصول نمي باشد.

 

 

توليد و توزيع:

 

اورانيوم اقتصادي از طريق تقليل هاليدهاي اورانيوم با خاک فلزات قليايي توليد مي شود. همچنين فلز اورانيوم مي تواند از طريق عمل الکتروليز 5KUF يا Uf4 که در CaCl2 و NaCl حل شده است بدست آيد. اورانيوم خالص نيز از طريق تجزيه حرارتي هاليدهاي اورانيوم حاصل ميشود.

در سال 2001 مالکان راکتورهاي هسته اي غير نظامي آمريکا از اين کشور و منابع خارجي 21300 تن اورانيوم خريداري کردند. قيمت پرداخت شده براي هر کيلوگرم اورانيوم حدودا 26.39 دلار بود که در مقايسه با سال 1998 16% کاهش داشت. در سال 2001 ايالات متحده 1018 تن اورانيوم از 7 عمليات معدني در غرب رود ميسيسيپي توليد کرد.

اورانيوم بيشتر توسط فرانسوي ها در کشورهاي جهان توزيع شده است.

معمولا کشورهاي بزرگتر اورانيوم بيشتري در مقايسه با کشورهاي کوچکتر توليد ميکنند. چراکه گسترش و توزيع اورانيوم در جهان يک شکل و يکنواخت است. کشور استراليا ذخاير بسيار زيادي از اين عنصر دارد که تقريبا 30% ذخاير دنيا را شامل ميشود.

 

ايزوتوپها:

 

اورانيوم طبيعي از 3 ايزوتوپ U-238, U-235, U-234 تشکيل شده است که U-238 فراوان ترين آنها (99.3%) ميباشد. اين سه ايزوتوپ راديو اکتيو بوده که نيمه عمر آنها عبارت است از U-235 4.5x109 سال که پايدارترين آنها ميباشد. U-235 7x108 سال و U234 2.5x105 سال.

ايزوتوپهاي اورانيوم ميتوانند از هم جدا شوند تا تمرکز يک ايزوتوپ بر ديگري را افزايش دهند. اين فرايند "غني سازي" نام دارد. وزن U-235 براي غني شدن بايد 0.711 درصد افزايش يابد. اورانيوم م235 براي استفاده در سلاحهاي هسته اي و نيروگاه هاي اتمي مناسب تر است . اين فرايند مقادير بسياري اورانيوم بوجود مي آورد که در U-235 تخليه ميشوند و خالصترين اورانيوم يعني U238 اورانيوم خالي يا DU نام دارد. اگر ايزوتوپ 235 بخواهد تخليه شود بايد وزنش 0.711 درصد کم شود.

اورانيومي که از زمين استخراج مي شود، بلافاصله قابل استفاده در نيروگاههاي توليد انرژي نيست. براي آنکه بتوان بيشترين بازده را از اورانيوم به دست آورد، فرآيندهاي مختلفي روي سنگ معدن اورانيوم صورت مي گيرد تا غلظت ايزوتوپ u-235 که قابل شکافت است، افزايش يابد.

چرخه سوخت اورانيوم نسبت به سوخت هاي رايج ديگر، از جمله ذغال سنگ، نفت و گاز طبيعي، به مراتب پيچيده تر و متمايزتر است. چرخه سوخت اورانيوم را چرخه سوخت هسته اي نيز مي گويند. چرخه سوخت هسته اي از دو بخش انتهاي جلويي و انتهاي عقبي ( front end , Back end ) تشکيل شده است. انتهاي جلويي چرخه، مراحلي است که منجر به آماده سازي اورانيوم به عنوان سوخت رآکتور هسته اي مي شود و شامل استخراج از معدن، آسياب کردن، تبديل، غني سازي و توليد سوخت است.

هنگامي که اورانيوم به عنوان سوخت مصرف شد و انرژي از آن به دست مي آمد، انتهاي عقبي چرخه آغاز مي شود تا ضايعات هسته اي به انسان و محيط زيست آسيبي نرسانند. اين بخش عقبي شامل انبار داري موقتي، بازفرآوري کردن انبار نهايي است.

اکتشاف و استخراج:

ذخاير طبيعي اورانيوم، سنگ معدن اورانيوم است که براساس مقدار قابل استحصال از معدن محاسبه مي شود. با تکنيک ها و روش هاي زمين شناسي، معدن اورانيوم شناسايي مي شود و نمونه هايي از سنگ معدن به آزمايشگاه فرستاده مي شود. در آنجا، محلولي از سنگ معدن تهيه مي کنند و اورانيوم ته نشين شده را مورد بررسي قرار مي دهند تا بفهمند چه مقدار اورانيوم را مي توان از آن معدن استخراج کرد و چقدر هزينه مي برد.

اورانيوم موجود در طبيعت معمولاً از دو ايزوتوپ u-235 و u-238 تشکيل مي شود که فراواني آنها به ترتيب 71/0 درصد و 28/99 درصد است.

هنگامي که معدن شناسايي شد، به سه روش مي توان اورانيوم را استخراج کرد: استخراج از سطح زمين، استخراج ازمعادن زيرزميني و تصفيه در معدن. دو روش نخست همانند ديگر روش هاي استخراج فلزات هستند، ولي در روش سوم که در ايالات متحده استفاده مي شود، سنگ معدن در خود معدن تصفيه مي شود و اورانيوم بدست مي آيد. سنگ معدن اورانيوم معمولا از اکسيد اورانيوم (u3o8) تشکيل شده است و غلظت آن در سنگ معدن بين 05/0 تا 3/0 درصد تغيير مي کند.

البته اين تنها منبع اورانيوم نيست. اورانيوم در برخي معادن فسفات با منشأ دريايي نيز وجود دارد که البته فراواني بسيار کمي دارد، به طوري که حداکثر به 200 ذره در ميليون ذره مي رسد. از آنجايي که اين معادن فسفات مقادير انبوهي توليد دارند، مي توان اورانيوم را با قيمت معمولي استحصال کرد.

آسياب کردن:

پس از استخراج سنگ معدن، تکه سنگ ها به آسياب فرستاده مي شود تا خوب خرد شده، خرده سنگ هايي که با ابعاد يکسان توليد شود. اورانيوم توسط اسيد سولفوريک از ديگر اتم ها جدا مي شود، محلول غني شده از اورانيوم تصفيه مي شود و خشک مي شود. محصول به دست آمده، کنستانتره جامد اورانيوم است که کيک زرد ناميده مي شود.

تبديل:

کيک زرد جامد است، ولي مرحله بعد) غني سازي ) از تکنولوژي بخصوصي بهره مي برد که نيازمند حالت گازي است. بنابراين کنستانتره اکسيد اورانيوم جامد طي فرآيندي شيميايي به هگزافلورايداورانيوم (UF6)تبديل مي شود UF6. در دماي اتاق جامد است، ولي در دمايي نه چندان بالا به گاز تبديل مي شود.

غني سازي:

براي استفاده از اجرام انرژي زا بايد اورانيو تجزيه شود اورانيومي كه به خوبي تجزيه مي‌شود اورانيوم 235 است اما از هر هزار واحد اورانيوم موجود در طبيعت تنها هفت واحد اورانيوم 235 است به اين دليل است كه ما بايد بتوانيم اورانيوم را غني كنيم يعني در صد خلوص آن را بوسيله دستگاه هاي غني سازي افزايش دهيم يكي از روش هاي متداول براي غني سازي استفاده از سانترفيوژها است

 

سانترفيوژ

سانترفيوز دستگاه استوانه اي شكلي است كه درست مثل توربين هواپيما پره هايي در وسط آن وجود دارد اين پره ها در هر دقيقه بيش از يك صد هزار گردش دارند در نتيجه اين چرخش اورانيوم سنگين روي ديواره آخري سانترفيوژ قرار مي گيرد و اورانيوم 235 در كنار آن مي نشيند بايد هزاران سانترفيوژ در كنار هم قرار بگيرند تا ما بتوانيم اورانيوم را غني كنيم يعني با يك يا چند سانترفيوژ نمي توان اورانيوم را غني كرد

راكتور هاي آب سنگين و سبك

راكتورهاي آب سبك با آب معمولي كار مي كنند هيدورژن آب معمولي از پروتون تشكيل شده است اما در هيدروژن آب سنگين يك پروتون و يك نوترون وجود دارد براي راكتور هاي آب سبك به اورانيوم غني‌شده نياز داريم اما در راكتور آب سنگين از اورانيوم معمولي مي‌شود استفاده كرد به اين ترتيب در عمل استفاده از راكتور آب سنگين نتيجه اي شبيه به غني‌سازي اورانيوم خواهد داشت.

براي ادامه يک واکنش زنجيره هسته اي در قلب يک رآکتور آب سبک، غلظت طبيعي اورانيوم 235 بسيار اندک است. براي آنکه UF6 به دست آمده در مرحله تبديل، به عنوان سوخت هسته اي مورد استفاده قرار گيرد، بايد ايزوتوپ قابل شکافت آن را غني کرد. البته سطح غني سازي بسته به کاربرد سوخت هسته اي متفاوت است. براي يک رآکتور آب سبک، سوختي با 5 درصد اورانيوم 235 مورد نياز است؛ در حالي که در يک بمب اتمي، سوخت هسته اي بايد حداقل 90 درصد غني شده باشد.

غني سازي با استفاده از يک يا چند روش جداسازي ايزوتوپ هاي سنگين و سبک صورت مي گيرد. در حال حاضر، دو روش رايج براي غني سازي اورانيوم وجود دارد که عبارتند از انتشار گاز و سنتريفوژ گاز.

در روش انتشار گازي ( ديفيوژن )، گاز طبيعي UF6 با فشار بالا از يک سري سدهاي انتشاري عبور مي کند. اين سدها که غشاهاي نيمه تراوا هستند، اتمهاي سبک تر را با سرعت بيشتري عبور مي دهند، در نتيجه UF6235 سريع تر از UF6238 عبور مي کند. با تکرار اين فرآيند در مراحل مختلف گازي نهايي به دست مي آيد که غلظت u235 بيشتري دارد. مهم ترين عيب اين روش اين است که جداسازي ايزوتوپ هاي سبک در هر مرحله نرخ نسبتاً پاييني دارد، لذا براي رسيدن به سطح غني سازي مطلوب بايد اين فرآيند را به دفعات زيادي تکرار کرد که اين، خود نيازمند امکانات زياد و مصرف بالاي انرژي الکتريکي است و به دنبال آن هزينه عمليات نيز بسيار افزايش خواهد يافت.

در روش سانتريفور گاز، گاز UF6 طبيعي را به مخزن هايي استوايي تزريق مي کنند و گاز را با سرعت بسيار زيادي مي چرخانند. نيروي گريز از مرکز موجب مي شود UF6235 که اندکي از UF6238 سبک تر است، از مولکول سنگين تر جدا شود.

اين فرآيند در مجموعه اي از مخزن ها صورت مي گيرد و در نهايت، اورانيوم با سطح غني شده مطلوب به دست مي آيد. هر چند روش سنتريفوژ گازي نيازمند تجهيزات گرانقيمتي است، هزينه انرژي آن نسبت به روش قبلي کمتر است.

امروز فناوري هاي غني سازي جديدي نيز توسعه يافته است، که همگي بر پايه استفاده از ليزر پيشرفت کرده اند. اين روش ها که روش جداسازي ايزوتوپ با ليزر بخار اتمي (AVLIS) و جداسازي ايزوتوپ با ليزر مولکولي (MLIS) نام دارند، مي توانند مواد خام بيشتري رادر هر مرحله غني کنند و سطح غني سازي آنها نيز بالاتر است.

 

ساخت ميله هاي سوخت

توليد ميله سوخت، آخرين مرحله انتهاي جلويي در چرخه سوخت هسته اي است. اورانيوم غني شده که هنوز به شکل UF6 است، بايد به پودر دي اکسيد اورانيوم (UO2) تبديل شود تا به عنوان سوخت هسته اي قابل استفاده باشد، پودر UO2 سپس فشرده مي شود و به شکل قرص در مي آيد. قرص هاي در معرض حرارت با دماي بالا قرار مي گيرند تا به قرص هاي سراميکي تبديل شوند. پس از طي چند فرآيند فيزيکي، قرص هايي سراميکي با ابعاد يکسان حاصل مي شود. حال، متناسب با طراحي رآکتور و نوع سوخت مورد نياز، اين قرص هاي کوچک را در دسته دسته کرده و در لوله اي بخصوص قرار مي دهند. اين لوله از آلياژ بخصوصي ساخته شده است که در برابر خوردگي بسيار مقاوم است و در عين حال از رسانايي حرارتي بسيار بالايي برخوردار است. حال ميله سوخت آماده شده است و براي استفاده در رآکتور به نيروگاه فرستاده مي شود.

انتهاي عقبي چرخه سوخت هسته اي: مديريت زباله هسته اي

در نيروگاه هسته اي هم مثل ديگر فعاليت هاي بشري، ضايعاتي توليد مي شود که به دليل حساسيت مضاعف زباله هاي راديواکتيو، مديريت زمان ضايعات بايد تحت قوانين و محدوديت هاي خاصي صورت بگيرد.

در هر هشت مگاوات ساعت انرژي الکتريکي توليد شده در نيروگاه هسته اي، 30 گرم زباله راديواکتيو به وجود مي آيد. براي توليد همين مقدار برق با استفاده از زغال سنگ پر کيفيت، هشت هزار کيلوگرم دي اکسيد کربن توليد مي شود که در دما و فشار جو، 3 استخر المپيک را پر مي کند. مي بينيد حجم زباله هاي راديواکتيو بسيار کمتر است، ولي خطر آنها به مراتب بيشتر است و مراقبت از آنها به مراتب بيشتر است و مراقبت از آنها ضرورتي تر و دشوارتر. زباله هاي راديواکتيو براساس مقدار و نوع ماده راديواکتيو به 3 گروه تقسيم مي شوند:

الف- سطح پايين: لباس حفاظتي، لوازم، تجهيزات و فيلترهايي که حاوي مواد راديواکتيو با عمر کوتاه هستند. اين ها نيازي به پوشش حفاظتي ندارند و معمولاً فشرده شده يا آتش زده مي شوند و در چاله هاي کم عمق دفن شده و انبار مي شوند.

ب- سطح متوسط: رزين ها، پس مانده هاي شيميايي، پوشش ميله سوخت و مواد نيروگاههاي برق هسته اي جزو زباله هاي سطح متوسط طبقه بندي مي شوند. اينها عموما عمر کوتاهي دارند، ولي نياز به پوشش محافظ دارند. اين زباله ها را مي توان درون بتون قرار داد و در مخزن زباله ها گذاشت.

ج- سطح بالا: همان سوخت مصرف شده راکتورها است و نياز به پوشش حفاظتي و سردسازي دارند. مراحل مديريت اين ضايعات عبارتند از:

انبارداري موقتي

سوخت مصرف شده که از رآکتور خارج مي شود، بسيار داغ و راديواکتيو است و تشعشع و يونهاي فراواني را مي تاباند. از اين رو بايد هم آن را سرد کرد و هم از تابيدن پرتوهاي راديواکتيو آن به محيط جلوگيري کرد. در کتار هر رآکتور، استخرهايي براي انبار کردن سوخت مصف شده وجود دارد. اين استخرها، مخزن هايي بتوني مسلح به لايه هاي فولاد زنگ نزن هستند که 8 متر عمق دارند و پر از آب هستند. آب هم ميله هاي سوخت مصرف شده را خنک مي کند و هم به عنوان پوششي حفاظتي در برابر تابش راديواکتيو عمل مي کند. به مرور زمان، شدت گرما و تابش راديواکتيو کاهش مي يابد، به طوري که پس از چهل سال، به يک هزارم مقدار اوليه )زماني که از رآکتور خارج شده بود ) مي رسد.

بازفرآوري انبارنهايي

3 درصد سوخت مصرف شده در يک رآکتور آب سبک را ضايعات بسيار خطرناک راديواکتيو است. اين مواد را مي توان با روش هاي شيميايي از يکديگر جدا کرد و اگر شرايط اقتصادي و قوانين حقوقي اجازه دهد، مي توان سوخت مصرف شده را براي تهيه سوخت هسته اي جديد بازيافت کرد.

کارخانه هايي در فرانسه و انگلستان وجود دارند که مرحله بازفرآوري سوخت نيروگاههاي کشورهاي اروپاي و ژاپن را انجام مي دهند. البته اين کار در ايالات متحده ممنوع است.

رايج ترين شيوه بازفرآوري، purex نام دارد که مخفف عبارت جداسازي اورانيوم و پلوتونيوم است. ابتدا ميله هاي سوختي را از يکديگر جدا مي کنند و در اسيد نيتريک حل مي کنند؛ سپس با استفاده از مخلوطي از فسفات تري بوتيل و يک حلال هيدرو کربن، اورانيوم و پلوتونيوم مصرف نشده را جدا مي کنند و به عنوان سوخت جديد به مراحل تهيه سوخت مي فرستند. ضايعات هسته اي سطح بالا را پس از جدا سازي، حرارت مي دهند تا به پودر تبديل شود. پس از فرآيند که آهي کردن خوانده مي شود، پودر را به شيشه مخلوط مي کنند تا ضايعات را در محفظه اي محبوس کنند. اين فرآيند شيشه سازي نام دارد. شيشه مايع براي ذخيره سازي درون محفظه هايي از جنس فولاد ضد زنگ قرار مي گيرند و اين محفظه ها را در منطقه اي پايدار ( از نظر جغرافيايي ) انبار مي کنند. پس از يک هزار سال، شدت تابش هاي راديواکتيو ضايعات هسته اي به مقدار طبيعي کاهش پيدا مي کند. اين نقطه تا به امروز، انتهاي چرخه سوخت هسته اي است.

                              

 

روش هاي انجام واکنش هاي هسته اي:

           تجزيه کامل تمامي هسته ها زماني که به وسيله يک ذره يا انرژي فوق العاده زياد برخورد کند (يا ذره ديگري جذب کنند) معمولا نوترون است.

           شکست هسته به دو هسته غير مساوي توئم با انتشار پروتون ، نوترون، ذرات آلفا، اشعه گاما و واکنش هاي ترکيب هسته اي که تشکيل يک هسته سنگين تر در اثر تجديد ساختمان هسته عناصر سبک تر که همراه با ازاد شدن مقادير زياد انرژي است ، صورت مي گيرد.

           انرژي حاصل از واکنش هاي ترکيب يا (همجوشي) 8 برابر بيشتر از انرژي هسته اي واکنش هاي شکست هسته اي است.

 

راه هاي مختلف توليد انرژي هسته اي:

           شکافت هسته‌اي

           همجوشي هسته اي

 

شکافت هسته‌اي (Nuclear Fission):

نوترون منفردي به يک قطعه ايزوتوپ اوارنيوم235 نفوذ کند در اثربرخورد به هسته اتم اورانيوم 235 ، اورانيوم به دو قسمت شکسته مي شود مقادير زيادي  نيز انرژي در حدود200Mev ازاد مي گردداما مسئله مهمتر اينکه نتيجه شکستن هسته اورانيوم 235 آزادي دو نوترون است که مي تواند دو هسته ديگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورداين چهار نوترون نيزچهار هسته اورانيوم 235 را مي شکند چهار هسته شکسته شده توليد هشت نوترون مي کنند که قادر به شکستن همين تعداد هسته اورانيوم مي باشند سپس شکست هسته اي و آزاد شدن نوترون ها بصورت زنجيروار به سرعت تکثير و توسعه مي يابد

در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر ميشود در يک لحظه واکنش زنجيري خود بخودي شکست هسته ا ي شروع مي گردد. در واکنش هاي کنترل شده تعدادشکست در واحد زمان و نيز مقدار انرژي به تدريج افزايش يافته و پس از رسيدن به مقداري دلخواه ثابت نگهداشته مي شود

فرض کنيم يک ذره(a) به يک هسته ساکن(x) برخورد کند در نتيجه در واکنش هاي هسته اي هسته(y) و ذره (b) توليد مي شود که اين واکنش را بصورت زير مي نويسم

a+x?b+y

 

 

مراحل شکست اورانيوم 235 :

?234U ?144Ba+89Kr+3 1n

 

در واکنش اخير در نتيجه برخورد نوترون حرارتي به اورانيوم 235 آن را به اورانيوم 234 تحريک شده تبديل مي مي کند. نهايتا اورانيوم تحريک شده نيز بعد از شکافت ، به باريم و کريپتون و سه تا نوترون توليد مي شود

محصولات شکست اورانيوم(Uranium Fission Puroduets) :

هسته اتمي اورانيوم 235 بدو قسمت شکسته مي شود عناصر زير توليد مي شوند

استرتيوم 90 ، کريپتون 91 ، ايتريوم 91 ، زيرکونيوم 95 ، يد 126 ، سزيم 137 ، باريم 142 ، سريم 144 قابل ذکر هستند

 

معادله واکنش هاي همجوشي هسته اي :

کنترل توسط رابطه زير ارائه شد

ترکيب ايزوتوپ هاي هيدوژن

2H+3H?1n+4He

در اين واکنش انرژيي معادل 17.6 Mev آزاد مي شود.که از آن مي شود در کادبردهاي صنعتي و نظامي استفاده نمود.

 

اصطلاحات در فيزيک هسته اي :

ويژه هسته: يک هسته خاص با اعداد پروتوني (Z) و نوتروني (N) معين را گويند.

ايزوتوپ ها: ويژه هسته هايي با پروتون هاي يکسان و نوترون هاي مختلف را گويند.مثال:ايزوتوپ هيدروژن 21H و 31H مي باشند.

ايزوتون ها: ويژه هسته هايي با نوترون برابر و پروتون مختلف را گويند.

ايزوبارها: ويژه هسته هايي با عدد جرمي A ي برابر (A=Z+N) را مي گويند.

ايزومر: ويژه هسته هايي در حالت بر انگيخته با نيم عمر قابل اندازه گيري را ايزومر مي نامند.

نوکلئون: ذرات تشکيل دهنده هسته) نوترون يا پروتون ) نوکلئون نام دارند.

مزون ها: ذراتي هستند با جرمي بين جرم الکترون و جرم پروتون. شناخته شده ترين مزون ها عبارتند از: مزون هاي پي که نقش مهمي در نيروهاي هسته اي باز مي کند و مزون هاي مو که در پديده هاي پرتو کيهاني مهم است.

پوزيترون: الکترون با بار مثبت به عبارتي ذره اي با جرمي برابر جرم الکترون و باري برابر بار الکترون با علامت مثبت.

فوتون: کوانتوم تابش الکترومغناطيسي که معمولاً بصورت نور اشعه ايکس يا اشعه گاما ظاهر مي شودبه عبارت ديگر کوچکترين ذرات سازنده نور فوتون ها هستند.

اسپين: صرفنظر از انرژي مربوط به چرخش الکترون به دور هسته اتمي الکترون نيز انرژي اضافي ديگري دارد که مربوط به چرخش

حول محور خود مي باشد .علاوه بر الکترون ذراتي ديگر مثل پروتون ، نوترون و فنون ها نيز به نوبه خود داراي اسپين مي باشد.

آب سنگين: اصطلاحي که معمولا براي مولکول آب داراي دو اتم هيدروژن سنگين بکار مي رود در اين مولکول دو اتم دوتريوم بجاي دو اتم هيدروژن جايگزين مي شود (D2o). آب سنگين داراي خواص غير عادي بوده و در راکتور هاي هسته اي نقش ايفا مي کنند.

بتاترون: يک شتاب دهنده چرخه اي است اين دستگاه شامل يک محفظه حلقوي بدون هوا است.که بين قطبهاي يک الکترومغناطيس جاي دارد يک چشمه الکتروني نيز داخل آن محفظه قرار گرفته است.

سوخت هسته اي پلوتنيم: يک عنصر شيميائي يا عدد اتمي 92 و جرم اتمي 239 و يک فلز سمي است. به سادگي در هوا آتش مي گيرد. کاربرد عمده پلوتونيم در راکتورهاي هسته اي ، بمب هاي هسته اي ، چشمه ذره آلفا و اشعه گاما در پزشکي است.

کوانتا (Cuonta ): در سال 1901 فيزيکدان معاصر آلماني ماکس پلانک پيشنهاد نمود که در انتقالات فيزيکي و تاثيرات متقابل اتم هاي ماده ، انرژي بصورت مقادير مجزا يا "بسته هاي" کوچک نشر يافته و يا جذب مي شوند. در نتيجه مطابق اين تئوري، انرژي داراي مقادير پيوسته اي نمي باشد. اين قسمتهاي کوچک نام کوانتوم بخود گرفت .

لباسهاي بادي (Pneumatic suit ): لباسهاي مخصوص که براي کار در هواي آلوده به مواد راديو اکتيو ) بخارهاي گازها ، ذرات بسيار ريز) بکار مي رود .

مهندسي هسته اي:شاخه اي از مهندسي مواد که انرژي هسته اي و نيز موارد استفاده از آن را براي احتياجات کلي و دفاعي مطالعه و بررسي مي کند.

نوترنيو (Neutrino):ذراتي هستند خنثي که تشخيص و حتي به تله انداختن آنها خيلي مشکل است ضمن واپاشي بتاي هسته هاي اتمي همراه الکترون يا پوزيترون گسيل مي شود.

نيم عمر (Half Life): يکي از مهمترين کميت هاي مشخصه مواد راديو اکتيو نيم عمر آنها مي باشد و طبق تعريف مدت زماني است که فعاليت چشمه به نصف مقدار اوليه مي رسد .

راکتورهاي هسته اي: وسيله که درآن واکنش شکافت زنجيري کنترل شده انجام مي شود. راکتور هسته اي نام دارد. اورانيوم و پلوتونيم به عنوان سوخت هسته اي به کار مي رود.

پرتوهاي کيهاني:تابش هاي کيهاني عبارتست از ذرات مثبت تند (پروتون ها ) و شماري ذرات آلفا و هسته هاي ديگر ذرات اوليه. پرتوهاي کيهاني داراي انرژي عظيم از مرتبه ميليارد الکترون ولت است گاهي اين انرژي به مقادير حيرت آور از مرتبه 21 ev 10مي رسد اين پرتوها قادرند تا عمق اقيانوس ها و زمين هم نفوذ کنند.

جرم س (Rest Mass): جرم يک ذره اي که سرعت آن صفر بوده و يا صفر مي شود را جرم س گويند.

جرم بحراني سوخت هسته اي (Critical Mass): جرم بحراني براي انجام يک واکنش زنجيري شکست عبارتست از کمترين مقدار سوخت هسته اي بطوريکه هر دوره نوترون باعث توليد يک دوره بعدي يا همان تعداد نوترون گردد يعني کاهش نوترون در سوخت هسته اي بطور کامل جبران شود.

تعريف جرم بحراني: کمترين مقدار لازم جرم فيزيکي ماده سوختني جهت سوختن را جرم بحراني گويند .

 

بمب اتمي

بمب اتمي در اصل يک راکتور هسته‌اي ‌کنترل نشده است که در آن يک واکنش هسته‌اي بسيار وسيع در مدت يک ميليونيم ثانيه در سراسر ماده صورت مي‌گيرد. بنابراين ، اين واکنش با راکتور هسته‌اي کنترل شده تفاوت دارد. در راکتور هسته‌اي کنترل شده ، شرايط به گونه‌اي سامان يافته است که انرژي حاصل از شکافت بسيار کندتر و اساسا با سرعت ثابت رها مي‌شود. در اين راکتور ، ماده شکافت پذير به گونه‌اي با مواد ديگر آميخته مي‌شود که بطور متوسط ، فقط يک نوترون گسيل يافته از عمل شکافت موجب شکافت هسته ديگر مي‌شود، و واکنش زنجيري به اين طريق فقط تداوم خود را حفظ مي‌کند.

 اما در يک بمب اتمي ، ماده شکافت‌پذير خالص است، يعني يک متعادل کننده آميخته نيست و طراحي آن به گونه‌اي است که تقريبا تمام نوترونهاي گسيل يافته از هر شکافت مي‌تواند در هسته‌ هاي ديگر شکافت ايجاد کند.

 

 

عناصر اصلي سازنده بمب اتمي :

بمب اتمي در طول جنگ جهاني دوم از راکتورهاي هسته‌اي براي توليد مواد خام نوعي بمب هسته‌اي ، يعني براي ساختن 239Pu از 235U استفاده مي‌شد. هر دو اين عناصر مي‌توانند يک واکنش زنجيري کنترل نشده سريع ايجاد کنند. بمبهاي هسته‌اي يا اتمي از هر دو اين مواد ساخته مي‌شوند. تنها يک بمب اتمي که از 235U ساخته شده بود، شهر هيروشيما در ژاپن را در 6 آگوست سال 1945 ميلادي ويران کرد. بمب ديگري که از 239U در ساختن آن بکار برده شده بود، سه روز بعد شهر ناکازاکي کشور ژاپن را با خاک يکسان ساخت.

 

نحوه آزاد شدن انرژي هسته‌اي:

هسته از پروتون با) بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتريکي) تشکيل شده است. بنابراين بار الکتريکي آن مثبت است. اگر بتوانيم هسته را به طريقي به دو تکه تقسيم کنيم، تکه‌ها در اثر نيروي دافعه الکتريکي خيلي سريع از هم فاصله گرفته و انرژي جنبشي فوق العاده‌اي پيدا مي‌کنند. در کنار اين تکه‌ها ذرات ديگري مثل نوترون و اشعه‌هاي گاما و بتا نيز توليد مي‌شود. انرژي جنبشي تکه‌ها و انرژي ذرات و پرتوهاي بوجود آمده ، در اثر برهمکنش ذرات با مواد اطراف ، سرانجام به انرژي گرمايي تبديل مي‌شود. مثلا در واکنش هسته‌اي که در طي آن 235U به دو تکه تبديل مي‌شود، انرژي کلي معادل با 200MeV را آزاد مي‌کند. اين مقدار انرژي مي‌تواند حدود 20 ميليارد کيلوكالري گرما را در ازاي هر کيلوگرم سوخت توليد کند. اين مقدار گرما 2800000 بار برگتر از حدود 7000 کيلوگالري گرماي است که از سوختن هر کيلوگرم زغال سنگ حاصل مي‌شود.

 

 

سوخت راکتورهاي هسته‌اي:

ماده‌اي که به عنوان سوخت در راکتورهاي هسته‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد بايد شکاف پذير باشد يا به طريقي شکاف پذير شود.235U شکاف پذير است ولي اکثر هسته‌هاي اورانيوم در سوخت از انواع 238U است. اين اورانيوم بر اثر واکنشهايي که به ترتيب با توليد پرتوهاي گاما و بتا به 239Pu تبديل مي‌شود. پلوتونيوم هم مثل 235U شکافت پذير است. به علت پلوتونيوم اضافي که در سطح جهان وجود دارد نخستين مخلوطهاي مورد استفاده آنهايي هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتونيوم است.ميزان اورانيومي که از صخره‌ها شسته مي‌شود و از طريق رودخانه‌ها به دريا حمل مي‌شود، به اندازه‌اي است که مي‌تواند 25 برابر کل مصرف برق کنوني جهان را تأمين کند. با استفاده از اين نوع موضوع ، راکتورهاي زاينده‌اي که بر اساس استخراج اورانيوم از آب درياها راه اندازي شوند قادر خواهند بود تمام انرژي مورد نياز بشر را براي هميشه تأمين کنند، بي آنکه قيمت برق به علت هزينه سوخت خام آن حتي به اندازه يک درصد هم افزايش يابد.

 

 

شكافت هسته اي:

اگر نوترون منفردي به يک قطعه ايزوتوپ 235U نفوذ کند، دراثربرخورد به هسته اتم 235U ، اورانيوم به دو قسمت شکسته مي‌شود که اصطلاحا شکافت هسته‌اي ناميده مي‌شود.

 

 مقدمه از شكافت:

در واکنشهاي شکافت هسته‌اي مقادير زيادي نيز انرژي آزاد مي‌گردد (در حدود 200(Mev، اما مسئله مهمتر اينکه نتيجه شکستن هسته 235U ، آزادي دو نوترون است که مي‌تواند دو هسته ديگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد. اين چهار نوترون نيز چهار هسته 235U را مي‌شکند. چهار هسته شکسته شده توليد هشت نوترون مي‌کنند که قادر به شکستن همين تعداد هسته اورانيوم مي‌باشند. سپس شکست هسته‌اي و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجيروار به سرعت تکثير و توسعه مي‌يابد. در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر مي‌شود، در يک لحظه واکنش زنجيري خود بخودي شکست هسته‌اي شروع مي‌گردد. در واکنشهاي کنترل شده هسته‌اي تعداد شکست در واحد زمان و نيز مقدار انرژي بتدريج افزايش يافته و پس از رسيدن به مقداري دلخواه ثابت نگهداشته مي‌شود.

 

 

انرژي شکافت هسته‌اي :

کشف انرژي هسته‌اي در جريان جنگ جهاني دوم صورت گرفت و اکنون براي شبکه برق بسياري از کشورها هزاران کيلو وات تهيه مي کند )نيرو گاه هسته اي. (بحران انرژي بر اثر بالارفتن قيمت نفت در سال 1973 استفاده از انرژي شکافت هسته‌اي بيشتر وارد صحنه کرد. در حال حاضر ممالک اروپايي انرژي هسته‌اي را تنها انرژي مي‌داند. که مي‌تواند در اکثر موارد جايگزين نفت شود. استفاده از انرژي شکافت هسته‌اي که بر روي يک ماده قابل احتراق کاني که بصورت محدود پايه گذاري مي‌شود.

براي ساير کشورها خطرات بسيار دارد در حال حاضر توليد الکتريسته با استفاده از شکافت هسته‌اي کنترل شده به ميزان زيادي توسعه يافته و مورد قبول واقع شده است. توليد انرژي هسته‌اي در کشورهاي توسعه يافته بخش مهمي از طرح انرژي ملي را تشکيل مي‌دهد.

 

انرژي بستگي هسته‌اي :

مي‌توان تصور کرد که جرم هسته ، M) )، با جمع کردن (Z) تعداد پروتونها ضربدر جرم پروتون وN))تعداد نوترونها ضربدر جرم نوترون بدست مي‌آيد.

M = Z×Mp + N×Mn              

 

از طرف ديگر M هميشه کمتر از مجموع جرمهاي تشکيل دهنده‌هاي منزوي هسته است. اين اختلاف به توسط فرمول انيشتين توضيح داده مي‌شود که رابطه بين جرم و انرژي هم ارزي جرم و انرژي را برقرار مي‌سازد. اگر يک دستگاه مادي داراي جرم باشد در اين صورت داراي انرژي کلي E است.  E=M C2 که در آن C سرعت نور در خلا و M جرم کل هسته مرکب از نوکلئونها و E مقدار انرژيي است که در اثر فروپاشي جرم M توليد مي‌شود. بنابر اين اصول انرژي هسته‌اي بر آزاد سازي انرژي پيوندي هسته استوار است. هر سيستمي که داراي انرژي پيوندي بيشتر باشد پايدار مي‌باشد. در واقع جرم مفقود شده در واکنشهاي هسته‌اي طبق فرمول E = M C2 به انرژي تبديل مي‌شود. پس انرژي بستگي اختلاف جرم هسته و جرم نوکلئونهاي تشکيل دهنده آن است، که معرف کاري است که بايد انجام شود تا نوکلئونها از هم جدا شوند.

 

 

مواد شکافتني :

مواد ناپايدار براي اينکه به پايداري برسند، انرژي گسيل مي‌کنند تا به حالت پايدار برسد. معمولا عناصري شکافت پذير هستند که جرم اتمي آنها بالاي 150 باشد ،235U و 238U در معادن يافت مي‌شود. 99.3 درصد اورانيوم معادن 238U مي‌باشد.و تنها 7% آن 235U مي‌باشد. از طرفي 235U با نوترونهاي کند پيشرو واکنش نشان مي‌دهد 238U.تنها با نوترونهاي تند کار مي‌کند، البته خوب جواب نمي‌دهد.

بنابر اين در صنعت در نيروگاههاي هسته‌اي 235U به عنوان سوخت محسوب مي‌شود. ولي به دلايل اينکه در طبيعت کم يافت مي‌شود. بايستي غني سازي اورانيوم شود، يعني اينکه از 7 درصد به 1 الي 3 درصد برسانند.

شکافت 235U :

در اين واکنش هسته‌اي وقتي نوترون کند بر روي 235U برخورد مي کند به 236U تحريک شده تبديل مي‌شود. نهايتا تبديل به باريوم و کريپتون و 3 تا نوترون تند و 177 Mev انرژي آزاد مي‌شود. پس در واکنش اخير به ازاي هر نوکلئون حدود 1 Mev انرژي آزاد مي‌شود. در واکنشهاي شيميايي مثل انفجار به ازاي هر مولکول حدود 30 Mev انرژي ايجاد مي‌شود. لازم به ذکر است در راکتورهاي هسته‌اي که با نوترون کار مي‌کند، طبق واکنشهاي به عمل آمده 2 الي3 نوترون سريع توليد مي‌شود. حتما اين نوترونهاي سريع بايد کند شوند مي‌شود.

 

واپاشي پرتوزاي هسته ها:

 

يکي از خواص هسته واپاشي است که وابسته به زمان است. بعد از کشف پرتوزايي هسته توسط بکرل مشخص شد که هسته هاي ناپايدار سه نوع انرژي تابش مي کنند طبقه بندي اين تشعشعات از روي انرژي مي باشد.

 

 

تقسيمات واپاشي هاي پرتوزا:

           ذره آلفا: توسط ورقه اي از کاغذ متوقف ميشوند.

           ذره بتا:توسط ورقه سربي به ضخامت 16/1 اينچ متوقف ميشوند.

           اشعه گاما: مي تواند در چندين اينچ  سرب نفوذ کنند.

جنس پرتوهاي واپاشيده:

           پرتوهاي آلفاي هسته از جنس اتم هاي يونيزه هليوم He هستند.

           پرتوهاي بتا از جنس الکترون مي باشند.

           پرتوهاي گاما از جنس امواج الکترو مغناطيسي هستند.

 

هر يک از مدهاي واپاشي، جنبه هاي متفاوتي از ساختار هسته اي را روش مي کنند.هسته هاي پرتوزاي اوليه در هر مد واپاشي را هسته مادر و هسته نهايي هسته دختر مي نامند.

 

واپاشي آلفايي :

 

اغلب ويژه هسته هايي با عدد جرمي بزرگتر از 15 نسبت به واپاشي ناپايدارند.

براي ويژه هسته هاي سبکتر ، احتمال واپاشي آلفا بسيار کم است.

 

 

واپاشي بتايي :

 

واپاشي بتا متداولترين نوع واپاشي پرتو زاست تمام ويژه هسته هايي که در روي خط پايداري نيستند آمادگي گسيل بتا را دارند اين فرايند مشتمل بر گسيل مستقيم يک الکترون از هسته است . در هنگام گسيل بتا عدد اتمي ويژه هسته به اندازه يک واحد افزايش پيدا مي کند.

مشاهده مي شود در گسيل بتا از هليوم (واکنشي که در آن اتم هلوم به ذره بتا و ليتيوم 6 تبديل مي شود) عدد اتمي از 2 به 3 تغييرمي يابد. بتا با منفي همان الکترون مي باشد.

 

 

واپاشي گامايي :

يک هسته مي تواند به طرق مختلف به حالتهاي برانگيخته درآيد يک هسته برانگيخته مي تواند با گسيل امواج الکترو مغناطيسي به حالت کم انرژي تر واپاشي نمايد.

 

واپاشي پوزيترون:

 

يک هسته زماني که پوزيترون گسيل مي کند عدد اتمي هسته آن به اندازه يک واحد کاهش مي يابد.

غني سازي اورانيوم:

سنگ معدن اورانيوم موجود در طبيعت از دو ايزوتوپ 235U به مقدار 0.7 درصد و 238U ‏به مقدار 3.99 درصد تشکيل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسيد حل کرده و ‏بعد از تخليص فلز ، اورانيوم را بصورت ترکيب با اتم فلوئور (9F ) و بصورت مولکول ‏اورانيوم هگزا فلورايد(6UF) تبديل مي‌کنند که به حالت گازي است. سرعت متوسط ‏مولکولهاي گازي با جرم مولکولي گاز نسبت عکس دارد.

گراهان در سال 1864 پديده‌اي را کشف کرد که در آن سرعت متوسط مولکولهاي ‏گاز با معکوس جرم مولکولي گاز متناسب بود. از اين پديده که به نام ديفوزيون ‏گازي مشهور است براي غني سازي اورانيوم استفاده مي‌کنند. در عمل اورانيوم ‏هگزا فلورايد طبيعي گازي شکل را از ستونهايي که جدار آنها از اجسام متخلخل ‏‏(خلل و فرج دار) درست شده است عبور مي‌دهند. سوراخهاي موجود در جسم ‏متخلخل بايد قدري بيشتر از شعاع اتمي يعني در حدود 2.5 آنگسترم(  7-‏25x10سانتيمتر) باشد.

ضريب جداسازي متناسب با اختلاف جرم مولکولها است. روش غني سازي ‏اورانيوم تقريبا مطابق همين اصولي است که در اينجا گفته شد. با وجود اين ‏مي‌توان به خوبي حدس زد که پرخرج ترين مرحله تهيه سوخت اتمي همين ‏مرحله غني سازي ايزوتوپها است، زيرا از هر هزاران کيلو سنگ معدن اورانيوم ‏‏140 کيلوگرم اورانيوم طبيعي بدست مي‌آيد که فقط يک کيلوگرم 235U ‏خالص در آن وجود دارد.

غني سازي اورانيوم از طريق ميدان مغناطيسي:

يکي از روشهاي غني سازي اورانيوم استفاده از ميدان مغناطيسي بسيار قوي مي‌باشد. در اين روش ابتدا اورانيوم هگزا فلوئوريد را حرارت مي‌دهند تا تبخير شود. از طريق تبخير ، اتمهاي اورانيوم و فلوئوريد از هم تفکيک مي‌شوند. در اين حالت ، اتمهاي اورانيوم را به ميدان مغناطيسي بسيار قوي هدايت مي‌کنند. ميدان مغناطسي بر هسته‌هاي باردار اورانيم نيرو وارد مي کند ( اين نيرو به نيروي لورنتس معروف مي باشد) و اتمهاي اورانيوم را از مسير مستقيم خود منحرف مي‌کند. اما هسته‌هاي سنگين اورانيم (238U ) نسبت به هسته‌هاي سبکتر (235U ) انحراف کمتري دارند و درنتيجه از اين طريق مي‌توان 235U را از اورانيوم طبيعي تفکيک کرد.

کاربردهاي اورانيوم غني شده:

شرايطي ايجاد کرده اند که نسبت 235U به 238U را به 5 درصد مي‌‏رساند. براي اين کار و تخليص کامل اورانيوم از سانتريفوژهاي بسيار قوي استفاده ‏مي‌کنند .براي ساختن نيروگاه اتمي ، اورانيوم طبيعي و يا اورانيوم غني شده بين 1 تا 5 ‏درصد کافي است.

براي تهيه بمب اتمي حداقل 5 تا 6 کيلوگرم 235U صد درصد خالص نياز ‏است. در صنايع نظامي از اين روش استفاده نمي‌شود و بمبهاي اتمي را از 239Pu که سنتز و تخليص شيميايي آن بسيار ساده‌تر است تهيه ‏مي‌کنند.

نحوه توليد سوخت پلوتونيوم راديو اکتيو اين عنصر ناپايدار را در نيروگاههاي بسيار قوي مي‌سازند که تعداد نوترونهاي ‏موجود در آنها از صدها هزار ميليارد نوترون در ثانيه در سانتيمتر مربع تجاوز ‏مي‌کند. عملا کليه بمبهاي اتمي موجود در زراد خانه‌هاي جهان از اين عنصر ‏درست مي‌شود.‏ روش ساخت اين عنصر در داخل نيروگاههاي هسته‌اي به اين صورت که ‏ايزوتوپهاي 238U شکست پذير نيستند، ولي جاذب نوترون کم انرژي هستند. تعدادي از نوترونهاي حاصل از شکست 235U را ‏جذب مي‌کنند و تبديل به 239U مي‌شوند. اين ايزوتوپ از اورانيوم بسيار ‏ناپايدار است و در کمتر از ده ساعت تمام اتمهاي بوجود آمده تخريب ‏مي‌شوند. در درون هسته پايدار 239U يکي از نوترونها خود به خود به ‏پروتون و يک الکترون تبديل مي‌شود. بنابراين تعداد پروتونها يکي اضافه شده و عنصر جديد را که 93 پروتون دارد ‏نپتونيوم مي‌نامند که اين عنصر نيز ناپايدار است و يکي از نوترونهاي آن خود به ‏خود به پروتون تبديل شده و در نتيجه به تعداد پروتونها يکي اضافه شده و عنصر ‏جديد پلوتونيم را که 94 پروتون دارد ايجاد مي‌کنند. اين کار حدوداً در مدت يک هفته ‏صورت مي‌گيرد.

 

نيروگاه هسته اي (Nuclear Power Station):

 يک نيروگاه الکتريکي که از انرژي توليدي شکست هسته اتم اورانيوم يا پلوتونيم استفاده مي کند. اولين جايگاه از اين نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروي سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 كيلو وات است. چون شکست سوخت هسته اي اساساً گرما توليد مي کند از گرماي توليد شده رآکتور هاي هسته اي براي توليد بخار استفاده مي شود از بخار توليد شده براي به حرکت در آوردن توربين ها و ژنراتور ها که نهايتاً براي توليد برق استفاده مي شود .

بمب هاي هسته اي  :

اين نوع بمب ها تا حالا قويترين بمبها و مخربترين هاي جهان محسوب مي شود. دارندگان اين نوع بمبهاجزو قدرت هاي هسته اي جهان محسوب ميشود.اين نوع بمب ها قابليت تخريب شهري به بزرگي تهران را در چند ثانيه را دارد.

 

پسربچه :(Little boy) (يك بمب شليكى)

طرح «پسربچه» شامل تفنگى است كه توده اى از اورانيوم ??? را به سمت توده ديگرى از اين ايزوتوپ شليك مى كند. به اين ترتيب يك جرم فوق بحرانى توليد مى شود. نكته اساسى كه حتماً بايد رعايت شود اين است كه اين توده ها بايد در زمانى كوتاه تر از حدفاصل بين شكافت هاى خود به خودى در كنار هم نگه داشته شوند. به محض اينكه دو توده اورانيوم در كنار هم قرار گرفتند، ناگهان چاشنى توده اى از نوترون ها را توليد مى كند و زنجيره واكنش ها آغاز مى شود. با ادامه اين زنجيره، انرژى مدام افزايش مى يابد تا بمب به سادگى و خودبه خود منفجر شود.

 

 

 

مرد چاق (Fat man) : (بمب انفجار درونى )

شكافت خودبه خودى پلوتونيوم ??? آنقدر سريع است كه بمب تفنگى (پسربچه) نمى تواند دو توده پلوتونيوم را در زمانى كوتاه تر از حد فاصل شكافت ها كنار هم نگه دارد. بنابراين براى پلوتونيوم بايد نوع ديگرى از بمب طراحى شود. قبل از سواركردن بمب، چند نوترون سرگردان رها مى شوند تا زنجيره واكنش پيش رس را آغاز كنند. اين زنجيره موجب كاهش عظيم انرژى منتشر شده مى شود. «ست ندرمى ير» (دانشمندى از لس آلاموس)ايده استفاده از چاشنى هاى انفجارى را براى كمپرس بسيار سريع كره پلوتونيوم مطرح كرد و بسط داد. با اين روش كره پلوتونيوم به چگالى مناسب بحرانى مى رسد و انفجار هسته اى رخ مى دهد

 

 

 

بمب انفجار داخلى: بمب كثيف

انفجار درونى كه در واقع عكس انفجار بيرونى است ماده و انرژى را چگال و متمركز مى كند. ويرانى ساختمان بر اثر انفجار بيرونى باعث مى شود كه ساختمان روى خودش آوار شود. اصطلاحاً گفته مى شود كه «ساختمان از درون منفجر شده است.» انفجار درونى، آوار شدن از داخل است. درست مقابل انفجار بيرونى، يك كره توخالى پلوتونيوم مى تواند با چاشنى كروى انفجارى خارجى، از درون منفجر شده و به عنوان ماشه يك بمب شكافت هسته اى به كار رود. اين بمب هم به نوبه خود مى تواند يك ماشه انفجار داخلى براى يك جور هم جوشى باشد. در بحث كاويتاسيون انفجار درونى يك فرآيند مكثى است كه ذرات را مجبور به حركت به سمت داخل مى كند (نه حركت به سمت خارج كه مربوط به انفجار بيرونى است) اين حركت مركزگراى درونى، از يك مسير مستقيم به سمت مركز (مسير شعاعى) پيروى نمى كند، بلكه با چرخش روى يك مسير مارپيچى حركتش را انجام مى دهد. اين حركت چرخشى ورتكس نام دارد. در كاويتاسيون به خاطر فشار كم، حباب هاى كوچكى از بخار آب در يك سمت پروانه تشكيل مى شود. با تخريب اين حباب ها، موج هاى ناگهانى محلى شديدى به وجود مى آيد كه سر و صدا توليد مى كند و منجر به شكست محلى در سطح پروانه مى شود. ادامه اين روند سايش ماده را به دنبال دارد. مشخصه اصلى ورتكس اين است كه خارج آن كند و مركز آن تند حركت مى كند. در ورتكس، آب «از درون منفجر مى شود» ذرات معلقى كه از آب سنگين ترند به مركز جريان كشيده مى شوند، مقاومت اصطكاكى كاهش مى يابد و سرعت جريان زياد مى شود.

 

بمب هيدروژنى

بازده هيدروژنى به وسيله مقدار ليتيوم دوترايد (deuteride) و نيز مواد شكافت پذير اضافه كنترل مى شود. براى تامين نوترون هاى اضافه فرآيند هم جوشى (fusion) معمولاً اورانيوم ??? در بخش هاى مختلف بمب به كار مى رود. اين ماده شكافت پذير اضافه (اورانيوم ???) در عين حال تشعشعات اتمى باكيفيت بالا نيز توليد مى كند.

 

 

 

 

 

بمب نوترونى

 

بمب نوترونى يك بمب هيدروژنى است. بمب نوترونى به كلى با ساير سلاح هاى اتمى استاندارد تفاوت دارد. چرا كه اثرهاى مهلك بمب كه از تشعشعات مضر مى آيد، به خاطر نوترون هايى است كه خودش رها مى كند. اين بمب همچنين به نام «سلاح تشعشع افزوده» (enhanced- radiation weapon) شناخته مى شود.اثرات تشعشع افزوده در بمب نوترونى بدين صورت است كه آثار حرارتى و تخريبى اين بمب نسبت به ساير سلاح هاى اتمى كمتر است. به همين دليل ساختارهاى فيزيكى مثل ساختمان ها و مراكز صنعتى كمتر خسارت مى بينند و بمب بيشترين آسيب را به انسان وارد مى كند. از آنجا كه اثرات تشعشع نوترون با افزايش فاصله به شدت كاهش مى يابد اثر بمب در مناطق نزديك به آن و مراكز دور از آن به وضوح تفاوت دارد. اين ويژگى كاملاً مطلوب كشورهاى عضو پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) است، چرا كه آنها مى خواهند آمادگى نبرد در مناطق پرازدحام را داشته باشند درحالى كه انواع ديگر انفجارهاى هسته اى، زندگى شهرى و دارايى ها را به خطر مى اندازند بمب نوترونى فقط با زنده ها سر و كار دارد.

 

 

 

  برق هسته اي:

از مهمترين منابع استفاده صلح آميز از انرژي اتمي، ساخت راکتورهاي هسته اي جهت توليد برق مي باشد. راکتورهسته اي وسيله اي است که در آن فرايند شکافت هسته اي بصورت کنترل شده انجام مي گيرد. در طي اين فرايند انرژي زياد آزاد مي گردد به نحوي که مثلا در اثر شکافت نيم کيلوگرم اورانيوم انرژي معادل بيش از 1500 تن زغال سنگ بدست مي آيد. هم اکنون در سراسر جهان، راکتورهاي متعددي در حال کار وجود دارند که بسياري از آنها براي توليد قدرت و به منظور تبديل آن به انرژي الکتريکي، پاره اي براي راندن کشتيها و زيردريائيها، برخي براي توليد راديو ايزوتوپوپها و تحقيقات علمي و گونه هايي نيز براي مقاصد آزمايشي و آموزشي مورد استفاده قرار مي گيرند. در راکتورهاي هسته اي که براي نيروگاههاي اتمي طراحي شده اند (راکتورهاي قدرت)، اتمهاي اورانيوم و پلوتونيم توسط نوترونها شکافته مي شوند و انرژي آزاد شده گرماي لازم را براي توليد بخار ايجاد کرده و بخار حاصله براي چرخاندن توربينهاي مولد برق بکار گرفته مي شوند.

راکتورهاي اتمي را معمولا برحسب خنک کننده، کند کننده، نوع و درجه غناي سوخت در آن طبقه بندي مي کنند. معروفترين راکتورهاي اتمي، راکتورهايي هستند که از آب سبک به عنوان خنک کننده و کند کننده و اورانيوم غني شده(2 تا 4 درصد اورانيوم(235 به عنوان سوخت استفاده مي کنند. اين راکتورها عموما تحت عنوان راکتورهاي آب سبک(LWR ) شناخته مي شوند. راکتورهاي WWER,BWR,PWR از اين دسته اند. نوع ديگر، راکتورهايي هستند که از گاز به عنوان خنک کننده، گرافيت به عنوان کند کننده و اورانيوم طبيعي يا کم غني شده به عنوان سوخت استفاده مي کنند. اين راکتورها به گاز- گرافيت معروفند. راکتورهاي HTGR,AGR,GCR از اين نوع مي باشند. راکتور PHWR راکتوري است که از آب سنگين به عنوان کندکننده و خنک کننده و از اورانيوم طبيعي به عنوان سوخت استفاده مي کند. نوع کانادايي اين راکتور به CANDU موسوم بوده و از کارايي خوبي برخوردار مي باشد. مابقي راکتورها مثل( FBR راکتوري که از مخلوط اورانيوم و پلوتونيوم به عنوان سوخت و سديم مايع به عنوان خنک کننده استفاده کرده و فاقد کند کننده مي باشد) LWGR(راکتوري که از آب سبک به عنوان خنک کننده و از گرافيت به عنوان کند کننده استفاده مي کند) از فراواني کمتري برخوردار مي باشند. در حال حاضر، راکتورهاي PWR و پس از آن به ترتيب PHWR,WWER,BWR فراوانترين راکتورهاي قدرت در حال کار جهان مي باشند.

 به لحاظ تاريخي اولين راکتور اتمي در آمريکا بوسيله شرکت "وستينگهاوس" و به منظور استفاده در زير دريائيها ساخته شد. ساخت اين راکتور پايه اصلي و استخوان بندي تکنولوژي فعلي نيروگاههاي اتميPWR را تشکيل داد. سپس شرکت جنرال الکتريک موفق به ساخت راکتورهايي از نوع BWR گرديد. اما اولين راکتوري که اختصاصا جهت توليد برق طراحي شده، توسط شوروي و در ژوئن 1954در "آبنينسک" نزديک مسکو احداث گرديد که بيشتر جنبه نمايشي داشت، توليد الکتريسيته از راکتورهاي اتمي در مقياس صنعتي در سال 1956 در انگلستان آغاز گرديد. تا سال 1965 روند ساخت نيروگاههاي اتمي از رشد محدودي برخوردار بود اما طي دو دهه 1966 تا 1985 جهش زيادي در ساخت نيروگاههاي اتمي بوجود آمده است. اين جهش طي سالهاي 1972 تا 1976 که بطور متوسط هر سال 30 نيروگاه شروع به ساخت مي کردند بسيار زياد و قابل توجه است. يک دليل آن شوک نفتي اوايل دهه 1970 مي باشد که کشورهاي مختلف را برآن داشت تا جهت تأمين انرژي مورد نياز خود بطور زايد الوصفي به انرژي هسته اي روي آورند. پس از دوره جهش فوق يعني از سال 1986 تاکنون روند ساخت نيروگاهها به شدت کاهش يافته بطوريکه بطور متوسط ساليانه 4 راکتور اتمي شروع به ساخت مي شوند.

کشورهاي مختلف در توليد برق هسته اي روند گوناگوني داشته اند. به عنوان مثال کشور انگلستان که تا سال 1965 پيشرو در ساخت نيروگاه اتمي بود، پس از آن تاريخ، ساخت نيروگاه اتمي در اين کشور کاهش يافت، اما برعکس در آمريکا به اوج خود رسيد. کشور آمريکا که تا اواخر دهه 1960 تنها 17 نيروگاه اتمي داشت در طول دهه هاي 1970و 1980 بيش از 90 نيروگاه اتمي ديگر ساخت. اين مسئله نشان دهنده افزايش شديد تقاضاي انرژي در آمريکاست. هزينه توليد برق هسته اي در مقايسه با توليد برق از منابع ديگر انرژي در امريکا کاملا قابل رقابت مي باشد. هم اکنون فرانسه با داشتن سهم 75 درصدي برق هسته اي از کل توليد برق خود درصدر کشورهاي جهان قرار دارد. پس از آن به ترتيب ليتواني(73درصد)، بلژيک(57درصد)، بلغارستان و اسلواکي(47درصد) و سوئد( 8/46درصد) مي باشند. آمريکا نيز حدود 20 درصد از توليد برق خود را به برق هسته اي اختصاص داده است.

گرچه ساخت نيروگاههاي هسته اي و توليد برق هسته اي در جهان از رشد انفجاري اواخر دهه 1960 تا اواسط 1980 برخوردار نيست اما کشورهاي مختلف همچنان درصدد تأمين انرژي مورد نياز خود از طريق انرژي هسته اي مي باشند. طبق پيش بيني هاي به عمل آمده روند استفاده از برق هسته اي تا دهه هاي آينده همچنان روند صعودي خواهد داشت. در اين زمينه، منطقه آسيا و اروپاي شرقي به ترتيب مناطق اصلي جهان در ساخت نيروگاه هسته اي خواهند بود. در اين راستا، ژاپن با ساخت نيروگاههاي اتمي با ظرفيت بيش از 25000 مگا وات درصدر کشورها قرار دارد. پس از آن چين، کره جنوبي، قزاقستان، روماني، هند و روسيه جاي دارند. استفاده از انرژي هسته اي در کشورهاي کاندا، آرژانتين، فرانسه، آلمان، آفريقاي جنوبي، سوئيس و آمريکا تقريبا روند ثابتي را طي دو دهه آينده طي خواهد کرد.

www.mohsenmadahzadeh.com


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 

www.mohsenmadahzadeh.com

ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است که افراد آن کشاورز مستقل بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در 30 سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مرد ضعیف، با رفتار غیر عادی زودرنج و عصبی مزاج بود مادرش هانا آیسکاف زن خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت ، آیزاک در دوره کودکی شادی نداشت او سه ساله بود که مادرش با کشیش مرفهی با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد جدایی از مادر ظاهراٌ سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباٌ مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یک یا دو بار نامزد کرد به نظر می آمد که تمرکز او منحصراٌ روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناکی بود داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می کرد، از دور ببیند

آموزش ابتدایی رسمی را نیوتن در دو مدرسه کوچک گذراند که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند چنین به نظر می رسد که اول بار دایی او متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد.

بدین ترتیب دایی او مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریجکه خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود بفرستد مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند در این هنگام نیوتن 15 ساله بود کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود. نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می کرد نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد. افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شروع کرده سریعاٌ تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید.

در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت زیرا تمام کتابها و جزوه های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید در این هنگام نیوتن بیش از 22 سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت در باره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می کند؟ و چرا ماه بر زمین       نمی افتد؟ این اندیشه ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شدند هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد در واقع یکی از قانونهای فیزیک راکشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست     می یابند، دست یافت او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد او در باره نور و رنگهای آن پژوهش کرد دلیل جزر و مد را کشف کرد قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص دادو معادله هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند روزی که او منشوری را در دست گرفت واجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه ای منحرف می شود و به 7 پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می شود آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می شوند و  عبارتند از: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند او 3 سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد او همچنین نخستین دوربین نجومی آیینه ای را ساخت تلسکوپ آیینه ای رصد خانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز، که آیینه آن5 متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است.

نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد از دو ناراحتی عصبی مه نیوتن پیدا کرد اولی ظاهراٌ در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود در این دره وی مدت 6 سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وادارد که اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد در سال 1686 در 45 سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش مه به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با به کار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دوقطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه درصدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد نمی تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامیکه به 50 سالگی رسید نزدیک می شد به سختی مریض و بستری شد به طوریکه از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دجار بی خوابی مفرط گردید که به تدریج به بی خوابی کامل تبدیل شد خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستانش شادمان گردیدند. حکمت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند برگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد منصبی که تا آخر عمرش آن را حفظ کرد در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز اتنخاب شد در سال 1705 علیا حضرت ملکه (ملکه انگلستان) به وی عنوان سر اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.

وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته اش از آن این خلاصه را بدست داد: من نمی دانم به چشم مردم دنیا چگونه می آیم اما در چشم خود به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می کند در حالیکه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است آخرین روزهای زندگی وی تاثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می افزاید. در آخرین روزهای زندگی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727در 84 سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده اند بدون تردید می توان گفت در تاریخ بشریت نامی از مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند کتاب(اصول) او نخواهد بود. 

 

www.mohsenmadahzadeh.com


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده | 

روشهای درمان چاقی

 غذاهای کالری منفی

 

چه غذاهایی بخوریم تا لاغر شویم  


 


 

 
 

 

تعریف چاقی بر اساس ایندکس جرمی بدن:

فرمول محاسبه ی ایندکس جرمی بدن       Body Mass Index  BMI

 

وزن (کيلو گرم) / قد *2 (متر)

وزن (بر حسب کيلوگرم) تقسيم بر مربع قد (بر حسب متر)

18.5  >  : لاغر

18.5 تا 24.9 : وزن مطلوب

 25 تا 29.9 : اظافه وزن

30 تا  34.9 : چاق

35تا 39.9 : چاق مرگبار

 

 

غذاهاي دارای کالری منفی چه غذاهایی هستند؟

 

نخست به تعریف واژه کالری می پردازیم:

 

کالری واحد استاندارد اندازه گيری مقدار انرژی موجود در مواد غذايی می