تبليغاتX
اللهم صل علي محمد و آل محمد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  | 

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و  آرزوها دیر نیست.


"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جرج الیوت


مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟ بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.


عملکرد ضمیر ناخودآگاه


ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم ، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.


در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست میشود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.


یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت.

یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه ی کارها را به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد.

کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد.

یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: "من شکست می خورم"، "توانایی انجام این کار را ندارم"، و یا "قابلیت انجام چنین کاری را ندارم"؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید.

ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منسه ظهور برسانید.

به امید رسیدن شما به بهترین ها.
 

منتظر نظرات گرم شما هستم

با تشکر

بدرود تا درودی دیگر

محسن مداح زاده 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  | 
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ

«62» يا كسى كه دعاى مضطرّ را اجابت مى‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏سازد، و شما را خلفاى زمين قرارمى‏دهد؛ آيا معبودى با خداست؟! كمتر متذكّر مى‏شويد!


ترجمه انگليسى ‏

Or who listens to the (soul) distressed when it calls on Him and who relieves its suffering and makes you (mankind) inheritors of the earth? (Can there be another) god besides Allah? Little it is that ye heed!

ترجمه فرانسوى

62. N'est-ce pas Lui qui répond à l'angoissé quand il L'invoque, et qui enlève le mal, et qui vous fait succéder sur la terre, génération après génération, - Y a-t-il donc une divinité avec Allah? C'est rare que vous vous rappeliez!

ترجمه آلمانى
     
62. Wer antwortet denn dem Bedrنngten, wenn er Ihn anruft, und nimmt das ـbel hinweg und macht euch zu Nachfolgern auf Erden? Ist wohl ein Gott neben Allah? Gering ist, wessen ihr gedenkt.

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 517

در سومين سؤ ال ، از اين سؤ الات پنجگانه كه مجموعه اى از يك بازپرسى و محاكمه معنوى را تشكيل مى دهد، سخن از حل مشكلات ، و شكستن بن بستها و اجابت دعاها است ، مى گويد:
آيا معبودهاى بى ارزش شما بهترند يا كسى كه دعاى مضطر و درمانده را به اجابت مى رساند و گرفتارى و بلا را بر طرف مى كند؟! (امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء).
آرى در آن هنگام كه تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته مى شود كارد به استخوانش مى رسد، و از هر نظر درمانده و مضطر مى گردد، تنها كسى كه مى تواند قفل مشكلات را بگشايد، و بن بستها را بر طرف سازد، و نور اميد در دلها بپاشد، و درهاى رحمت به روى انسانها درمانده بگشايد، تنها ذات پاك او است و نه غير او.
از آنجا كه اين واقعيت به عنوان يك احساس فطرى در درون جان همه انسانها است ، بت پرستان نيز به هنگامى كه در ميان امواج خروشان دريا گرفتار مى شوند تمام معبودهاى خود را فراموش كرده ، دست به دامن لطف الله مى زنند همانگونه كه قرآن مى گويد: فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصين له الدين : هنگامى كه سوار كشتى مى شوند خدا را مى خوانند در حالى كه پرستش را مخصوص او مى دانند (عنكبوت - 65)
سپس مى افزايد:
نه تنها مشكلات و ناراحتيها را بر طرف مى سازد بلكه شما را خلفاى زمين قرار مى دهد (و يجعلكم خلفاء الارض ).
آيا با اينهمه معبودى با خدا است ؟ (ءاله مع الله ).
ولى شما كمتر متذكر مى شويد و از اين دلائل روشن پند و اندرز نمى گيريد

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 518
(قليلا ما تذكرون ).
پيرامون مفهوم مضطر و مساله استجابت دعا و شرائط آن بحثهائى است كه در نكته ها در پايان همين آيات خواهد آمد.
منظور از خلفاء الارض ممكن است به معنى ساكنان زمين و صاحبان آن باشد، چرا كه خدا با آنهمه نعمت و اسباب رفاه و آسايش و آرامش كه در زمين قرار داده انسان را حكمران اين كره خاكى ساخته ، و او را براى سلطه بر آن آماده كرده است .
مخصوصا هنگامى كه انسان در اضطرار فرو مى رود و به درگاه خدا رو مى آورد و او به لطفش بلاها و موانع را بر طرف مى سازد، پايه هاى اين خلافت مستحكمتر مى شود (و از اينجا رابطه ميان اين دو بخش از آيه روشن مى گردد).
و نيز ممكن است اشاره به اين باشد كه خدا حيات را چنين قرار داده كه دائما اقوامى مى آيند و جانشين اقوام ديگر مى شوند كه اگر اين تناوب نبود تكاملى صورت نمى گرفت .
در چهارمين سؤ ال مساله هدايت را مطرح كرده مى گويد: آيا اين بتها بهترند يا كسى كه شما را در تاريكيهاى صحرا و دريا (بوسيله ستارگان ) هدايت مى كند؟ (امن يهديكم فى ظلمات البر و البحر).
و كسى كه بادها را به عنوان بشارت دهندگان پيش از نزول رحمتش  مى فرستد (و من يرسل الرياح بشرا بين يدى رحمته ).
بادهائى كه بيانگر نزول بارانند و همانند پيك مخصوص بشارت ، پيشاپيش

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 519
آن حركت مى كنند، در حقيقت كار آنها نيز هدايت مردم است به نزول باران .
تعبير بشرا (بشارت دهندگان ) در مورد بادها و تعبير به رحمت در مورد باران هر دو جالب است ، چرا كه بادها هستند كه رطوبت هوا و قطعات ابر را از صفحه اقيانوسها برداشته و بر دوش خود حمل مى كنند و به نقاط خشك و تشنه مى برند و از قدوم باران خبر مى دهند.
همچنين باران است كه نغمه حيات را در سراسر كره خاك سر مى دهد و هر جا نازل شود خير و رحمت و بركت و زندگى مى آفريند.
(شرح بيشتر درباره نقش بادها در نزول باران در سوره اعراف ذيل آيه 57 جلد ششم تفسير نمونه صفحه 214 آمده است ).
و در پايان آيه ، بار ديگر، مشركان را مخاطب ساخته مى گويد: آيا معبود ديگرى با خدا است ؟! (ءاله مع الله )
سپس بى آنكه منتظر جواب آنها باشد اضافه مى كند: خداوند برتر و بالاتر است از آنچه براى او شريك قرار مى دهند (تعالى الله عما يشركون ).
در آخرين آيه مورد بحث پنجمين سؤ ال را كه در مورد مبدء و معاد است به اين صورت مطرح مى كند: آيا معبودان شما بهترند يا كسى كه آفرينش  را آغاز كرد و سپس آن را اعاده مى كند؟! (امن يبدء الخلق ثم يعيده ).
و كسى كه در ميان اين آغاز و انجام ، شما را از آسمان و زمين روزى مى دهد (و من يرزقكم من السماء و الارض ).
آيا با اين حال باز هم معتقديد كه معبودى با خدا است ؟ (ءاله مع الله ).

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 520
به آنها بگو اگر چنين اعتقادى داريد دليلتان را بياوريد اگر راست مى گوئيد (قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين ).
در واقع آيات گذشته همه سخن از مبدء و نشانه هاى عظمت خدا در عالم هستى و مواهب و نعمتهاى او مى گفت ، ولى در آخرين آيه ، بحث را از يك گذرگاه ظريف به مساله معاد منتقل مى كند، چرا كه آغاز آفرينش خود دليلى بر انجام آن است و قدرت بر خلقت دليل روشنى بر معاد محسوب مى شود.
و از اينجا پاسخ سؤ الى كه بسيارى از مفسران مطرح كرده اند معلوم مى شود و آن اينكه مشركان كه مخاطب اين آيات هستند غالبا عقيده به معاد (معاد جسمانى ) نداشتند با اين حال چگونه ممكن است از آنها سؤ ال كنيم و اقرار بخواهيم ؟
پاسخ اينكه اين سؤ ال ، توأ م با دليلى است كه طرف را وادار به اقرار مى كند زيرا همين كه معترف باشند كه آغاز آفرينش از او است ، و اينهمه روزيها و مواهب از ناحيه او مى باشد، كافى است كه قبول كنند امكان بازگشت مجدد به زندگى در قيامت موجود است .
ضمنا منظور از رزق آسمان ، باران و نور آفتاب و مانند آن است ، و منظور از رزق زمين گياهان و مواد غذائى مختلفى است كه مستقيما از زمين مى رويد يا به طور غير مستقيم از زمين نشات مى گيرد همچون دامها همچنين معادن و مواد گوناگونى كه انسان در زندگى خود از آن بهره مى گيرد.
نكته ها:
1 - مضطرى كه دعاى او به اجابت مى رسد كيست ؟
گر چه خداوند دعاى همه را - هر گاه شرائطش جمع باشد - اجابت مى كند ولى در آيات فوق مخصوصا روى عنوان مضطر تكيه شده است ، به اين دليل كه يكى از شرائط اجابت دعا آن است كه انسان چشم از عالم اسباب بكلى برگيرد

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 521
و تمام قلب و روحش را در اختيار خدا قرار دهد، همه چيز را از آن او بداند و حل هر مشكلى را به دست او ببيند، و اين درك و ديد در حال اضطرار دست مى دهد.
درست است كه عالم ، عالم اسباب است ، و مؤ من نهايت تلاش و كوشش خود را در اين زمينه به كار مى گيرد ولى هرگز در جهان اسباب گم نمى شود، همه را از بركت ذات پاك او مى بيند ديده اى نافذ و سبب سوراخ كن دارد كه اسباب را از بيخ و بن بر مى كند و در پشت حجاب اسباب ذات مسبب الاسباب را مى بيند و همه چيز را از او مى خواهد.
آرى اگر انسان به اين مرحله برسد مهمترين شرط اجابت دعا را فراهم ساخته است .
جالب اينكه در بعضى از روايات اين آيه تفسير به قيام حضرت مهدى - صلوات الله و سلامه عليه - شده .
در روايتى از امام باقر مى خوانيم كه فرمود: و الله لكانى انظر الى القائم و قد اسند ظهره الى الحجر ثم ينشد الله حقه ... قال هو و الله المضطر فى كتاب الله فى قوله : امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض :
به خدا سوگند گويا من مهدى (عليه السلام ) را مى بينم كه پشت به حجر الاسود زده و خدا را به حق خود مى خواند ... سپس فرمود: به خدا سوگند مضطر در كتاب الله در آيه امن يجيب المضطر ... او است .
در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) چنين آمده : نزلت فى القائم من آل محمد عليهم السلام هو و الله المضطر اذا صلى فى المقام ركعتين و دعا الى الله عز و جل فاجابه و يكشف السوء و يجعله خليفة فى الارض :

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 522
اين آيه در مورد مهدى از آل محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل شده ، به خدا سوگند مضطر او است ، هنگامى كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز بجا مى آورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مى دارد دعاى او را اجابت مى كند، ناراحتيها را بر طرف مى سازد، و او را خليفه روى زمين قرار مى دهد.
بدون شك منظور از اين تفسير - همانگونه كه نظائر آن را فراوان ديده ايم - منحصر ساختن مفهوم آيه به وجود مبارك مهدى (عليه السلام ) نيست ، بلكه آيه مفهوم گسترده اى دارد كه يكى از مصداقهاى روشن آن وجود مهدى (عليه السلام ) است كه در آن زمان كه همه جا را فساد گرفته باشد، درها بسته شده ، كارد به استخوان رسيده بشريت در بن بست سختى قرار گرفته ، و حالت اضطرار در كل عالم نمايان است در آن هنگام در مقدس ترين نقطه روى زمين دست به دعا بر مى دارد و تقاضاى كشف سوء مى كند و خداوند اين دعا را سرآغاز انقلاب مقدس  جهانى او قرار مى دهد و به مصداق و يجعلكم خلفاء الارض او و يارانش را خلفاى روى زمين مى كند.
درباره اهميت دعا و شرائط اجابت آن و اينكه چرا گاهى بعضى از دعاها به اجابت نمى رسد به طور مشروح در جلد اول ذيل آيه 186 سوره بقره بحث كرده ايم .
2 - همه جا دعوت به استدلال منطقى
كرارا در آيات قرآن مى خوانيم كه از مخالفان مطالبه دليل مى شود، مخصوصا جمله هاتوا برهانكم : دليل خود را بياوريد در چهار مورد از قرآن مجيد آمده است (بقره - 111 و انبياء - 24 و نمل - 64 و قصص - 75) و در موارد ديگرى

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 523
نيز روى كلمه برهان مخصوصا تكيه شده است (برهان به معنى محكمترين دليلى است كه همواره با صدق همراه است ).
اين منطق برهان طلبى اسلام حكايت از محتواى قوى و غنى آن مى كند چرا كه سعى دارد با مخالفان خود نيز برخورد منطقى داشته باشد، چگونه ممكن است از ديگران مطالبه برهان كند و خود نسبت به آن بى اعتنا باشد؟ آيات قرآن مجيد مملو است از استدلالات منطقى و براهين علمى در سطوح مختلف براى مسائل گوناگون .
اين درست بر خلاف چيزى است كه مسيحيت تحريف يافته امروز روى آن تكيه مى كند و مذهب را تنها كار دل مى داند، و عقل را از آن بيگانه معرفى مى كند، و حتى تضادهاى عقلى (همچون توحيد در تثليث ) را در مذهب مى پذيرد و به همين دليل انواع خرافات را اجازه ورود به مذهب مى دهد، در حالى كه اگر مذهب از عقل و استدلال جدا شود هيچ دليلى بر حقانيت آن وجود نخواهد داشت و آن مذهب و ضد آن يكسان خواهد بود.
عظمت اين برنامه اسلامى (تكيه بر برهان و دعوت مخالفان به استدلال منطقى ) هنگامى آشكارتر مى شود كه توجه كنيم اسلام از محيطى آشكار شد كه بيشترين محتواى فكرى محيط را خرافات بى پايه و مسائل غير منطقى تشكيل مى داد.
3 - جمع بندى و مرورى بر آيات گذشته
در آياتى كه گذشت قرآن براى اثبات توحيد معبود روى توحيد خالق و توحيد رب (توحيد آفرينش و توحيد تدبير) تكيه داشت و از دوازده نشانه بزرگ خدا در عالم هستى سخن مى گفت (آسمان و زمين ، نزول باران ، آثار حياتى

تفسير نمونه جلد 15 صفحه 524
آن ، آرامش قرارگاه انسان ، نهرهاى آب جارى ، كوههاى عظيم و پا بر جا حايل و مانع در ميان آب شور و شيرين ، اجابت دعوت بندگان هدايت آنها در تاريكى بر و بحر، بادهاى پيام آور از نزول باران تجديد حيات موجودات ، و روزى دادن به انسان از آسمان و زمين ).
اين مواهب دوازده گانه در طى پنج آيه و تحت پنج سؤ ال بيان شد كه به ترتيب مسائل پنجگانه زير را بيان مى كرد: خلقت ، آرامش ، حل مشكلات ، هدايت ، و بازگشت به حيات مجدد.
و در ذيل هر يك از اين سؤ الهاى پنجگانه اين جمله تكرار مى شد (اءاله مع الله ).
آيا معبودى با خدا وجود دارد؟
و به دنبال اين سؤ ال در آيه اول اشاره به انحراف آنها از حق و در آيه دوم جهل آنها، و در آيه سوم عدم انديشه كردن آنان ، و در آيه چهارم انحطاط فكرى آنها، و در آيه پنجم مطالبه استدلال از آنها آمده است كه رويهمرفته مجموعه جامع و منسجمى را ارائه مى كند.

 

 WWW.MOHSENMADAHZADEH.COM

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 7:30 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  | 

 طریقه افزايش متابوليسم پايه بدن

 
 

    
 

چگونه غذا بخوريد تا لاغر شويد؟

غذا نخوردن و رژيم های غذایی سخت و طولانی مدت در واقع بدن را بيشتر مستعد ابتلا به مشکل چاقی می نمايند. کاهش قابل ملاحظه ی مقدار غذا ی مصرفی روزانه، در حقيقت موجب کند تر شدن سرعت متابوليسم بدن میگردد.

 

متابوليسم چیست؟


 

به بيانی بسيار ساده، متابوليسم به مجموعه ی پروسه های بيوشيميايی، و فيزيولوژيکی بدن انسان برای حفظ حالت هوميواستازی، نيز تجزيه ی مواد غذايی مصرفی توسط بدن، و همچنین استفاده از انرژی موجود در آنها اطلاق میگردد. یا به بیانی دیگر، متابوليسم مجموعه ی عملکرد های بيوشيميايی بدن انسان می باشد.

همچنين، سرعت سوزاندن کالری های موجود در مواد غذايی مصرف شده توسط سلولهای بدن، به نرخ متابوليکی بدن انسان مرتبط می باشد. هر چه متابوليسم بدن سريع تر باشد، بدن با سرعت و نیز کارايی بیشتری قادر به هضم و جذب غذا ها و نيز سوزاندن چربی ها می باشد.

بدن انسان همواره و در تمامی شرايط، حتی در هنگام خواب و استراحت، در حال سوزاندن کالری می باشد. اين کالری ها صرف کمک به حفظ حالت هوميو استازی بدن می گردند. زيرا که تمامی سلولها، بافت ها، و نيز ارگان های بدن انسان، برای انجام فعاليت های طبيعی خود نيازمند به صرف انرژی می باشند. به عنوان مثال، قلب برای پمپ کردن خون در سرتاسر بدن، ريه ها برای انجام عمل تنفس، و نيز سلول های مغزی(حتی در حالت خواب)،  برای انجام  کليه ی فعاليت های خود نيازمند به صرف انرژی می باشند.

برخی از افراد به طور طبیعی دارای سرعت متابوليسم پايين تری نسبت به سايرين می باشند. اين دسته از افراد سخت تر می توانند وزن خود را کم نمایند؛ و نيز بيشتر مستعد ابتلا به چاقی می باشند. به طور کلی، فعاليت های سلولی در سلولهای کودکان و نیز جوانان سريع تر بوده و بدين واسطه نيز در افراد جوانتر سرعت متابوليسم بالاتر می باشد. همچنين، به طور معمول با افزايش سن سرعت متابوليسم در يک فرد کاهش خواهد يافت.

به طور کلی، سرعت متابوليسم در بدن يک فرد، از بافتی تا بافت ديگر متفاوت می باشد. به عنوان مثال، سرعت متابوليسم در بافتهای ماهيچه ای بدن به مراتب بالا تر از سرعت متابوليسم در بافت چربی بدن می باشد.

 اين بدان معناست که بافت های ماهيچه ای بدن قادر به سوزاندن مقادير بالاتری از انرژی در مقايسه با بافتهای چربی می باشند.

 شايان ذکر است که بافتهای ماهيچه ای حتی در حالت استراحت کامل (به عنوان مثال در حالت نشستن بدون حرکت و يا حتی در هنگام خواب) نيز، قادر به مصرف و سوزاندن انرژی بسيار بيشتری در مقايسه با بافت های چربی میباشند.

اين يکی ديگر از  مکانیزم هایی است که بر اساس آن ورزش کردن به حفظ سلامتی و همچنين به کاهش وزن بدن کمک می نمايد. ورزش کردن، علاوه بر کمک به بهبود عملکرد کليه ی سلولها و ارگانهای بدن، به افزايش جرم ماهيچه های بدن نيز کمک نموده و بدين واسطه موجب افزايش سرعت متابوليسم بدن می گردد.


 

حتی در حالتی که فرد به انجام هيچگونه فعاليت بدنی ای نيز مشغول نمی باشد، بدن همچنان قادر می باشد مقدار کالری بيشتری را فقط به واسطه ی افزايش سرعت متابوليسم خود بسوزاند. البته لازم به ذکر است که برای حفظ سرعت بالای  متابوليسم، پيروی از يک برنامه ی ورزشی مداوم و مستمر به فرد توصيه می گردد.


 

 

چه عواملی می توانند منجر به کاهش سرعت متابوليسم گردند؟

 

رژيم های طولانی مدت:
 

بدن انسان در طول دوران تکاملی خود، قادر بوده تا خود را به بهترين نحو به محيط اطراف وفق داده، و بدين واسطه شانس زنده ماندن خود را افزايش دهد. بديهی است که در طول دوران تکامل فيزيولوژيکی انسانها، آب، مواد غذايی و نيز ديگر مايحتاج انسانها هميشه به مقدار مورد نياز آنها فراهم نبوده است.  در طول دوران تکامل فيزيولوژيکی، بدن انسان اين توانايی را يافته است که  نياز های خود به مواد غذايی را تحت شرايط قحطی کاهش دهد. که اين به نوبه ی خود منجر به افزايش احتمال بقای فرد در شرايط قحطی می گردد.

 

اجداد ما در طول دوران زندگی خود بارها مواجهه با شرايط سخت و نیز کمبود غذا را تجربه کرده اند، و انسان امروزی از نظر فيزيولوژيکی، نتيجه ی تکامل فيزيولوژيکی اجداد خود می باشد. در گذشته، مواد غذايی به صورت فصلی در اختيار اجدادمان قرار داشته اند. آنها تابستانها از انواع گوشت ها و ميوه ها استفاده نموده و خود را برای زمستان آماده می نمودند.

حال آنکه در زمستان تهيه ی غذا  برای اجدادمان دشوار تر بوده است. در طول دوران تکامل فيزيولوژيکی، بدن انسان به مرور اين توانايی را يافت تا خود را با شرايط محيط وفق دهد. حال آنکه، بدن انسان امروزی قادر به تشخيص قحطی از رژيم غذایی نمی باشد. امروزه، فردی که رژيم می گيرد، در حقيقت به بدن خود اين سيگنال را می دهد که مواد غذا يی به مقدار کافی و مورد نياز بدن در دسترس نمی باشند. اين همان سيگنالی است که در شرايط قحطی مواد غذايی (به عنوان مثال کمبود غذا در فصل زمستان)  در بدن اجداد ما تولید می گردیده است.

 

Healthy Foods

شرايط قحطی، بدنهای اجداد مان را به نحوی تکامل داد، که در تابستان قادر باشند غذا های مصرفی را ذخيره، و در زمستان نیز قادر باشند از این چربی های اندوخته برای گرم نگاه داشتن و نیز انجام دیگر فعاليت های متابوليکی خود استفاده نمايند.  


پيروی از رژيم های غذا يی بسيار محدود از نظر کالری، بدن انسان امروزی را در حالتی همانند حالت قحطی که اجدادمان در گذشته با آن رو به رو بوده اند  مواجه می نماید؛ که اين برای بدن دو ضرر بسيار اساسی دارد:

اول اينکه پيروی از  اینگونه رژيم های غذا يی، متابوليسم بدن و نیز توانايی بدن در سوخت و ساز مواد غذايی و نيز انجام ديگر عملکرد های فيزيولوژيکی را به مقدار قابل توجهی کاهش می دهد. که اين به نوبه ی خود منجر به افزايش وزن خواهد گشت. همچنين کاهش متابوليسم مضرات ديگری نيز برای بدن داشته که از جمله ی آنها می توان به پيدايش اختلالات هورمونی و نيز پيدايش مشکلات روحی و روانی اشاره نمود.


دوم اينکه، بدن افراد به واسطه ی پيروی از  اینگونه رژيم های غذا يی بسيار مستعد چاقی می گردد. اين تا حدودی به دليل کاهش نرخ متابوليسم بدن در اين دسته از افراد می باشد. اما دليل عمده ی آن به نحوه ی تکامل فيزيولوژيکی بدن انسان بر مي گردد. همانگونه که گفته شد بدن اجداد ما قادر بوده به هنگام فراوانی غذا، غذا ها را به صورت چربی در بدن ذخيره نموده، و به هنگام قحطی از اين ذخاير استفاده نمايد.  حال آنکه در زمانهای قدیم، دوره های فراوانی و قحطی ماه ها از يکديگر فاصله    داشته اند، و به طور معمول، قبل از فرا رسيدن يکی ديگر از دوران فراوانی، تمامی ذخاير چربی موجود در بدن  اجدادمان به پايان می رسيدند.


حال آنکه امروزه، غذا همواره و به مقادير فراوان در دسترس می باشد. و انسان امروزی به نادرستی و به دليل پيروی از رژيم های غذايی نادرست، اين سيگنال های قحطی را به اشتباه به بدن خود فرستاده و بدن را مستعد به ذخيره ی چربی می نمايد. در اين حالت، به هنگام مصرف مواد غذايی، بدن فرد رژيم گيرنده دقيقاً همانند بدن اجدادمان پاسخ گفته و قسمت عمده ی مواد غذايی مصرف شده را ذخيره می نمايد. اين يک واکنش بسيار منطقی فيزيولوژيک توسط بدن بوده، و بدن با انجام اين کار در واقع سعی دارد تا احتمال بقای خود در شرايط قحطی را افزايش دهد.


حال آنکه قحطی ای در کار نمی باشد، و قبل از اينکه تمامی چربی های ذخيره شده در نتيجه ی مصرف غذا به اتمام برسند، فرد بار ديگر به خوردن غذا اقدام می نمايد، و بدين واسطه اين چربی ها هر روز بیشتر بر روی هم انباشته می گردند.

رژيم های شديد مقطعی فقط در سيگنال های فيزيولوژيکی بدن اختلال ايجاد نموده و موجب کاهش نرخ متابوليسم و مهم تر از همه مستعد نمودن افراد به چاقی می گردند.


به
اين گونه رژيم ها، رژيم های يو يو نيز اطلاق می گردد. اين بدان معناست که پس از اتمام هر دوره از این رژيم های غذايی بسيار محدود و سخت، و نيز پس از کاهش نسبی وزن بدن، مجدداً و به سرعت وزن بدن به حالت قبل و نیز مشابه و یا حتی چاقتر از زمان قبل از رژيم غذايی باز میگردد. و هر دوره از اين رژيم ها نیز، متابوليسم بدن را کند تر، کارايی بدن در سوزاندن چربی ها را کمتر و نيز بدن را برای ذخيره ی چربی مستعد تر می نمايد.


در رژيم غذايی خود هيچگاه هيچ کدام از وعده های غذايی را فراموش نکنيد!
خوردن غذا با مقادير کمتر و به تعداد دفعات بيشتر، بسيار سالم تر از خوردن وعده ها ی غذایی بسيار حجيم، و با تعداد دفعات کمتر می باشد.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

 إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ

وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ

سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

 

«1» به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. ما آن (= قرآن) را در شب قدر نازل كرديم!

«2» و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟!

«3» شب قدر بهتر از هزار ماه است!

«4» فرشتگان و (روح) در آن شب به اذن پروردگارشان براى [تقدير] هر كارى نازل مى‏شوند.

«5» شبى است سرشار از سلامت [و بركت و رحمت] تا طلوع سپيده!

 

ترجمه انگليسى

In the name of Allah Most Gracious Most Merciful. We have indeed revealed this (Message) in the night of Power.

And what will explain to thee what the Night of Power is?

The Night of Power is better than a thousand Months.

Therein come down the angels and the Spirit by Allah's permission on every errand:

Peace!... This until the rise of Morn!

 

ترجمه فرانسوى

1. Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux. Nous l'avons certes, fait descendre (le Coran) pendant la nuit d'Al-Qadr.

2. Et qui te dira ce qu'est la nuit d'Al-Qadr?

3. La nuit d'Al-Qadr est meilleure que mille mois.

4. Durant celle-ci descendent les Anges ainsi que l'Esprit, par permission de leur Seigneur pour tout ordre.

5. Elle est paix et salut jusqu'à l'apparition de l'aube.

 

ترجمه آلمانى

      1. Im Namen Allahs, des Gnنdigen, des Barmherzigen. Wahrlich, Wir sandten ihn (den Koran) hernieder in der Nacht Al-Qadr.

      2. Und was lehrt dich wissen, was die Nacht Al-Qadr ist?

      3. Die Nacht Al-Qadr ist besser als tausend Monde.

      4. In ihr steigen die Engel herab und der Geist nach dem Gebot ihres Herrn - mit jeder Sache.

      5. Friede wنhrt bis zum Anbruch der Morgenrِte.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  | 
عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم همان يك لحظه اول كه اول ظلم را ميديدم ازمخلوق بي وجدان جهان را باهمه زيبايي و زشتي به روي يكدگر ويرانه مي كردم


عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم كه در همسايه صدهاگرسنه چندبزمي گرم عيش و نوش ميديدم نخستين نعره مستانه راخاموش آن دم بر لب پيمانه ميكردم


عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم نه طاعت ميپذيرفتم نه گوش از بهر استغفاراين بيدادگرهاتيزكرده پاه پاره دركف زاهد نمايان صبحه صددانه ميكردم


عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم براي خاطرات تنها يكي مجنون صحراگردبي سامان هزاران ليلي نازآفرين راكوبه كو آواره و ديوانه ميكردم


عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم به گرد شمع سوزان دل عشاق سراپاي وجود بي وفا معشوق راپروانه ميكردم


عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم به عرش كبريايي باهمه صبرخدايي تا كه ميديدم عزيزي نابجايي ناز بريك نارواگرديده خاري ميفروشدگردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه ميكردم


عجب صبري خدادارداگرمن جاي او بودم كه ميديدم مشوش عارف و عامي به برق فتنه اين علم عالم سوز مردمكش به جز انديشه عشق ووفامعدوم هر فكري دراين دنياي پر افسانه مي كردم


عجب صبري خداداردچرا من جاي اوباشم همان بهتر كه او خود جاي خودباشدكه تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد وگرنه من به جاي او چو بودم يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل وفرزانه ميكردم


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  | 
يكي ازمشكلات موسيقي امروز ما عدم وجود تقسيم ، تعريف و دسته بنديهاي موسيقي است. به طور كلي موسيقي ايران از ديدگاه برخي از موسيقی دانهاي ايراني به دو نوع تقسيم مي شود: يكي موسيقي عاميانه كه شامل موسيقي رديف دستگاهي، موسيقي نواحي مختلف ايران و موسيقي مذهبي و آييني است، و دوم موسيقي هنري كه شامل موسيقي كلاسيك بين المللي و موسيقي ملي است. اما اين نگاه، نظر موسيقي شناسان قرن نوزدهم اروپاست كه موسيقي را به دو دسته تقسيم مي كرده اند: موسيقي عاميانه شفاهي كه بيشتر از شرق به اروپا رفته است، كه آن موسيقي پس از قرن 14 و 15 مكتوب شد و در قرن 16 يعني دوره رنسانس، باخ آن را به موسيقي هنري تبديل كرد و نوع دوم موسيقي، موسيقي هنري است. به دليل اين تقسيم بندي، غرب موسيقي فرهنگهاي ديگر را به دليل شفاهي بودن هارموني نداشتن و ... عاميانه تلقي مي كند و هنري نمي دان. در حالي كه از نظر علم اتنوموزيكولوژي اين نظر قابل قبول نيست. زيرا موسيقي بسياري از نقاط مختلف ايران ويژگيهاي زيبا و هنري دارد كه كاملاً بر همه روشن است. اگر چه امروزه نيز برخي معتقدند موسيقي «رديف» ابتدايي و عاميانه است، اما با مطالعه مي توان اثبات كرد كه اين موسيقي علمي، با شكوه، با معنا و هنري است و جايگاه خاصي در بين موسيقي فرهنگهاي مختلف دارد. در يك بررسي مي توان متوجه شد كه در ايران علم نظري موسيقي ما از زمان فارابي و ابن سينا وجود داشته است. موسيقي ما بعد از اسلام به موسيقي مقامي تبديل شد و در اوايل دوره قاجار با تغيياتي به موسيقي رديف تبديل گشت. اين بدين معناست كه ما دوره هاي مختلف، سبكها و انواع مختلف موسيقي نيز در كشورمان داشته ايم. به طوركلي ديدگاه گذشته غرب در مورد تقسيم موسيقي شرق صادق نيست. زيرا فرهنگ شرقي دو يا چند نوع موسيقي خاص خود را دارد كه نوع جدي و هنري آن كاملاً با فرهنگ موسيقي هنري كلاسيك غربي يا بين المللي متفاوت است . بنابراين بهتر است با توجه به روشهاي علمي، تجربي و مشاهده فرهنگهاي شرقي موجود، به بررسي و تحقيق پرداخت و انواع موسيقي ايران را پس از شناخت، تقسيم بندي و حتي الامكان تعريف، توصيفق و مقايسه كرد. البته موسيقي عامه پسند نمي تواند هنري باشدو بايد عواملي  را در خود تغيير دهد تا موسيقي هنري شود. اما موسيقي هنري تغيير پذير است به طوريكه مي تواند به صورت عامه پسند اجرا شود. اگر كسي شور را عالمانه اجرا  كند موسيقي جدي اجرا كرده است. به هر جهت، هر موسيقي كه بتواند در دل ما مهر، اميد، كوشندگي و حركت ايجاد كند، مي تواند موسيقي خوبي باشد و اگر اين كار را نكند، خوب نيست.

طبقه بندي موسيقي كنوني ايران :

1- موسيقي نواحي مختلف ايران :

برخي از موسيقي هاي نواحي ايران ، هنري و برخي عامه پسند و حتي مبتذل نيز هستند.

1- موسيقي دستگاهي (سنتي)

3-  موسيقي كلاسيك (بين المللي)

4- موسيقي تركيبي (ملي):

اين موسيقي را استاد وزيري پايه گذاري كرده است. در انتخاب گامها، اركستراسيون، تئوري، سازشناسي و ... از موسيقي غرب استفاده مي شود اما آهنگها حال و هواي ايراني دارند و با سازهاي ايراني و سازهاي اروپايي مدرن اجرا مي شوند. در اين تركيبها امكان دارد موسيقي عامه پسند به وجود بيايد كه امروزه نيز بيشتر موسيقي هاي تركيبي از اين نوعند.

5- موسيقي پاپ (مردمي) :


در تقسيم بندي فلسفي، اين موسيقي جزء موسيقي عامه پسند است. رايج شدن موسيقي پاپ در ايران باعث توجه بيشتر به موسيقي نواحي و دستگاهي (جدي) شده است، اما انواع موسيقي تركيبي كه خود نيز اغلب عامه پسند هستند، بعد از رايج شدن موسيقي پاپ، طرفداران كمتري پيدا كرده اند. وقتي يك موسيقي مد باشد، با آمدن موسيقي عامه پسند جديدتر، پسندها از روي مد تغيير مي كند و تيراژ موسيقي قبلي كمتر مي شود. به نظر نگارنده اگر هر نوع موسيقي كار خود را انجام دهد و موسيقي سالم (غير مبتذل) در هر نوعي ارايه شود، كارهاي جدي تر جايگاه بهتري پيدا مي كنند و بيشتر درك و حفظ مي شوند.

6- موسيقي مذهبي :

نوحه ها، تغزيه، روضه و ... بسياري از موسيقي هاي مذهبي گرايشهاي عامه پسند دارند و برخي جدي اند. از نظر ارزشي نيز برخي از اين نوع موسيقي ها، زيبا نيستند.

و از طرفي تقسيمهاي انجام شده را گاهي نمي توان كاملاً از هم جدا كرد. مثلاً بخشي از موسيقي نواحي مختلف ايران مذهبي هستند و موسيقي دستگاهي نيز گاهي حالتي دعا گونه و مذهبي دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط محسن مداح زاده  |