بيژن ترقي
ارزش خدا نزد تو در وقت گنا ه چقدراست؟
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظة اول .. كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بيوجدان ،
جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ،
چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ،
نخستين نعرة مستانه را خاموش آن دم بر لب پيمانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم يكي عريان و لرزان
ديگري پوشيده از صد جامة رنگين، زمين و آسمان را
واژگون مستانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده
پاره پاره در كف زاهد نمايان سجدة صد نامه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي
مجنون صحراگرد بيسامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو
آواره و ديوانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري ميفروشد
گردش اين چرخ را وارونه بيصبرانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم مشوش عارف و عامي
ز برق فتنة اين علم عالمسوز مردمكش ، به جز انديشة عشق و وفا ،
معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم ؟!
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
عجب صبري خدا دارد !
معینی کرمانشاهی
بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم
میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و
وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت،
خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا
چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك میشد از خواب برخاست، آن
میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پيش نمیروند،
اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد
و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی
باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود میگوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،
تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،
تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم
»،
تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد
»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»،خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمیتوانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را
هدايت خواهم كرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من
میتوانی به انجام برسانی»،
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»،
تو گفتی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به
دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك
اندازه ايمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده
ام»،
تو گفتی «من احساس تنهايی میكنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك
نخواهم كرد»،
موفقيت، موفقيت مي آورد و متاسفانه حسادت!
طي صعود شما از نردبان ترقي در شرکت، مطمئناً دوستان بسيار و تعدادي هم دشمن پيدا
خواهيد کرد. اين دشمنان، که هميشه با آنها برخورد خواهيد داشت، هميشه سعي بر اين
خواهند داشت تا شما، کارها و دستاوردهايتان را پايين آورده و تحقير کنند. اين
دشمنان، يا اصطلاح مهربانانه تر آن، همکاران حسود، اگر به حال خود رها شوند، ممکن
است مانعي بر سر راه پيشرفت شما شوند و يا تله هايي براي در دام افتادن شما ترتيب
دهند.
مشخص ترين همکاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا که در هر تلاشي که
مي کنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرک ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت
مناسبي براي تحقير شما به خاطر شکست ها و اشتباهاتتان هستند.
من که خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شرکت برخورد داشته ام،
در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا کنم: (1) خنثي کردن حسادت آنها، و (2) تلافي کردن
کارهايشان.
(1) خنثي کردن حسادت دشمنان
آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا کاري کرده ايد که باعث شعله ور
شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي کنيد و موفقيت هاي
خودتان را به رخ مي کشيد؟
اينها سوالاتي است که بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد که خودتان اسباب تنفر
ديگران را فراهم کنيد. اگر متوجه شديد که خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و
منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد
صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با
همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت
بدهيد.
اگر در گذشته بيش از حد متکبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي کنيد با
دشمنانتان صلح برقرار کنيد. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي
توانيد از هرگونه مجادله يا احساس بد و منفي دوري کنيد. اگر اينکار را به خاطر ترس
از عکس العمل دشمنانتان انجام دهيد، مطمئن باشيد که آنها متوجه اين مسئله خواهند
شد. پس بايد اين تغيير از ته قلب و مخلصانه باشد.
جلب احترام همکاران
آيا تا به حال سعي مي کرديد که خود را نفر اول و از همه کس بالاتر نشان دهيد؟
بدانيد که هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي کنيد از اين به بعد،
همکاران و ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت،
پشتيباني و احترام اطرافيان خود را جلب کنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر
کارشکنان مقاومت کنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا کنيد، ممکن است آتش
حسادت او نيز کم کم فروکش کند.
بر حسادت آنها پيشدستي کنيد
اگر بتوانيد همکار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي کنيد، خواهيد توانست بر
حسادت او پيشدستي کنيد. هرجا که لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به
آن اندازه که شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نکته اينجاست که بايد قبل از شعله ور
شدن آن حس حسادت، از آن جلوگيري کنيد.
همکارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق کنيد. سعي کنيد خودتان حسود نباشيد،
چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و
رفتارها و عملکردهاي منفي مشاهده مي کنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران
داشته باشيد.
(2) تلافي کارهاي حسودان
اگر نتوانستيد حسادت همکارانتان را خنثي کنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در
محل کار، واکنش نشان دهيد. بايد هرطور شده تلاشهاي همکارن حسود خود را براي بي
اعتبار کردن خود نابود کنيد.
اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يکي از همکاران حسود آغاز
شد، وظيفه ي شما اين است که کاري کنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نکنيد شما
نيز کاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد
داد. هميشه سعي کنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت کار
کنيد، و سعي کنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب کنيد و
تاکتيک هاي زير را به کار گيريد.
بين افراد رده بالاي شرکت، حامي پيدا کنيد
يکي از اولين کارهايي که براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است که به
دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده
بالاتر محل کارتان انتخاب کنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يکي از
مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل کمتري به در افتادن با شما پيدا
خواهند کرد.
به هيچ وجه سعي نکنيد خود را ضعيف و شکننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته
با او بنشينيد و مشکلاتتان را با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا
بااطلاع کنيد.
از همه تخلفات آگاه باشيد
کليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي کنيد از
آن واقعه مدرک جمع کنيد. حرفه اي عمل کنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار کرد، شما
مثل او رفتار نکنيد. ممکن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط کند. اگر يک ايميل تند و
زننده دريافت کرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل کنيد
که هيج يک از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد که آن
توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.
به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر کنند
نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته
باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير
عقيده و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او
امتياز بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد
کنيد، اما نه کورکورانه. ممکن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي کند، بدون اينکه
غرورش جريحه دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر کردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني
نکنيد، بخشنده و رئوف باشيد.
بهترين نتيجه را بگيريد!
برخورد با همکاران حسود موقعيت دشواري است که همه از آن فراري هستند. اما شما مي
توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينکه مشکل ساز شود، همه چيز را به خوبي
برطرف کنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد،
شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي
عمل کنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد .
واکنش نشان دادن در مقابل افرادي که شما را خوار کرده و ارزش
هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناک است. گاهي اوقات زخم هايي که
اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممکن است تا ابد باقي بمانند.
مـن خــودم به شخصه زمانيکه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي را به خاطر
مي آورم که در برهه هاي مختلف زنـدگي مرا تحقـيــر مي کردند و ارزش ها و توانايي
هايم را دسـت کـم مــي گرفتند. مطمئنـــم که همه شما تجربه اي مشـابه من داشته
ايد، شايد کمتر کسي باشد که در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نکرده
باشد. بهترين تکــنيک اين است که ياد بگيريم به جاي اينکه برخورد تند از خود نشان
بدهيم، با آنها مدارا کنيم.
در اين قسمت من چند تکنيک شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد
چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:
بايد توجه داشته باشيد که افرادي که شما را تحقير مي کنند و قصد آسيب رساندن به
شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.
بايد بدانيد که يک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير
ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي کنند، اما هيچ گاه
آنها را تحقير نمي کنند. برخي از افراد به طور کلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند
چون:
- به دليل کمبودهايي که احساس مي کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين
جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه کنند.
- قبلاً کسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير
ديگران سعي مي کنند از موقعيت فعلي خود دفاع کند..
افرادي که به شدت شما را تحقير مي کنند با اين کار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي
هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشکل آنهاست نه شما. دانستن اين
مطلب به شما کمک مي کند که راحت تر بتوانيد در کنار آنها به زندگي عادي خود ادامه
دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد که مشکل از طرف مقابل است نه شما،
مي توانيد منطقي با مسائل برخورد کنيد و از حرف ها و کنايه هاي آنها شما را آزرده
نخواهد کرد.
شايد فردي که داراي چنين خصوصياتي است يکي از نزديکان شما باشد و برايتان سخت باشد
که بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا کنيد. هيچ نيازي به اين کار نيست،
فقط سعي کنيد در بحث هايي که او راه مي اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار
بکشيد. قصد او اين است که کاري کند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد.
اين وظيفه شماست که به آنها اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. براي بدست آوردن
اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد
با افراد منفي گرا" مراجعه کنيد.
توضيحات
و نکاتي در مورد افرادي که شما را تحقير مي کنند:
زمانيکه
اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن
شما خطور مي کند. اگر چنين کاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان
ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است که آنها انتظارش را مي کشند. آنها مي خواهند
شما را عصباني کنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس
بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با
جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را
آزار داده ايد. ممکن است بعداً به خاطر حرف هايي که در عصبانيت از دهانتان خارج
شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه کاري مي توان انجام داد؟ بهتر
است يکي از موارد زير را امتحان کنيد:
زمانيکه احساس مي کنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي کند مي توانيد
بگوييد: "ازت ممنونم اما فکر مي کنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه
داري"
و يا:
"خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم"
همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي که در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم
مجبور نيستيد که بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بکشيد. شايد آنها بخواهند که از
خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است که شما واقعاً
نيازي به آن نداريد.
اگر به توصيه هاي آنها گوش کنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول کنيد، با اين کار خشم
و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد. به خودتان اجازه انجام چنين کاري
را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از کنار آنها عبور کنيد.
از
پيشنهادت ممنونم
يکي ديگر از واکنش هاي مناسبي که در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد
اين است که به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه کار
خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد. آنها منتظر
هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهيد و زمانيکه اين کار را انجام نمي دهيد،
ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.
ممنونم،
شايد حق با تو باشه
"بايرن کيتي" در کتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟"
معتقد است که بهترين واکنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو
باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيکه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي
شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها
چيست. با اين کار هم عکس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده
ايد.
ديگران تا زمانيکه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي
مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه
کاري انجام داده ايد که او به خودش اجازه داده تا يک چنين پيشنهاداتي نسبت به شما
ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟
بايد ببينيد که چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عکس العمل هاي شما،
حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص
مقابل.
اجازه
دهيد بداند که چه احساسي داريد
اگر به فکر تلافي کردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي کنيد. بايد خيلي رو راست به او
بگوييد که نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين کار را در نهايت آرامش انجام
دهيد، به عنوان مثال: "زمانيکه به نظريات من بي توجهي مي کني و آنها را
نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان کنيد و منتظر واکنش آنها
بشويد. بهتر است اين کار را زماني انجام دهيد که تک به تک با فرد مقابل تنها مي
شويد، اين امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذيت
شما هستند.
اگر چنين بحثي در محيط کار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موکول
کنيد، به عنوان مثال اگر يکي از همکارانتان به شما گفت: "من احساس مي کنم تو
نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي
دهم روي مسائل کاري تمرکز کنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام
دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاري توجه کنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي
بعد"
با اين کار، آنها را متوجه مي کنيد که هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم کاملاً
حرفه اي با آنها برخورد کرده ايد.
ساير نکاتي که در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:
شما نياز
به تاييد ديگران نداريد
گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا که از آنها انتظار
تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد
پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر
سرپرست بخش به شما بگويد: "کارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف
آخر را اصلاح کني تا کارت قوي تر شود؟" ممکن است ناراحت شويد، و به اين دليل
که توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط
متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.
اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت
ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به کار بنديد.
راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد
آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟
در برخي شرايط، ممکن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار
آيد، درصورتيکه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين کاري را ندارد. اين امر به
دليل تفکرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني که براي خودتان ساخته ايد،
بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد که وجود خارجي ندارد و تنها زاييده
خيال و اوهام ذهنيتان است.
در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض کنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما
اعتقاد داشته باشيد که او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان
فکر کنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء
استفاده کند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد که به شما نشان
دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يک چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال
کنيد که آيا واقعاً همه چيز را آنطور که هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز
معناي حاصي ندارد تا زمانيکه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينکه داستان ذهني
خودتان را وارد کار مي کنيد.
داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟
آيا منعکس کننده اعتقادات شماست؟
بايد توجه داشته باشيد که اگر خودتان احساس مي کنيد که فرد دوست داشتني نيستيد،
آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي کنند که نميتوانند شما را
دوست داشته باشند. اگر تصور کنيد که فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه
چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يک چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده
باشد که نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.
انعکاس دادن – کليد درک شخصي
نسبت به
تحقيرهاي زيرکانه هشيار باشيد
زمانيکه صبر مي کنيد و به پيغام هايي که به طور روزانه دريافت مي کنيد مي انديشيد،
به اين نتيجه مي رسيد که خيلي بيشتر از آن چيزي که تصور مي کرده ايد در معرض
انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است که دنيا پر است از انسان هايي که
قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي که مي رويد، به هر کجا که نگاه مي کنيد، هر
چيزي که در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي کنيد، و حتي تبليغاتي که
مشاهده مي کنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند که تا زمانيکه از محصولات آنها
استفاده نکنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه
نرويد، به اندازه کافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش
شخصي شما را زير سؤال مي برند.
هيچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي
کنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي که از سايرين در مورد
شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.
نگاهي
اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي که شما را تحقير مي کنند
زمانيکه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد که شما را خوار مي کنند، به ياد داشته
باشيد:
1- با تحقير کردن متقابل، کارشان را تلافي نکنيد.
2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد
درک کنيد که دليل همه اين کارها، خشم و نفرتي است که وجودشان را فراگرفته و خودشان
بايد با آن کنار بيايند نه شما.
3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يک "هديه" پيدا کنيد؟ مي
توانيد به يکي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود
آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.
4- ممکن است برداشتي که از نظريات آنها مي کنيد کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً
از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني
نمي توانيد ديگران را متهم کنيد.
5- نسبت به پيام هاي زيرکانه اي که ممکن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه
باشيد (مانند تبليغاتي که هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس
ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.
گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبي
ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده کنيد، بهترين کار را انجام
داده ايد.
www.mohsenmadahzadeh.com